|
سی زان |
||
در اين روزهايي كه آدم نوعي احساس سبكي و پرواز دارد، در وبلاگ خانم فرهمندپور كه يك معلم بازنشسته است ، از اتفاق متن زير را خواندم كه با ظرافت تمام، نجوايي عارفانه را تجلي ميكند. با عرض سلام و سپاس حضور ايشان و همه خواندگان متن زير را تقديم ميكنم. shfarahmandpour.blogfa.com
گفتم: خستهام
گفت: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید
گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه میدانی! شاید موعدش نزدیک باشد )
گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره کنی تمامه!
گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه – مهربان است
گفتم: دلم گرفته
گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
گفت: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا آنهایی را که توکل میکنند دوست دارد /
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم ؛
گفت: فانی قریب
.:: من که نزدیکم
گفتم: دوست دارم مرا ببخشی
گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید
گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری میتوانم بکنم؟
گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگر نمیدانید خداست که توبه را از بندههایش قبول میکند؟
گفتم: دیگر روی توبه ندارم
گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه
گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟
گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها را میبخشد
گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا میبخشی؟
گفت: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟
گفتم: نمیدانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم میزند؛ ذوبم میکند؛ عاشق میشوم! ... توبه میکنم
گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفت: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟
گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار میتوانم بکنم؟
گفت: اذکرواالله ذکراکثیرا وسبحوه بکرة واصیلا هوالذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النوروکان بالمؤمنین رحيما
.:: خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههایش بر شما درود و رحمت میفرستند تا شما را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است.
گفتم: هیچ کسی نمیداند تو دلم چه میگذرد
گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش
گفتم: غیر از تو کسی را ندارم
گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم ::.
«آموزش و پرورش فعاليتي است كه نسل بالغ درباره نسلي كه هنوز براي حيات اجتماعي نارس است به جا مي آورد(1)»اما آموزش رسمي چه مدرسه يا دانشگاه ، همه نياز نسل امروز را برآورده نمي كند و نمي تواند براي آينده نيز تصوير روشني را ترسيم كند.چراكه به قول ايليچ،« ما بي آنكه لحظه اي فكر كرده باشيم، سه اصل را به عنوان اصول بديهي پذيرفته ايم. اول آنكه بچه ها بايدبه مدرسه بروند،دوم آنكه در مدرسه چيز يادبگيرند و سوم آنكه، مدرسه تنها جايي است كه مي تواند آموزش بدهد كه اين منتهاي ناخودآگاهي و يا اوج مسموميت توسط ايدئولوژي مدرسه است»(2).
كار مربيان نظام آموزشي ماچيزي شبيه فروش برنامه هاي درسي بسته بندي شده است و دانش آموز و دانشجو، بيشتر از كلاس درس،از محيط و ارتباطات موجود در مدرسه و دانشگاه بهره مي برد و كتابهاي درسي را فقط براي كسب نمره حفظ مي كند و كمتر چيزي از واقعيتهاي جامعه مي خواند.
اصطلاح«برنامه درسي پنهان» را اولين بار "جكسون " در كتاب زندگي در كلاس درس بكار برد كه نظام غيررسمي مدرسه را توصيف ميكند و منظور از آن قوانين رايج در موسسه است كه فراگير بايد آنرا تشخيص داده و بدان عمل كند.
برنامه درسي پنهان،قانون نوشته شده و تعريف شده اي نيست كه بتوان در كتابي خواند يا معلم آنرا تدريس كند بلكه شرايطي است كه فراگير را باموقعيت خودآشنا كرده و براي زندگي واقعي آماده ميكند.اما محیطهای آموزشی رسمی، باشرایط موجود چیزی جدای از واقعیت جامعه شده اند، زیرا آنچه دراين محيط آموزش داده می شود با آنچه در خانه و جامعه اتفاق می افتد بسیار فاصله دارد. فراگير یادنمی گیرد چگونه مسائل پیچیده اجتماع را حل کندومعلم فرصتي ندارد تاراه تجربه علمی دريافت مفاهيم زندگي را به دانش آموز یادبدهد كه چگونه مسائل خود را مطرح سازد و چگونه با ديگران همکاری کنند و چگونه انتقاد کنند.
مدارس ما، مجموعه ای درهم تنیده است از ورزشگاه، پارک،پادگان و درآخرمدرسه، که بدلیل ناشناخته ماندن شخصیت ونیازهای دانش آموزان و کوتاهی کردن خانه و جامعه ،بالاجبار، مدارس نقش همه را یکجا به عهده دارد.
در چنین فضایی بهترین استعدادها در کنار بی انگیزه ترین افراد نگهداری میشوند. حتی اگر به قیمت ازپاافتادن معلم و ارکان مدرسه شود. در حالی که اگر تعریف درستی از آموزش، تربیت، انسان، دانش آموز، فرزند، معلم و مدرسه داده شود، بسیاری از مشکلات و مسائل در آموزش و پرورش نخواهد بود. برای اصلاح نظام آموزشی بهتر است یکبار دیگر سخن روسو را مرور کنیم. «هدف آموزش و پرورش ، گرد آوری و انباشت اطلاعات نیست بلکه به کار گرفتن توانایی اندیشیدن و فهمیدن است» (3)
..............................................................................
(1و 2 ) علي علاقه بند/جامعه شناسي آموزش و پرورش
(3) سعيد راصد/ رشد تکنولوژی 5 بهمن 85
هفته گذشته فرصتي شد تا كتاب «كاركردهاي نظام سياسي در فرآيند توسعه» را بخوانم.اين كتاب مجموعه اي است از مصاحبه هاي زنده ياد دكتر حسين عظيمي كه توسط انتشارات سازمان مديريت در سال 84 منتشر شده است.
در انديشه هاي دكتر عظيمي، تئوري توسعه انساني مهمترين نقش را ايفا ميكند. نوشته زير برداشتي است كه در تقارن مطالعه اين كتاب و اجراي طرح جمع آوري اطلاعات اقتصادي نوشته ام.
فاصله ما تا جامعه مدرن
1- در جامعه سنتي، كارها با تجربه و خطا پيش ميرود و اعتقادي به روشهاي علمي نيست در حاليكه در جامعه مدرن، مشكلات را متخصصين حل ميكنند.
2-اقتصاد، يك علم اجتماعي است كه هدف آن معطوف به بهبود وضعيت مردم است.
3- «با گران شدن انرژي دو اتفاق خواهد افتاد، اول آنكه مصرف انرژي معقول ميشود دوم آنكه بودجه دولت اضافه شده و به طرف غيرمردمي شدن خواهد رفت و دراين معادله برآيند كل، منفي شده وباعث كاهش كارآيي كل اقتصاد مي گردد. (1) »
در سالهاي اخير با توجه به مصرف بي رويه مردم در مصرف انرژي، تئوري گران شدن آن توسط دولتمردان مطرح شده است و در اين روزها شدت بيشتري گرفته است.از آنجا كه اين شيوه سياستگذاري قبلا آزموده و منجر به خطا شده است ، بهتر است كه برنامه ريزان،براي مصارف معيشتي مردم، ميزان نرمال مصرف را به نرخ عادلانه و رايانه اي تعريف كنند و براي مصرف مازاد بر عرف، نرخ تصاعدي حساب كنندبطوريكه مازاد مصرف ، مقرون به صرفه نباشد. آنگونه كه براي بنزين عملي شد و نتايج آنرا برنامه ريزان ديدند.
(1)-- زنده ياد دكتر حسين عظيمي/روزنامه ميهن شماره 19 سال 1376
اگر به عقب برگرديم،نخستين كوششها براي همگاني كردن آموزش پرورش از آمريكاي لاتين در اواخر قرن19 با انديشه ايجاد يك جامعه ملي متحد، عادلانه و دموكراتيك آغاز شد.چراكه به اعتقاد بنيتوخوآرز- رييس جمهوروقت مكزيك -«آموزش و پرورش، اولين پايه پيشرفت هر ملت است ».اما چگونه به اين انديشه بايد جامه عمل پوشاند؟
اگر راهيابي همه كودكان به مدرسه را عدالت بدانيم و در هر آبادي يك مدرسه ايجاد كنيم و معلمان را بي توجه به مشكلات آنها به نقاط دور دست روانه كنيم،آنگونه كه در طي ساليان گذشته تجربه كرده ايم، عدالت آموزشي نيست، كه در واقع فريب خورده ايم.
آموزش و پرورش مهمترين ثروتي است كه در جامعه توزيع شده و به مدد آن، مردم توانسته اند مشكلات خود را تحليل كنند و استعدادهاي خود را پرورش دهند ولي فراموش نكنيم كه برخورداري از آموزش و پرورش يكسان در نهايت به نتايج تحصيلي برابر، ختم نمي شود چراكه برخي از گروههاي مردم از امتيازات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي برخوردار هستند وبه آنها امكان ميدهد تا بيشتر و جلوتر از بقيه رشد كنند كه به نوعي تبعيض دامن ميزند.
آنچه در كتابها تدريس ميشود، براي طبقه خاصي نوشته شده كه هيچ ارتباطي با زندگي واقعي بقيه برقرار نمي كند و حتي اين شكاف عامل بي علاقگي دانش آموزان به درس شده و در نتيجه فراگيران، دچار اختلال در آموزش نظير ترك تحصيل يا تكرار پايه و مردودي ميشوند.
در دنياي مدرن امروز، بايد به مفيد بودن دانش و اطلاعات مدرسه توجه كرد.بايد به الگوهاي ارائه شده و انطباق آن با ارزشهاي جامعه توجه كرد.باتوجه تحولات سريع جامعه، نوسازي نظام آموزشي را بايدجدي گرفت.
پيشرفت علم و تكنولوژي، اصلاح و تجديد نظر در منابع آموزشي و محتواي كتابهاي درسي و شيوه هاي تدريس و تعريف از آموزش و پرورش را ايجاب ميكند و غفلت از آن باتوجه به سرعت تغيير اطلاعات با شدت بيشتري باعث عقب ماندن از دنياي مدرن و عدالت آموزشي را خواهد شد.
گام اول عدالت آموزشي، تغيير نگاه به بودجه نظام آموزشي مدرسه است. اگر آموزش و پرورش به مانند ساير دستگاهها ديده شود مي توان با افزايش تراكم كلاسها و تعطيلي مدارس كم جمعيت و حذف مواد تربيتي، هزينه ها را كاهش داد اما اگر هدف افزايش كيفيت خدمات باشد، بايد هزينه سرانه را بالا برد و كلاسهاي كم جمعيت با تجهيزات آموزشي تشكيل داد، مخصوصا در اين سالها كه درصدي از جمعيت دانش آموزي كاهش يافته است تا هم بازدهي نظام آموزشي افزايش يابد وهم دربلند مدت از اتلاف هزينه جلوگيري ميكند.
چيزي حدود يك چهارم جمعيت كشور بطورمستقيم با آموزش و پرورش در ارتباط است كه بايد معادل اين حجم خود از سرانه كشور بهره مند شود.
گام دوم رفع تبعيض ميان آموزش عمومي و آموزش عالي است. طي سالهاي اخير، آموزش عالي فوريت سياسي پيدا كرده و مدرسه كه در مقام سنگ بناي دانشگاه تلقي ميشود،از امكانات كمتري برخوردار شده است.به عنوان مثال، مقايسه سهم سرانه دو دستگاه كه كيفيت را فدا كرده و معلمان با ارتقا تحصيلات به موسسات آموزش عالي رفته اند و يا آنكه خود اقدام به تاسيس مدارس خصوصي كرده اند تا مشكلات اقتصادي اوليه زندگي خود را تامين كنند در حاليكه دستمزد اساتيد دانشگاه به يكباره چندبرابر شد و هيچ اعتراضي برنيانگيخت و اين جداي از معلماني است كه به مشاغل نظير مسافركشي و بنايي وكارگري ... پرداخته اند و اساتيدي كه در كار تجارت و ...پرداخته اند.
براي ايجاد عدالت آموزشي ابتدا بايد تجديدنظرهاي زير را عملي ساخت.
1- ميان اعتبارات آموزش و پرورش و آموزش عالي تعادل بهتري برقرار كرد.
2- جايگاه معلمان در جامعه مورد تعمق و تامل مجدد قرار گيرد.
انتظار وسيع و فشارهايي كه در غياب خانه و جامعه بر دوش معلمان نهاده شده، در بسياري از موارد به خستگي مفرط معلم و تنش و بيماريهاي عصبي مي انجامد و اين امر علاوه بر تهديد سلامت وي، بر عملكرد آنها تاثير منفي ميگذارد، بنابراين علاوه بر حمايت حرفه اي ، لازم است شرايط كار در مدرسه به نحوي سازمان يابد كه رضايت معلمان را تامين كند كه در اين صورت، آموزش و پرورش كه تحرك و انعطاف را به جامعه بخشيده است، خود نيز طراوت و تازگي خواهد يافت.
استفاده از وسایل سمعی و بصری در آموزش به سال های 1900 باز می گردد . در اوایل قرن حاضر دست اندرکاران آموزش به اهمیت به کارگیری وسایل سمعی و بصری در آموزش پی بردند و در ابتدا فقط وسایل بصری به کار گرفته شد . اولین وسایل بصری به کاربرده شده در مدارس امریکا را می توان اسلاید و فیلم های آموزشی نام برد .
با شروع جنگ جهانی دوم کانون فعالیت ها در زمینه وسایل سمعی و بصری از محافل تعلیم و تربیت به ارتش امریکا منتقل شد و در دوران جنگ بسیاری از وسایل مانند پرژکتور و اورهد برای اولین بار ساخته شد و در کنار وسایل دیگری مانند پرژکتوراسلاید ، لابراتوار های زبان ، شبیه سازی های آموزش خلبانی در آموزش نظامیان به کار گرفته شد .
در این دوره تکنولوژی آموزشی بعد سخت ابزاری پیدا کرد و تا اواسط دهه 1940 نیز به طول انجامید .
سه رخداد مهم در بین سال های 1950 تا 1960 اتفاق افتاد که باعث تحول عظیمی در رشته تکنولوژی آموزشی شد :
1- ارائه الگوها و نظریات جدید ازسوی صاحبنظران علوم ارتباطات
2- پیدایش نگرش سیستمی در زمینه تعلیم و تربیت......... تکنولوژی آموزشی بعد نرم افزاری
3- تکامل تئوری های روانشناسی شناختی و رفتاری در زمینه یادگیری ......تکنولوژی آموزشی بعدسوم (حل مسئله )
به دنبال ارائه تعریف دوم تکنولوژی آموزشی و قبول آن در محافل آموزشی ، یک سلسله فعالیت و عنوان در حیطه تعلیم و تربیت پیدا شد ک از جنبه دوم تعریف تکنولوژی آموزشی از بخش های محتوایی جدید این رشته تحول یافته به حساب می آید .
از جمله این مباحث و عناوین :
بحث هدفهای آموزشی و تقسیم یندی آن است . از مهم ترین طبقه بندی های ارائه شده :
1- الف ) طبقه بندی هدف های بلوم و همکارانش است که در سال 1956 ارائه شد . ارائه طبقه بندی بلوم به دنبال تاکیدات مکرر نگرش سیستمی بر تعیین نوع عملکردی است که در انتهای آموزش از فراگیر انتظار داریم .
ب) همچنین در دهه 1960 گایند ، طبقه بندی هدف های آموزشی خود را ارائه کرد . در این طبقه بندی تمام فعالیت های بشری به پنج گروه تقسیم شده بود که از دیدگاه های جدید روانشناسی یادگیری نشات گرفته بود .
گایند جزء اولین کسانی بود که با الهام از تحولات جدید روانشناسی یادگیری نظریات بسیار سودمند و مفیدی در زمینه طبقه بندی هدف های آموزشی و طراح آموزشی ارائه کرد .
2- مبحث ارزشیابی ، در تعرییف دوم تکنولوژی آموزشی ، ارزشیابی چه در حین تولید برنامه های آموزشی ، و چه در پایان و خاتمه آن همچون عضو و عنصر بسیار تعیین کننده مطراح شد .مطرح شدن ارزشیابی با این اهمیت و با نقش خاصی که برای آن در تکوین و بازنگری برنامه ها پیش بینی شده بود ، دقیقا منعکس کننده تاثیر نگرش سیستمی در تهیه برنامه های آموزشی است . از این دیدگاه ، هر فعالیت آموزشی یک سیستم تلقی می شود که عامل تعیین کننده و تصحیح کننده مسیر ، کیفیت ، کمیت آن ، ارزشیابی است . این نگرش و تفکر بود که به تکنولوژی آموزشی بعد محتوایی بخشید و صاحبنظران و کارشناسان امر را بیشتر به بخش نرم افزاری و محتوایی برنامه ها کشاند .
در تعریف دوم از تکنولوژی آموزشی کاربرد جدیدی برای این علم تعیین شد که ناشی از به کارگیری این علم در محیط های خاص آموزشی بود . برای مثال برای بهبود وضعیت تولید و ارائه خدمات ، در مراکز آموزشی وابسته به مراکز صنعتی و تولیدی و خدمات ، بررسی ها و مطالعاتی شروع شد و در بعضی از موارد تشخیص متخصصان این بود که باید در زمینه های خاص ، دوره های آموزشی کوتاه مدت و میان مدت برای گروه های خاص از کارکنان ارائه شود و پس از ارزشیابی از دوره های آموزشی موجود و تشخیص مسائل و مشکلات این دوره ها و رفع آن ها ، دستگاه های جدید لازم بود تا کارکنان مراکز برای بالابردن سطح کارایی واحد های خود اقدام به ارزشیابی عملکرد واحد ها می کردند و بدیهی است در تمام این موارد مناسبترین افراد برای انجام ارزشیابی ، طراحی ، ارائه دوره های آموزی و تشخیص نواقص و معایب فراگرد کارها و سایر موارد افرادی هستند که آن ها را تکنولوژیست آموزشی می نامند .
با طرح طبقه بندی که گانید و بلوم در مورد هدف های آموزشی ارائه کردند ، زمینه برای تکنولوژی آموزشی از جنبه سوم (حل مساله ) را بوجود آوردند .
در اوایل دهه 1960 بود که دیدگاه روانشنای رفتارگرا بر تعلیم و تربیت حاکم بود تا این که در تحقیقات روانشناسی یادگیری سوالاتی مطراح شد که نظریه های رفتاری قادر به پاسخ گویی آن ها نبودند . (مثلا این که چرا فراگیر به طور یکسان به همه محرک ها پاسخ نمی دهد و در بین آن ها دست به انتخاب نمی زند و مبنا و ملاک چنین انتخابی چیست و این انتخاب کجا رخ می دهد و چه چیز و چه عواملی بر این
نتخاب ها حاکم است ؟)
طرح سوالات فوق محققان را به شناسیایی طبیعت سیستم یادگیری و اوضاع حاکم بر یادگیری تشویق و ترغیب کرد . بدین ترتیب دیدگاه جدیدی در روانشناسی تربیتی پایه گذار شد که آن را امروزه روانشناسی شناختیم می نامیم . در این دیدگاه (که در حال حاضر محور اصلی تفکر در روانشناسی و تعلیم و تربیت است ) تاکید بر شناسایی انواع فعالیت های ذهنی مانند تصور ، تفکر ، نحوه نگهداری اطلاعات ، حافظه و قابلیت انسان در ایجاد تغییر و تحول در اطلاعات و حل مساله است .
منبع :Gfairan.com
امروزه کلاسهای ساکتی که بايد دانشآموزان نظارهگر سخنراني معلمان باشند، جوابگوی نیاز آموزشی مدارس ما نیست. تکنولوژی نوین از دانشآموزان میخواهد که در تدریس با معلمان مشارکت داشته باشند و به جای نگریستن و طوطیوار حفظ کردن، خودشان علوم را، تجربه کنند. فرآیند یادگیری باید بهگونهای در مدارس اعمال شود که همگام با پیشرفتهای روز که جذابیت بیشتری برای دانشآموزان دارد، پیش برود.
تجهیزات و روشهای نوین آموزشی این فرصت را به معلمان داده است که با برنامهریزی صحیح، دانشآموزان را هدفمندتر راهنمایی کنند و با مشارکت دانشآموزان در امر تدریس، باعث افزایش بهرهوری کلاس شوند.
مهندسان آموزشی
بسیاری از روانشناسان و صاحبنظران در مباحث تربیتی به بهرهگیری از تکنولوژی آموزشی توصیه میکنند چرا که تکنولوژی آموزشی باعث تسهیل در فرآیند یادگیری میشود. در سال 1900 در آمریکا اصطلاحاتی از قبیل وسایل دیداری، شنیداری و وسایل کمک آموزشی وارد جریان آموزشوپرورش شد و تقریبا در حدود سال 1950 به بعد روانشناسان استفاده از تکنولوژی آموزشی را بهعنوان یک تکنیک یا روش در امر آموزش مطرح کردند در حالی که استفاده از ابزارهای آموزشی همچنان مورد توجه قرار میگرفت.
در سال 1977 از سوی انجمن تکنولوژی و ارتباطات آموزشی تعریف تکنولوژی آموزشی اینگونه عنوان شد: تکنولوژی آموزشی فرآیندی پیچیده و یکپارچه که به افراد، خط مشیها، آرا، تدابیر و سازماندهی برای تحلیل مسائل، ابداع، بهکارگیری ارزشیابی و مدیریت راهحلها برای مسائل مربوط به همه جنبههای یادگیری انسان میپردازد. حرفهای که از تلاش سازمانیافته برای کاربرد نظریه مهارت فکری و کاربرد عملی ساخته شده است. در سال 1994 جدیدترین تعریف این انجمن از تکنولوژی آموزشی ارائه شده است و بیان میدارد که تکنولوژی آموزشی رویکرد طراحی، تولید، کاربرد، مدیریت و ارزشیابی فرآیندها و منابع یادگیری است.
تکنولوژی آموزشی زمانی نمود پیدا میکند که متخصص این رشته بتواند جایگاه واقعی خود و رشته تکنولوژی آموزشی را باور کند و به نهادها و سازمانهای دیگر نیز بشناساند. در حالی که در کشورهای دیگر این رشته جایگاه خود را پیدا کرده، هنوز در کشور ما راهی طولانی برای یافتن موقعیت خود مخصوصا در مدارس دارد.
داریوش نوروزی، مدیر دفتر تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی میگوید: تکنولوژی آموزشی در مملکت ما هنوز شناخته شده نیست؛ یعنی دستگاههایی که با آموزش سر و کار دارند و این رشته را نمیشناسند، نمیدانند تکنولوژی آموزشی از کجا شروع شده و چه کمکی میتواند در فرآیند آموزش انجام دهد. در صورتی که در بیشتر کشورهای دنیا، بهعنوان یک رشته بسیار موثر و اثرگذار در خدمت آموزش است، ولی در اینجا نمیدانند چه تاثیری دارد. بنابراین این تکنولوژیستها هستند که باید به مسوولان این رشته را بشناسانند. هنوز بسیاری از افراد فکر میکنند کلمه تکنولوژی همان تکنیکولوژیست یعنی فقط با تکنیک و تکنسین معنی میشود، در صورتی که این رشته کاری به کارهای تکنیکی ندارند بلکه اینها مهندسان آموزشی این مملکت هستند.
نوروزی افزود: وقتی تکنولوژیست آموزشی مهندس آموزشی میشود، باید با محاسبات آموزشی آشنا باشد، بداند مخاطبش چه کسی است؟ درس را چگونه تحلیل میکند؟ چگونه برای این درس محتوا تهیه کند؟ چگونه ارزشیابی کند؟ و بهویژه بداند از چه وسیله آموزشی برای ارائه این درس باید استفاده کند؟ ولی در مملکت ما این چنین نیست. کتابهای درسی ما و آموزشی ما در مدارس طراحی شده نیستند. اینها باید توسط تکنولوژیستها طراحی شوند. اما در نوشتن و چاپ کتابهای درسی اصلا به آنها بها داده نمیشود.
مدیر گروه رشته تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی این رشته را تکنولوژی غریب مینامد و با اشاره به لزوم تکنولوژیستهای آموزشی در تمام مدارس میگوید: تکنولوژیستهای آموزشی قادرند به بهترین نحو، بسیاری از مسائل آموزشی را طراحی، آنالیز و تحلیل کنند میدانند که این تحلیل به چه نحوی شکل بگیرد که بتواند در فرآیند آموزش موثر باشد و با انتخاب محتوا و انتخاب روشهای آموزشی آن را ارزیابی کنند. امروز تکنولوژی آموزشی در ابعاد درسی کار نمیکند بلکه در ابعاد بزرگتر هم فعالیتهای آموزشی دارد و بعضی نهادها از تکنولوژیستهای آموزشی، استفاده بهینه میکنند.
مکان تکنولوژی آموزشی در آموزشوپرورش و وزارت علوم، جهاد سازندگی، ارتش، تلویزیون و تمام نمادهای آموزشی است که این ارگانها میتوانند به بهترین نحوی از این رشته استفاده کنند. نوروزی که طرح مراکز یادگیری را حدود 14 سال پیش به وزارت آموزشوپرورش ارائه داده است، گفت: این طرح مدت کوتاهی در چند منطقه اجرا شد که خیلی موفق بود. طرح مرکز یادگیری از طرحهای موفقی است که در همه مدارس پیشرفته دنیا مطرح است ولی در مدارس ما کنار گذاشته شد.
در بسیاری از مکانهای آموزشی، هنوز به تکنولوژی آموزشی میگویند؛ دایره سمعی بصری. در حالی که این دایره سمعی بصری متعلق به سال 1305 است نه امروزه که این همه ابزار بسیار دقیق و رسانههای دقیق در اختیار مراکز آموزشی در دنیاست.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی افزود: وجود یک تکنولوژیست آموزشی در همه مدارس بخصوص ابتدایی و راهنمایی حتما ضرورت دارد. باید مدارس دارای یک مرکز یادگیری باشد و این مرکز توسط تکنولوژیست آموزشی اداره شود. اگر به کتابهای درسی کشورهای دیگر نگاه کنید، میبینید چند مولف، یک روانشناس تربیتی، یک یا دو تکنولوژیست آموزشی در تالیف این کتاب درسی تاثیرگذار بودهاند. ولی ما در کتابهای درسیمان هیچ تکنولوژیست آموزشی نداریم. البته دانشگاه پیام نور از تکنولوژیستهای آموزشی برای خود آموز کردن کتابهای درسی استفاده میکردند ولی بعضی کتابها برای دانشجویی که سر کلاس حاضر نمیشود اصلا قابل یادگیری نیست.
استفاده صحیح تکنولوژی در مدارس
در سال 1347 سازمان سمعی و بصری هنرهای زیبای کشور از وزارت فرهنگ آن زمان جدا و مستقل شد، دستگاه مسوول آموزشوپرورش نیاز شدید به این فعالیت را احساس کرد و در سال 1348 ادارهای را به نام اداره آموزشی فعالیتهای هنری و سمعی و بصری بهوجود آورد. این آغاز تحول تکنولوژی آموزشی در ایران بوده و با گذشت این سالها و تحول سیستم آموزشی در مدارس هنوز کمبود این رشته در مدارس احساس میشود و این موضوع شاید به نوع نگاه معلمان و مدیران مدارس ارتباط پیدا کند.
تکنولوژی آموزشی هنگامی جایگاه واقعی خود را در مدارس پیدا میکند که معلمان با آن آشنا و آن را باور کنند. فراهم کردن امکانات و تجهیزات آموزشی و نظارت بر آن بخصوص در مقاطع ابتدایی و راهنمایی، باعث ترغیب و تمرین دانشآموزان و مشارکت با معلمان در امر یادگیری میشود. معلم به کمک این رسانهها، مطالب درسی را بهتر و راحتتر ارائه میدهد.
در وقت کلاس صرفهجویی میکند و با کمک این وسایل به امر آموزشی جذابیت میبخشد. با پیشرفت سریع تکنولوژی در دنیا، باید این امکان را برای دانشآموزان مهیا کرد که توانایی روبهرویی با تغییرات سریع آموزشی الکترونیکی را داشته باشند و نحوه استفاده از آنان را بیاموزند.
با این حال، معلمان که همواره نقش محوری را بازی میکنند نیز باید با تحولات همگام شوند. به جای درس دادن یک طرفه میتوانند نقش یک راهنما را ایفا کنند و آموزشهای لازم برای رویایی با کاربرد فناوری در مدارس را یاد بگیرند. مثلا رایانه یکی از رسانههای آموزشی است که امروز در اکثر مدارس کاربرد فراوانی دارد و در سال 1990 تلفیق رایانه با آموزش بهویژه در فرایند یادگیری دانشآموزان و به دست آمدن نتایج مطلوب از تحقیقات وسیع درباره استفاده از رایانه در آموزش معلمان متخصصان آموزشوپرورش از موضوعات یادگیری از پیش تعیین شده برای جوابگویی به نیازهای دانشآموزان فاصله گرفتند و به سمت <یاد گرفتن اینکه چگونه باید یاد بگیریم> به پیش رفتهاند. با این حال افزایش تعداد کامپیوتر یا دیگر ابزارهای آموزشی نمیتواند دلیلی بر ورود تکنولوژی آموزشی به مدارس باشد. بسیاری از مدارس ما از نظر تجهیزات غنی هستند ولی در مورد نحوه استفاده صحیح از این ابزارها که ایجاد تفکر و تجربه است دور هستند.
به نظر میرسد تا زمانی که معلمان، ابزارهای آموزشی را بهعنوان رقیب، نه همراه، تلقی کنند پیشرفت تکنولوژی آموزشی با گامهایی آهسته صورت خواهد گرفت.
منبع: گيتي فاضلي raheno.net
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|