|
سی زان |
||
۱) آموزش هاي مبتني بر رايانه Computer Based Training
در اين شيوه از رايانه به عنوان يك ابزار مؤثر جهت ارائه نوع خاصي از آموزش هاي offline استفاده مي شود. اين نوع آموزش عمدتاً از طريق CD هاي آموزشي (بسته هاي نرم افزاري آموزشي) ارائه مي گردد.
۲) آموزش مبتني بر وب Web Based Trainig
در حال حاضر متداولترين نوع آموزش الكترونيكي، آموزش مبتني بر وب است و به آموزشي گفته ميشود كه به واسطه اينترنت يا يك اينترانت انجام ميشود .اين روش آموزش شامل منابع آموزشي، محيط مجازي و محاوره اي است و ارتباط از طريق پست الكترونيكي، اتاقهاي گفتگو و بردهاي الكترونيكي برقرار ميشود .از مزاياي اين نوع آموزش، انعطاف پذيري و سهولت آموزش و حذف محدوديت زمان و مكان براي كاربران و سطح بندي دروس آنها متناسب با راندمان دانشجويان است.
در اين روش آموزشي، نيازي به حضور فراگير در مراكز آموزشي نيست، زيرا از طريق هر سيستم كامپيوتري، وب در دسترس است.
در مورد هزينه سرمايه گذاري نيز بايد به اين نكته توجه كرد كه آموزش الكترونيكي چنانچه در سطح وسيع مورد استفاده قرار گيرد و تعداد كاربران آن زياد باشد، به كاهش هزينه سرمايه گذار، كمك ميكند در غير اين صورت براي آموزش تعداد كمي از افراد، ممكن است خريد چند كتاب ارزانتر تمام شود .
برخي از مزاياي آموزش مبتني بر وب
كلاس هاي آموزشي به طريق سنتي نيازمند حضور فيزيكي استاد و دانشجويان در مكان و زمان معين مي باشد. در اين گونه كلاس ها مطالب درسي به شكلي يكسان به همه دانشجويان ارائه مي شود و دانشجويان موظفند كه با سرعتي كه استاد تدريس مي كند پيش روند. در اين گونه سيستم ها مركزيت با آموزگار (Trainer) مي باشد. اما در آموزش از طريق وب مركزيت اصلي با فراگير (learner) است زيرا فراگير با توجه به توان و استعدادها و علاقمندي هاي خود درس را دريافت مي كند و با سرعتي كه خود مي خواهد پيش مي رود.
همچنين به او فرصت داده مي شود كه درس را بارها و بارها مرور كند و سپس مشكلات و سئوالاتش را با معلم خود مطرح كند. در آموزش سنتي دسترسي به استاد در ساعت هاي معين امكان پذير است و غالباً به صورت حضوري ميسر مي شود. در صورتي كه در آموزش از طريق وب فراگير هر وقت كه بخواهد مي تواند با فرستادن نامه الكترونيكي و يا شركت در قرارهاي online كه استاد نيز حضور دارد به استاد دسترسي پيدا كند.
كاربرد كامپيوتر در آموزش
كاربرد كامپيوتر در آموزش به سه بخش عمده تقسيم مي شود
Computer Assisted Instructor (CAI)
در اين روش از كامپيوتر به عنوان يك ماشين آموزش دهنده جامع استفاده مي شود كه براي به دست آوردن اهداف آموزشي خاص ولي محدود، دروس مجزايي را ارائه مي دهد. كاربردهاي مختلف (CAI) در تمرين، دروس خصوصي، شبيه سازي و حل مسايل مي باشد. (CAI)، اصطلاحي است براي نوعي برنامه آموزشي كه از مباحث درسي، تمرين ها و جلسات پرسش و پاسخ جهت تدريس و آزمايش آموخته هاي دانشجو تشكيل مي گردد.
Computer Management Instructor (CMI)
از حافظه و قدرت ارزيابي كامپيوتر به منظور سازمان دهي به روند آموزش و بررسي پيشرفت دانشجويان، استفاده مي كند، نيازي به انتقال خود درس از طريق كامپيوتر نيست.
Computer Medidated Education (CME)
با ورود IT دریچه جدیدی به روی مخاطبین گشوده شده که به مدد آن، نظام آموزشی، قادر است حتی در قالب بازی، پیامهای آموزشی و تربیتی خود را از چاردیواری کلاس به درون خانه دانش آموزان برساند و این فرصتی است تا آن بخش از مفاهیم که نمیتوانیم، بوسیله کتابهای درسی انتقال دهیم، به مخاطب برسانیم .
اما در این مورد یکی از بزرگترین مشکلاتی که با آن مواجه هستیم، فقدان کارشنلسی آموزشی و نظارت بر تولید و عرضه بسته های آموزشی است.
مشکل اول، بخش عمده ای از نرم افزارها توسط افرادی تهیه میشود که فقط سواد کامپیوتری را پشتوانه خود دارند، اما به نیازسنجی مخاطب و شیوه های انتقال محتوا توجهی ندارند و به سود اقتصادی خود می اندیشند و در این مسیر به توفیقاتی کلان رسیده اند. این بسته ها، صدای معلمی است که مطالبی را از روی متن میخواند و بازهم دانش آموز مجبور است به تصویر نمایشگر که به مراتب کوچکتر از تخته کلاس است نگاه کند بدون آنکه کمی به شنیده هایش بیندیشد، واکنشی نشان دهد و یا آنکه شیطنتی از خود بروز دهد.
اما مشکل دوم، معلمان و مدیرانی هستند که فاقد سواد کامپیوتری بصورت تخصصی هستند و این گروه هنوز به کلاسهای گچ آلود و خستگی سخنرانی عادت دارند و شاید گاهی به عنوان سرگرمی به فیلم و نرم افزارهاِی آموزشی نگاه میکنند اما از اهمیت و نفوذ این شیوه تدریس و کاربرد تکنولوژی آموزشی در عصر ارتباطات و اطلاعات غافل مانده اند.
مشکل سوم، نظام آموزش و پرورش کشور ماست که هنوز برای استفاده از ITآماده نیست، بسیاری از مدارس ، فاقد زیرساختهای سخت افزاری هستند، مثلا در دوره متوسطه، سرانه هر دانش آموز فقط ۶٣ دستگاه رایانه است که این رقم برای دوره های ابتدایی و راهنمایی بسیار تاسف بار است. همچنین محتوای آموزشی و کتابهای درسی متناسب با این شیوه آموزش نیست.حجم محتوا به اندازه ای است که فرصتی برای کاربرد تکنولوژی باقی نگذاشته است و تمرکز نظام آموزشی، بدون هیچ انعطاف، شیوه های تدریس و ارزشیابی سنتی را برای همه دانش آموزان در تمام کشور یکسان تجویز میکند.
بنابراین بجای تماشای نقش ایوان، باید از ابتدا شروع کرد، محتوای آموزشی را با این نظام، تجدیدنظر کرد و آنگاه به سراغ کابرد تکنولوژی رفت تا بیش از این از دنیای مدرن عقب نمانیم ..
از اولین روز که هرکودک شش ساله وارد مدرسه میشود، پیش از هرچیز چشم به دنیای ریاضی وامیکند، و در طی سالهای تحصیل در دوره عمومی ابتدایی و راهنمایی بیش از یکهزار ساعت ریاضی میخواند که چیزی حدود یک پنجم معلوماتی که در این ٨ سال میخواند، اما نکته اساسی آنست که آیا به همین میزان نیز چیزی از آن میفهمد؟ یا آنکه میتواند درصدی از آنچه را که خوانده در زندگی خود به کار بسته و از آن استفاده کند؟
تنها خاطره همه ما از ریاضیات غولی است که در هیچ سالی مهار نشده است و آموزش ریاضیات یعنی آنکه کودک در گوشه ای بنشیند و مسایل کتاب درسی و آموزشی را حل کند، همین و بس و حقیقت تلخ آنکه در خانه و مدرسه و جامعه نیز تاکیدی افراطی بر فن محاسبه گری شده و از آموزش صحیح مفاهیم غفلت شده است و این در حالی است که هدف از آموزش ریاضیات، پرورش افرادی منطقی برای جامعه فرداست . با این هدف ، پس برای محتوا و شیوههای تدریس در هر سن باید تفاوتی قائل شد.
تحقیقات روانشناسی معتقد است که یادگیری در سنین کودکی باید ملموس و عینی باشد، پس آموزش مفاهیم ریاضیات نیز از این قائده مستثنی نبوده و باید کتابهای درسی با عناوین محدود به آموزش مفاهیم عینی بپردازدتا ذهن کودک را برای درک برخی مفاهیم ساده آماده کند، آنها را با درست اندیشیدن آشنا کندو برای استفاده از مفاهیم ریاضی در زندگی روزمره زمینه سازی کند اما در دوره راهنمایی نیز باید استمرار این اهداف پیگیری شود، تا نوجوان بفهمد که انگیزه مطالعه ، ترس از امتحان یا کسب نمره قبولی نیست بلکه هدف ا زمطالعه ریاضی ، توانایی درست اندیشیدن است و بکاربستن صحیح دانش و معلومات .
بعد از سه دهه از ایجاد دوره راهنمایی، کتابهای ریاضی باید با توجه به دنیای مدرن مورد بازنگری واقعی قرار گیرد و درآموزش ریاضیات بجای حفظ تعریفها و قضیه های خشک با کاهش محتوا و حجم منابع ، زمینه ها یی را فراهم کنیم که به شیوه ریاضی و با نظم منطقی و روشهای استدلالی بتواند مسایل زندگی خود را حل کند و در فعالیتهای گروهی شیوههای زندگی در جامعه را تمرین کند.
کاهش محتوا و حجم منابع درسی برای دانش آموزان بخصوص در دوره تحصیلات عمومی، این فرصت را فراهم میکند که بطور واقع گرایانه به مفاهیم فکر کند ، راه حلها را پیدا کرده و بهترین و ساده ترین آن را برگزیند.
آموزش مفاهیم ریاضی به کودک امروز و صاحبان جامعه فردا این امکان را میدهد تا بطور بنیادی به مسایل اطراف خود نگاه کند که هدف از آموزش و پرورش است و « آدام اسمیت » از آن به عنوان ثروت یاد میکند.
آموزش مفاهیم ریاضی میتواند فرآیندی باشد برای جهت بخشیدن به رفتار فراگیر ازیکسو و افزایش انگیزه ای که محصل، ریاضی را برای نمره نخواند و در این صورت به خودی خود ، آمار افت تحصیلی که شاخص آن مردودی ریاضی است تا حد بالایی کاهش خواهد یافت .
شورای ملی آموزگاران ریاضی آمریکا در سال ١٩٨٩ملاکهای زیر را در خصوص دانش ریاضی مطرح کرده است :
١ – فراگیران باید بیاموزند که برای ریاضی و حضور پرنفوذ آن در تمام زمینه های زندگی احترام بگذارد.
٢ – فراگیران باید بیاموزندکه استدلال ریاضی داشته باشند.
٣ – بیاموزند که با دنیای اطراف خود ارتباط ریاضی برقرار کنند.
٤– از توانایی ریاضی خود اطمینان حاصل کنند.(1)
حال جای آنست که یکبار دیگر سوال آغازین را تکرار کنیم که در مدارس خود چگونه برای رسیدن به این اهداف زمینه سازی کرده ایم؟ و تا چه حد از این آموزشهای خود نتیجه گرفته ایم ؟ آیا آنچه در کلاسهای ریاضی بین معلم و محصل میگذرد ، رسیدن به همین آموزه هاست؟
1- منبع : مجلات رشد
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|