|
سی زان |
||
مرحوم دكتر شريعتي، امام علي عليه السلام را حقيقتي برگونه اساطير ميخواند.كه هنوز هم بعد از 1400 سال، شناخت ابعاد وجودي آن حضرت و رفتار و منش ايشان نيازمند واكاوي و انديشه است.
برخلاف آنچه مرسوم است اينكه عظمت و بلندي حضرت علي (ع) بي نياز از نگاه مدح آلود ما زمينيان است و آنچه در اين چند روز همه جا فراگير ميشود، اگر نيك بنگريم و با محك نهج البلاغه بسنجيم، چندان عياري ندارد.
آن حضرت كه دزديدن خلخالي از دخترك يهودي را برنتافت ، چگونه رفتار ظالمانه ما را نسبت به هم كيشان و همنوعان حتي به بهانه جشن ميلادش مي پسندد.
اين ايام فرصتي است كه يكبار براي هميشه در خودمان بنگريم، رفتار و كردارمان را با ميزان علي (ع) بسنجيم كه حتي يك قدم همراهي با ايشان،
تضمين رسيدن به قله سعادت دنيا و آخرت است.
با تبريك 13رجب، سالروز ميلاد امام المتقين ، علي، عليه السلام گلواژه هايي از آن امام همام تقديم جويندگان راه سعادت.
1- ناتوان ترين مردم كسي است كه نتواند دوستي براي خود پيدا كند و ناتوانتر از او كسي است كه قادر به حفظ دوست خودنباشد.
2- رفتار كريمانه آنست كه از بدي ديگران چشم پوشي كني.
3- كردار زشت ديگران را با خوشرويي به او گوشزد كن.
4-ستايش بيش از حد، نشانه چاپلوسي است
5- ارزش انسان به اندازه همت اوست.
6- فرصتها چون ابر بهار درگذرند، پس فرصتها را به بيهودگي از دست نده.
7- خردمند كسي است كه هرچيز را در جايگاه آن نگهدارد.
8- خودپسندي ، مانع از رسيدن به آرزوهاست.
9- اگر بر دشمنت پيروز شدي، به شكرانه آن، اورا ببخش.
10- اظهار توانگري ، نشانه سپاسگزاري است.
تربيت و آموزش،«مجموعه تدابير و كوششهاي نظامدار است كه منجر به تغيير رفتار ميشود»(1) و هدف عمده نظام آموزش و پرورش در جهان معاصر به تربيت نسلي فعال و خلاق ارتقا يافته تا با ذهن باز و متفاوت از ديگران بيانديشد، تحقيق كند و كوركورانه نپذيرد، اما نبايد از نظر دور داشت كه «آموزش به نحوه يادگيري محصل وشيوه ياددهي معلم بستگي دارد»مخصوصا آنكه در هزاره سوم، اصول يادگيري برچهارستون، يادگيري چگونه زيستن، چگونه شدن، چگونه باهم زيستن و چگونه انجام دادن تعريف شده است كه محصول اين يادگيري، تربيت نسلي
است كه ديدن را بر شنيدن و فهميدن را بر حفظ كردن ترجيح ميدهد.
«آموزش و پرورش، فرآيندي يك جانبه نيست بلكه هم معلم و هم محصل در اين فرآيند مسووليت دارند»(2) وزمانيكه شاگرد باخود و ديگري درتعامل باشد،يادگيري اثربخش ميشود و محيط آموزش،پايه اينگونه تعامل است. « جوﹼكلاس، نشاني از آزادي عمل و خودانگيختگي دانش آموزان است...وظيفه معلم، ايجاد شرايط مناسب يادگيري، هدايت دانش آموزان و ايجاد فرصت يادگيري براساس تسلط دانش آموزان به آموختني هاست. »(3) اما در يك كلاس شلوغ – چه از نظر تعداد نفرات و چه بواسطه كوچك بودن فضاي كلاس- كه ميزهاي دانش آموزان تا فاصله يك متري تابلو چيده شده و حتي حركت به سختي انجام ميشود، چگونه ميتوان شرايط مناسب يادگيري فعال را ايجاد كرد؟
در سالهاي اخيركه نظام آموزشي كشورهاي مدرن، الگوي ما قرار گرفته و مليونها دلار صرف هزينه تجهيز مدارس به فناوريهاي روز شده، در شلوغي كلاسها، نه تنها هيچ نتيجه اثربخشي از آن عايد نشده بلكه بعلت آنكه امكان استفاده از آن فراهم نيست فقط اتلاف سرمايه را درپي داشته است.
شلوغي كلاس و تراكم دانش آموزان، همه ساله در جلسات شوراي دبيران و گروههاي آموزشي مورد انتقاد معلمان بويژه دبيران رياضي، علوم، فيزيك و شيمي است، اما هميشه يك جواب داشته، كه براساس بخشنامه مرز تفكيك كلاس عمل ميشود و حتي در اين سالها كه جمعيت دانش آموزي در برخي مناطق كاهش يافته، مسوولان بجاي استفاده از اين فرصت طلايي براي بهبود كيفيت آموزش،باادغام چندكلاس،همچنان سعي درتشكيل كلاسهاي شلوغ داشته و درمقابل، تعدادي از معلمان جوان و انرژيك را بعنوان مازاد معرفي كرده و به كتابخانه و... فرستاده ميشوند.
اگر مدعي هستيم برنامه هاي آموزشي و تربيتي ما متناسب با برنامه هاي كشورهاي توسعه يافته است، آيا مواد آموزشي، فضاي آموزشي، شكل تشكيل كلاس و شخصيت معلم و مربيان نيز متناسب با جامعه توسعه گراست؟
سياستگذاران و برنامه ريزان آموزشي كه نظام متمركز را برگزيده اند، بهتراست كه لااقل مرز تفكيك كلاسها را به مديريتهاي شهرستانها واگذاركنند تا باتوجه به مساحت فضاي آموزشي و موقعيتهاي آموزشي موجود، كيفيت آموزشي را بهبود بخشند. باكمي دورانديشي ميتوان نتيجه گرفت كه در روند آموزش،«گاهي كمتر، بيشتر است». در كلاس شلوغ كه معلم به شيوه شنيداري متوسل ميشود، اغلب دانش آموزان از آموزش محروم ميشوند درحاليكه در كلاسهاي خلوت، از انواع شيوه هاي فعال آموزش ميتوان استفاده كرد و دانش آموزان با مشاركت فعال و روابط صميمي با همكلاسان و معلم بهتر ياد ميگيرند.
1-علي علاقه مند/جامعه شناسي آموزش و پرورش /انتشارات دانشگاه پيام نور
2- علي اكبر شعاري نژاد/ رشد تكنولوژي آموزشي / ارديبهشت 84
3- عادل يغما/ رشد تكنولوژي آموزشي / اسفند 83
اولين نمايشگاه جاذبه هاي گردشگري نوش آباد به همت انجمن دوستداران آثار تاريخي و مفاخر اين شهر برگزار ميشود.
در اين نمايشگاه، صنايع دستي، هنرهاي سنتي، اشيا كشف شده از مناطق باستاني شهرزيرزميني وسرستونهاي تپه كهريز براي اولين بار به نمايش گذاشته ميشود.
ميراث معنوي شامل آثار به جامانده از شهداي دفاع مقدس و نيز آداب و رسوم سنتي مردم نوش آباد در پاسداشت فرهنگ عاشورا نظير نسخه هاي سقاخواني، آيين كتل و طوغ برداري و نيز مراسم سنتي ماه رمضان از ديگر بخشهاي اين نمايشگاه است.
غرفه مردم شناسي شامل، مكاتبات و دست نوشته هاي علما وبزرگاني مثل علامه ملامحمد زمان ، ملا علي اكبر نوش آبادي و ... ازساير قسمتهاي اين نمايشگاه است.
اين نمايشگاه از تاريخ 20 تيرماه87 به مدت ده روز در سالن اجتماعات مدرسه شهيد تقويشاد نوش آباد برپا خواهد بود.
اگر يك ماه رمضان در نوش آباد باشي، هر سحرگاه، در تاريكي شب صدايي را مي شنوي، گويي كه صداي فرشته اي است كه در گوش تو نجوا ميكند.
«شب خيز كه عاشقان به شب راز كنند گرد برو بام دوست پرواز كنند»
در آن سكوت سياه و سنگين شب، صداي پير سالخورده اي را مي شنوي كه با تمام صداقت خود، اين شعر را بر لب جاري ميكند و آنگاه كه با صد اكراه چشم بازكني، خلسه اي آسماني ترا در خويش فرو مي برد.
اين بيت، آشناترين شعر در خاطره پيران سالخورده اي است كه در همسايگي مساجد نوش آباد اقامت دارند، بدون آنكه شاعر آنرا بشناسند ، سالها با اين شعر سحرهاي ماه رمضان را به ميهماني خدا رفته اند.
ميگويند:از روزگاران قديم، رسم براين بوده كه شخصي در همسايگي هرمسجد، ساعتي قبل از اذان صبح بر بلنداي ماذنه مسجد رفته تا به اصطلاح با "سحرخواني" خود مردم را براي سحر بيدار كند و برخي نيز از بالاي پشت بام منزل خود در دل شب، از زمين راهي به آسمان مي گشودند.
از هم صحبتي سحرخوانان مي فهمي كه سحرخواني ، هيچ آداب و رسوم خاصي ندارد جز يك دم نفس صادق و يك دل آسماني تا دل از هرچه نيست بركني و به آنكه هست بپيوندي.
سحرخواني، در دو مرحله انجام مي شود. بخش اول به منزله بيدارباش عمومي است و سحرخوان، ساعاتي قبل از اذان صبح شروع به خواندن اشعاري در فضيلت ماه رمضان و منقبت اهل بيت (ع) مي كند. سپس به منزل برگشته و بعداز صرف سحري كه زماني حدود نيم ساعت بطول مي انجامد، دوباره به مسجد آمده و به خواندن دعاي سحر مي پردازد كه تا اذان صبح ادامه مي يابد.
"حاج عبدالله عبدالهي " از پهلوانان قديمي اين شهر،با همان مرام عياري خويش، از پشت بام منزل خود در طول سال پيش از اذان صبح به استقبال سپيده ميرود و با صوت دلنشين خود به سحرخواني مي پردازد و عجبا آنكه حتي سرماي استخوان سوز زمستانهاي برفي كوير نيز نتوانسته مانع اين كار او شود.
مسجد تاريخي علي(ع) يكي از دو مسجديست كه هنوز ميتوان ماذنه آن را ديد. همسايگان اين مسجد سالهاست كه خاطرات ماههاي رمضان خود را در طنين اذان " استاد حسن نجارزاده " به خاطر سپرده اند.
و بسيارند آنها كه اولين خاطره از ماه رمضان و روزه اولينشان، با سحرخواني "حاج علي چاوشيان" پيوند خورده است آن هنگام كه همنواي امام سجاد(ع) مي خواند: " الهي انت دعوتني اليك "
و يا اگر در تاريك روشن يك صبح بهاري همت كني و از كنار درخت "گز" پير و كهنسال به طرف قلعه سيزان بروي، صوت حزين "حاج حسين عمارتي" را مي شنوي،
وچه نيك انديش بودند گذشتگان ما كه بجاي صداي گوشخراش سنج و دهل در نيمه شب كه همه را خوابزده ميكند، با صوت خوش، همسايگان را به ميهماني خدا دعوت ميكنند.
واين همه آن چيزي است كه ميتوان گفت اما بسيارند ناگفته هايي كه جز به اشك چشم نمي توان سفت. هرچند كه نوشتن از اين سنت ديرينه را ميتوان در يك نوشته چند سطري خلاصه كرد، اما آنچه كه در وصف نايد و در كلام نگنجد، حالات دروني و ا حساسات معنوي سحرخوانان است كه با وجود كهولت سن، بر تاريكي شب زده و فضيلت آسماني شدن را جستجو ميكنند و صد افسوس كه در اين تماشاي ما زمينيان خفته در عصر تكنولوژي، سنتي ديگر به فراموشي سپرده ميشود، چرا كه چشمان تنگ و زمانزده ما چيزي بيشتراز ساعت و رايانه و نظاير آنرا نمي بيند و هر روز كه ميگذرد، بيشتر به تاريكي عادت ميكند، از اينرو كه آيين روشني و روشني بخشي را فراموش كرده ايم.
و شايد اگر كمي بيشتر درنگ كنيم، انگشت گزيدني بماند و خاطره اي كه آن نيز به مانند صاحبان آن به خاموشي خواهد رفت، آنسان كه ديگر هيچ گوشي سحرخواني"حاج ميرزا عبادي " و "استاد ميرزا حلاج زاده" را نشنيد به مانند همه آنها كه در سالهاي گذشته به حقيقت پيوستند.
بي شك، در فرهنگ ايرانيان دينمدار، ماههاي رمضان و محرم از قداست خاصي برخوردار است و شايد فلسفه برپايي هر مراسم ، در هرگوشه اي ، تلاشي بوده براي حفظ قداست و معنويت اين ايام ، كه توسط پيشينيان انجام مي شده و سينه به سينه براي آيندگان به يادگار مانده است.
از مهمترين مراسم آييني نوش آباد، "سحرخواني" ماه رمضان و"سقاخواني" ماه محرم است كه اگر بي نظير نباشد ميتوان ادعا كرد كم نظير است و نوشتن از آن، حق مطلب را ادا نمي كند چراكه حرفي است از جنس دل و مستند سازي آن به كمك صدا و تصوير حداقل تلاشي است براي معرفي و ماندگاري آن.
سایت آفتاب
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|