تبليغاتX
سی زان

سی زان

 
 

«يادگيري، يك فعاليت پوياست كه تمام شخصيت يك كودك بايد درگير آن باشد» اين عقيده يك پزشك ايتاليايي بود كه مي گفت: تمام شخصيت يك نفر در 6 سال اول شكل مي گيرد.

«ماريا مونتسوري»  در معالجه كودكان بيمار خود مشاهده ميكرد كه ريشه بسياري از مشكلات كودكاني كه ويزيت ميكند ، ربطي به مشكل آموزشي آنها ندارد.

او در همان سالها طبابت و تدريس در دانشگاه را رها كرده و معلم 60 كودك از خانواده هاي كارگر شد و شروع به مطالعه و بررسي كودكان و نحوه تكامل پروسه يادگيري آنها كرد و در آخر گفت: بسياري از كودكان كه آموزشهاي علمي درستي نمي بينند، به تمام توانمنديهاي خود دست پيدا نمي كنند.

روشهاي تدريس او كاملا با روشهاي رايج آموزشي، متفاوت بود. كودكان، در كلاسهاي او اجازه داشتند با استفاده از وسايل كلاس يا محيط اطراف ، پديده هاي متفاوتي را آزمايش كنند. روش مشاهده و تجربه و تحقيق، اساس كار او بود وكساني نظير گراهام بل و همسرش ، توماس اديسون و هلن كلر از جمله طرفداران او بودند.

راه اندازي اولين مهد كودك مدرن، آموزش روشهاي تدريس نوين به معلمان و تغيير روشهاي تدريس در دنيا از كارهاي مونتسوري بود كه به خاطر آنها درسالهاي  1949 و1950و 1951 نامزد صلح نوبل شد.

سرانجام ماريا مونتسوري در 17 ارديبهشت مطابق با 6 مي 1961 به مرگ لبخند زد و رفت.ژ

نقل از :نشريه همشهري جوان 14/2/87

  نوشته شده در  چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 7:16  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

معلم براي تدريس و محصل براي تحصيل به مدرسه ميروند اما سرانجام اين هدف، به دوگونه تفكر گره خورده است كه هركدام وظيفه اي را براي طرفين تعريف كرده و در آخر نتيجه اي را براي آنها رقم ميزند.

الف) تفكر القايي، در اين نوع تفكر، اطلاعات از معلم به محصل منتقل ميشود و معلم،در آخر دوره، از راه امتحان ، محصل را مي سنجد كه عاقبت در سراشيبي نمره گرايي، علاقه به يادگيري در فراگير خاموش ميشود.

ب) تفكر شناختي، معلم در كلاس، محصل در موقعيت كشف و يادگيري قرار ميدهد و دانش آموز در شرايط يادگيريبه كشف روابط ميرسد.اما آموزش از مسير نيازمند صبر و حوصله است كه در زمان و مكان خاصي نمي گنجد.

  نوشته شده در  شنبه 18 آبان1387ساعت 17:48  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

مهمترين بخش زندگي هرفرد،نگرشهاي اوست كه در موضوع آموزش و يادگيري ، اهميتي مضاعف پيدا ميكند. در خاطرات دوران تحصيل بيشتر ما، درس رياضي با نوعي نگرش منفي روبرو بوده و اين نگرش به تدريج، بدون هيچ دليل خاصي به ديگران هم منتقل شده است و در نتيجه، كمتركسي است كه دل خوشي از رياضي داشته باشد.

با وجود آنكه رياضي در تار و پود زندگي آدمي، گره خورده، اما در كلاس رياضي، گويي دانش آموزان، با موجودي دست نيافتني روبرو ميشوند كه زبان آن نامفهوم و غيرواقعي است. اما براي معرفي رياضي بايد چه كرد؟ از آنجا كه خانواده ها درپي نمره هستند و با كلاسهاي خصوصي فقط به اين اضطراب دامن ميزنند پس تلاشي براي ايجاد آرامش و كاهش اضطراب انجام نميدهند، و مسووليت اصلي  تعليم و تربيت بر دوش معلم ومدرسه مي ماند . پس معلم رياضي چه كند؟

1-      اگر معلم در فرصت مناسب و با آرامش كافي كلاس را شروع كرده  و تدريس كند، سنگيني كار در نظر دانش آموزان كاسته شده و اضطراب دانش آموزان هم خواهد ريخت.

2-      اگر به تفاوتهاي فردي دانش آموز و خانواده آنها توجه شود، دانش آموز هم به اندازه  بضاعت خود، از اين درس بهره خواهد برد و با نوعي احساس رضايت درس را فراخواهد گرفت.

3-      اگر مطالب آموزش رسمي رياضي را با واقعيتهاي زندگي همراه كنيم، مفاهيم رياضي براي دانش آموز ملموس تر شده و به فراگيري او كمك خواهد كرد.

4-      تشكيل گروههاي كوچك براي استمرار آموزش در منزل، ميتواند براي دانش آموزان نگرش مثبتي درباره درس رياضي  ايجاد كند و اضطراب او نيز كاسته خواهد شد.

  نوشته شده در  شنبه 18 آبان1387ساعت 17:47  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

1-      قوانين سايت در فاصله زماني 3 روز فقط ارائه يك مطلب را مجاز ميداند.

2-      يك عضو گروه، به فاصله 2روز و در هرنوبت هم، 2 مطلب نوشته است.

3-      برخي اعضا وبلاگ با سابقه بيشتر و صدالبته بهتر، رعايت قوانين نوشته شده در سمت راست سايت را الزامي ميدانند.

اين همه آن چيزي است كه در نظام آموزشي بدان عادت كرده ايم  و هرروزه در مدارس ماهم به نوعي اتفاق مي افتد و كلاس درس را به محكمه اي براي دانش آموزان تبديل كرده است.

نظام آموزشي ما بويژه در كتابهاي رياضي از دانش آموزان ما ميخواهد، همان مطلب را كه در كلاس مي بيند و مي شنود بايد همان مطلب را در برگه امتحان بنويسد وحتي در سالهاي متوالي هم هيچ چيز تازه اي را به آن اضافه نمي كند و اگر يكي از اين ميان خواست به گونه اي ديگر بينديشد و راه حل ديگري پيدا كند و مثلا در عصر اينترنت و رايانه از يك ماشين حساب عهد دقيانوس استفاده كند ، متهم به تقلب و تنبلي شده و با انواع و اقسام مجازات روبرو مي شود.

هنوز كه هنوز است ، اولين پرسش هر دانش آموز از معلم رياضي اينست كه دفتر چند برگ داشته باشيم؟ يا براي حل تمرين حتما مثل شما حل كنيم؟

در حاليكه معلمان اثربخش، دانش اموزان را براي انتقال مفاهيم در كمترين وقت تلف شده آماده ميكنند.(اورستون) و هدف نهايي تعليم و تربيت بايد رهايي از كوته بيني هاي زمان و مكان باشد(مك دونالد)

دانش آموزاني كه زياد مي گويند و زياد فعاليت ميكنند، با اين كار، احساس قدرت و آزادي ميكنند و ما بايد با تامين آن، انگيزه آنها را به عنوان يك فراگير براي حضور د ركلاس دروني سازيم.

 

  نوشته شده در  جمعه 17 آبان1387ساعت 8:51  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

مقدمه:

ايران، كشور تاريخ و تمدن است كه در همه زمانها مورد توجه دانشمندان بوده است . ايران تاريخي بشكوه و پرافتخاري است كهئ نمونه كوچك آن تپه هاي سيلك كاشان و اريسمان است كه بيش از هفت هزار سال عمر دارد در حاليكه  بعضي كشورهاي قدرتمند امروز مثل آمريكا داراي تاريخي هزار ساله هم نيستند.

برايران شاهان بسياري حكومت كردند كه ويژگي همه آنها جنگ و خونريزي بوده است.از جمله آنها شاهان ترك هستند كه با نام سلسله هاي غزنويان، خوارزمشاهيان ، سلجوقيان و صفويان بوده است.

خواندن تاريخ براي همه ما از اهميت زيادي برخوردار است زيرا ما براي زندگي بهتر نيازمند  دانش و بينش تاريخي هستيم .

ايران سرفراز ، داراي سرگذشت خواندني و پرشكوهي بوده است كه خواندن آن به انسان غرور مي بخشد. اگرچه گاهي هم غم انگيز است.

اين تحقيق خلاصه است از چند كتاب در مورد تاريخ ايران در زمان حكومت شاهان ترك بر ايران.

الف) حكومت غزنويان بر ايران

اولين دسته از تركهايي كه بر ايران حكومت كردند، سلسه غزنويان بودند كه در قرن چهارم وارد ايران بزرگ شدند و شهر غزنه را در جنوب كابل ( افغانستان امروز) محل فرمانروايي خود قرار د ادند.

غزنويان پيش از اين در دستگاههاي حكومتي به عنوان فرمانده لشكر يا نماينده حكومت سامانيان خدمت ميكردند و حتي برخي به عنوان برده و سرباز حضور داشتند.

يكي از سپهسالاران ترك در حكومت سامانيان، آلپتكين نام داشت.  او در اواخر عمر خود، به شهر غزنين رفت. او و جانشينان او در اين شهر حكومتي تشكيل دادند و به همين دليل، غزنويان ناميده شدند.

مشهورترين فرمانرواي غزنوي، سلطان محمود غزنوي بود كه 32 سال طول كشيد. او قلمرو غزنويان را گسترش داد. قبايل ترك تحت فرماندهي سلطان محمود طي دوسال جنگ خراسان را در سال 389 تسخير كردند.در سال 391 سيستان را تصرف كردند و خوارزم را در سال 406 فتح كردند و بلخ را در 413 و مناطق جنوبي ايران را بين سالهاي 414 تا 419 به تصرف خود درآوردند.

سلطان محمود غزنوي 17 بار به هندوستان لشكركشي كرد اما جز كشت و كشتار مردم فايده اي نداشت. عامل اصلي اين جنگها،گسترش مرزهاي غزنويان وثروت فراواني بود كه از بتخانه هاي هندوستان غارت كرد.

پس ازمرگ سلطان محمود،پسرش، سلطان مسعود بر تخت شاهي نشست اما او از تدبير و كارداني پدرش بهره اي نداشت، ولي به لشكركشي به هندوستان و ايران مشغول شد از اينرو از مرزهاي شمالي حكومت غزنويان خارج شد كه اين جنگها 10 سال طول كشيد و د راين هنگام، گروه ديگري از تركها بنام سلجوقيان وارد خراسان شده و حكومت سلطان مسعود را شكست دادند.

سلطان محمود ايران را 30 سال درگير جنگ كرد و سلطان مسعود اين جنگها را 10 سال ادامه داد.

شمار سربازان و جنگجويان ارتش سلطان محمود غزنوي در زمان صلح، تا 100 هزار نفر نقل شده است و چندين هزار فيل سوار نيز بوده است كه در زمان جنگ، اين رقم چندين برابر مي شده است.

در حكومت غزنويان، مردم امنيت و آسايش نداشتند و از 6 وزير شاهان غزنوي، 4 نفر آنها به قتل رسيده و اموالشان غارت شد و پنجمي نيز به زندان افتاد .

در كتابهاي تاريخ آمده است كه، سلطان محمود دستور داد رييس صنف نانوايان را به زير پاي فيلها انداختند تا براي ديگران درس عبرت شود.

** فردوسي  پاكزاد

فردوسي ، شاعر بزرگ ايراني در زمان حكومت سلطان محمود غزنوي زندگي ميكرد. او كتاب شهر شاهنامه را سروده است. او با سرودن شاهنامه ، نقش مهمي در حفظ فرهنگ ايران را داشت.

ب) حكومت سلجوقيان بر ايران

بنيانگذار سلسله سلجوقيان، طغرل نام داشت و نام جدش، سلجوق بود و به همين دليل ، حكومت خود را سلجوقي نام گذاشت.طغرل بعد از شكست غزنويان، حكومت آل زيار را هم نابود كرد.و حكومت آل بويه را هم برانداخت.

بعد از طغرل، پسر برادرش يعني آلب ارسلان به سلطنت رسيد و بعد از او سلطان ملكشاه به شاهي رسيد كه اصفهان را پايتخت خود كرد.

** وزير دانشمند سلجوقيان

نظاميه، نام مدارس بزرگي شبيه دانشگاههاي امروز بوده است كه در زمان سلجوقيان ساخته شده بود . اين مدارس توسط خواجه نظام الملك توسي، يكي از وزيران دوره سلجوقي  ساخته ميشد تا دانشمندان بزرگ در آن به تحصيل بپردازند از جمله دانشجويان اين مدارس، بايد از سعدي، شاعر بزرگ ايران نام برد كه در نظاميه بغداد درس خوانده است. نظاميه نيشابور نيز دانشمندان بزرگي پرورش داده است.

ج) حكومت خوارزمشاهيان بر ايران

يكي از مهمترين دشمنان سلجوقيان، تركان خوارزمشاهي بودند.آنها زيردست سلجوقيان بودند اما زمانيكه سلجوقيان را درگير جنگ ديدند به تدريج خراسان را به تصرف خود درآوردند و حكومت خوارزمشاهيان را تاسيس كردند.

مهمترين پادشاه آنها، سلطان محمد خوارزمشاه بود چون مادر سلطان محمد در همه امور دخالت ميكرد، باعث نارضايتي مردم مي شد.

چنگيزخان مغول، جنگجوي خونخواري بود كه در سال 616 هجري به ايران حمله كرد و صدها هزار نفر را به قتل رساند اما سلطان جلال الدين خوارزمشاه با شجاعت در مقابل او ايستاد كه سرانجام با مرگ او سلسله خوارزمشاهيان نيز به پايان رسيد.

حكومت آنها نيز در جنگ و خونريزي گذشت.

د) حكومت صفويه

حكومت صفويه تنها حكومتي بود كه امنيت را به ايران برگرداند وضعيت اقتصادي را رونق بخشيد.صفويه درزماني به حكومت رسيد كه غربيها و كشورها ي اروپايي تازه پيشرفت را آغاز كرده بودند.

شاه اسماعيل صفوي در سال 907 قمري از تمام زمينه هاي مساعد و مناسب آن روزگار براي تشكيل يك حكومت مقتدر در ايران بهره كامل گرفته بود.

    بنيان استواري كه شاه اسماعيل صفوي بنا نهاده بود بعدها توسط جانشينانش مخصوصا شاه عباس با جديت دنبال شد و در نتيجه سلسله صفويه بيش از دويست سال بر سرزمين ايران حكومت راند.

مهمترين ويژگي كه صفويان را از سلسله هاي پيشين خود متمايز مي ساخت سياست مذهبي آنان بود. اسماعيل در نخستين اقدام، همزمان با تاجگذاري خود در شهر تبريز مذهب شيعه دوازده امامي را در ممالك تحت فرمان خود مذهب رسمي اعلام كرد.هرچندكه ايرانيان از صدر اسلام به تشيع توجه خاصي داشتند و با سقوط خلافت سني مذهب عباسيان زمينه هاي مساعد تشكيل حكومتي شيعه فراهم آمده بود.

 با اين حال شاه اسماعيل ابراز مي داشت علي بن ابيطالب (ع) به خوابش آمده و او را بر اين كار مصمم ساخته است و به اذان و اقامه عبارت اشهدان عليا ولي ا... و حي علي خيرالعمل را افزود.

    پس از آن گروهي از طرفداران صفويه به نام تبراييان  در كوچه و بازار شهرها و ده ها به راه افتادند و لعن و نفرين بر دشمنان آل علي (ع) را با صداي بلند اعلام مي كردند. دراين مواقع هركس كه درجواب آنان ( بيش باد ) نمي گفت خطر آن بود كه در دم خونش ريخته شود.

    همچنين براي مشروعيت بخشيدن هرچه بيشتر به ادعاهاي مذهبي خود نسب نامه اي ارائه دادند كه نشان مي داد خاندان صفوي از دودمان امام موسي كاظم هستند، درحاليكه بنابر تحقيقات، آنان مي بايست از ساكنين بومي ايران و آريايي اما ترك زبان بوده باشند

 برقراري تشيع دوازده امامي به عنوان مذهب رسمي كشور توسط صفويه موجب ايجاد آگاهي بيشتري نسبت به هويت ملي و بدين طريق ايجاد دولت متمركزتر و قوي تر شد.

اين سياست ،شاه اسماعيل و جانشين او طهماسب را واداشت تا از علماي شيعه براي اداره كشور دعوت به عمل آورند، از اينرو اهميت دادن حكومت صفوي به تشيع و توجه ويژه اش به علماي شيعي مذهب باعث شد به تدريج علما در امور اجتماعي و سياسي مملكت موؤر واقع شوند و اين سر آغازي بود بر نفوذ و حضور علماي شيعه در ايران كه پس از طي فراز و نشيب هاي فراوان تاكنون نيز ادامه يافته است.

    در عصر سلطنت اسماعيل(907تا930 ق) علماي شيعي مذهب جبل عامل واقع در جنوب سوريه كه يكي از كانون علماي شيعه بود به ايران فراخواند. اين عمل مورد استقبال علما واقع شد چرا كه نه تنها در ايران از آنان به خوبي پذيرفته مي شدند بلكه تصرف سوريه در 1517م توسط عثماني ها عرصه را بر آنان تنگ كرده بود.
پدر شيخ بهايي ، خاندان حلي و برادران كركي نخستين گروه از علماي جبل عامل بودند كه در اين زمان به ايران هجرت كردند..

        كار عمده عالمان دين عصر صفوي توضيح مذهب و تشيع وبسط و گسترش آن از ميان علمايي كه در زمان صفويه به قدرت رسيدند هيچ يك برجسته تر از محمدباقر مجلسي نبودند.. او در زمان شاه سلطان حسين به منصب ملاباشي  كه بالاترين مقام روحاني در اين زمان بود رسيد و تا بدان جا قدرت يافت كه برخلاف سنت مرسوم ، با دست خود بر سر حسين تاج گذاشت .هيچ فرمان رسمي بدون اينكه به تاييد او رسيده باشد معتبر نبود، هنگامي كه مجلسي درگذشت قدرت فوق العاده اش به نوه او محمدحسين واگذار شد.

سلسله صفوي در 1135 قمري  سرنگون شد.

منابع:

در نوشتن اين مقاله از كتابهاي زير استفاده شده است.

(1) كتاب "ماچگونه ماشديم"  نوشته  دكتر صادق زيبا كلام

(2) كتاب "تاريخ سال دوم راهنمايي"

(3) "اميرهوشنگ انوري"  ///////  روزنامه اعتماد ملي 7/8/87

  نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 18:13  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

مقطع راهنمايي، هيجان انگيزترين دوره دانش آموزي است .تجربيات دانش آموزان هر روزبه سرعت تغيير ميكند و روزبه روز مقلد شيوه و فردي ميشوند، خصوصيات فيزيو لوژيك آنها تغيير ميكند و حتي هوش آنها نيز دچار تغيير ميشود.در كلاس دوم، دچار يك ناآرامي خاص هستند كه در سال سوم كمي رام و آرام مي شود، از اينروست كه بايد محتواي كتابها و منابع آموزشي اين دوره ، زود به زود عوض شده و بر مدارفرآيند اكتشافي تدوين شود .اين بهترين فرصتي است كه دانش آموز كم سواد ميتواند خود را به ديگران برساند و از كمك دوستان و معلم ، براي خواندن و فهميدن مفاهيم رياضي  بهره مند شود و ضعفهاي خود را برطرف كند و در غير اينصورت ، اگر بدون پشتوانه علمي و با مدد نمره هاي واسطه اي يا تك ماده  درس رياضي وارد دبيرستان شود، شكست علمي او قطعي است كه چون اين شكست براي او قابل درك است، سرنوشت او را نيز تغيير خواهد داد كه شايد چندان عواقب خوشي هم نداشته باشد.

  نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 8:41  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

در كلاس در مورد مجموعه تهي و مجموعه با عضو تهي صحبت ميكردم كه يك sms دريافت كردم. در اين ميان مثالي به ذهنم خطور كرد كه بااستفاده از آن و با يك گفتگوي ساده، درس را گفتم.كه خواندن اين ماجرا خالي از لطف نيست.

شكل يك مستطيل را روي تخته كشيدم و گفتم يك پيام دريافت ميكنيد  كه به اين شكل است و پرسيدم چيزي در آن نوشته شده ؟ بچه ها گفتند: هيچي.

دوباره همان مستطيل را كشيده و داخل آن نوشتم، هيچي  و پرسيدم اين پيام چيست؟ گفتند كلمه هيچي.

از آنها پرسيدم به نظر شما آيا اين دو پيام مثل هم است؟ گفتند: خير. اولي هيچي نداشت اما دومي، يك كلمه هيچي را داشت.

بعد از اين پاسخ آنها بلافاصله گفتم اولي، مجموعه تهي است و دومي مجموعه با عضو تهي كه ايندو نيز مثل هم نيستند.

مجموعه تهي يك مجموعه است كه اصلا عضوي ندارد ولي مجموعه با عضو تهی يك مجموعه است كه علامت مجموعه تهي ،عضو آنست.

  نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 8:39  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

بدون شك هدف فراگيران براي شركت درمراكز آموزشي، يادگيري، به ساده ترين شيوه است و يكي از خطاهاي رايج در نظام آموزشي ما، يكسان پنداشتن مفهوم آموزش و يادگيري است.گانيه معتقد است، "فقط فعاليت يادگيرنده است كه به يادگيري منتهي ميشود". از اين ديدگاه، وظيفه معلم،فراهم كردن شرايطي است كه زمينه يادگيري دانش آموز را افزايش ميدهد و آنچه در كلاسهاي درس ما ميگذرد، فعاليت معلم است كه تلاش ميكند تا جايگزين فعاليت دانش آموز كند.

فراموش نكنيم كه يادگيري هدف است و آموزش وسيله رسيدن به اين هدف، وليكن آموزشهاي ما، هميشه هم به هدف يادگيري نمي انجامد. به عبارت ديگر، اگر يادگيرنده بخواهد از كمك و امكانات معلم استفاده كند، يادگيري در او ايجاد خواهد شد و چنانچه نخواهد، هيچ آموزشي به هدف يادگيري منجر نخواهد شد..

اگر يادگيري را يك قدرت بدانيم، نوعي لذت است و زمانيكه دانش آموز، فرصت لذت بردن را داشته باشد، بدان مايل شده و اين يادگيري، ماندگار خواهد شد و چنانچه به هر دليل فراگير براي يادگيري احساس اجبار داشته باشد، از آن فرار خواهد كرد.

امروزه، ما در مدارس خود، به جاي فراهم كردن بستر مناسب براي لذت در يادگيري ، بانگاهي از بالا ، ناخواسته و نادانسته، اجبار و تحميل رااساس آموزشهاي خود قرار داده ايم  و در چنين شرايطي، نه تنها به هدف يادگيري نمي رسيم ، حتي باعث شده ايم كه بسياري از اصول تربيت و شان انساني  معلم و متعلم هم ناديده گرفته شود.

يكي از آموزشكاران آمريكايي به نام "جاناتان سي اروين" مي گويد: اگر دانش آموز ذهنيت پيروي نكردن داشته باشد، ما در مقام تعليم و تربيت دهندگان او، هيچ كاري نمي توانيم بكنيم.بهرحال، انگيزه هاي دروني، همه رفتارهاي انساني را هدايت ميكند. ≤مشاور مدرسه اسفند 86≥

  نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 17:55  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

 

1-      دانش آموزان راهنمايي فرانسه قويتر و دانش آموزان دبيرستاني ايران قويتر هستند.

2-      دانش آموزان ايراني، با تغيير مساله ، كمتر قادر به درك مساله هستند

3-      دانش آموزان ايراني برخلاف دانش آموزان فرانسه عادت به توضيح دادن پاسخ ندارند.

4-      دانش آموزان ايراني، درك سريع و ناخودآگاه از مشكل داشتند و اين مانع تفكر دقيق آنها مي شد.

5-      هردو كشور فقط قضيه را حفظ ميكردند و نمي دانستند چگونه معلومات خود را براي حل مساله بكار ببندند.

6-      بعضي دانش آموزان به چيزهايي فكر ميكردند كه براي حلمساله ، نيازي به آنها نداشتند.

7-      دانش آموزان ايراني در وضعيت قبل ازآموزش قرار نمكي گيرند و هميشه در حالت آموزش هستندو برخلاف فرانسه ، تنها معلم است كه در كلاس نقش اصلي را ايفا ميكند.

منبع: مهشيد ترابي/رشد رياضي/زمستان 86

  نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 17:49  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

بدون شک،مدرسه، اولين نهاد رسمي و کتاب به عنوان اولین رسانه برای آموزش، نقش مهمی در یادگیری اجتماعی کودکان، نوجوانان و جوانان دارد. امروزه باتوجه به حضور رسانه هاي ديداري و شنيداري و اينترنت، ولي بازهم در اغلب کشورها و تقریبا در تمام نظام‌های آموزشی، بویژه درمقاطع تحصیلی بالاتر، کتاب‌های درسی به عنوان رسانه‌ای آموزشی نسبت به سایر رسانه‌ها جايگاه  بیشتری دارد.

هرچند كه تلاش می‌شود تا فرآیند آموزش با استفاده از رسانه‌های تعاملی و چند منظوره متحول و جذابتر شود؛ اما آموزش بوسیله کتاب همچنان نقش  مؤثری را ایفا میکند.علیرغم نقش  پررنگ کتاب در امرآموزش،اما به دلايلي چند،همه این توانمندی‌ها به خوبی استفاده نشده چراكه در طراحي متون كتابها براي آنکه بطور موثر به افراد آموزش بدهد،توجه جدي صورت نمي گيرد.

امروزه نوشتن كتاب درسي،يعني سازماندهي پیامها به نحوی که آموزش‌ به دلخواه و مورد علاقه فراگيران باشد. از اینرو تغيير محتوای دروس کتب درسی و ارزیابی آن در قبال اهداف طراحی شده، در تدوین این متون به عنوان یک مسأله اساسی همواره مطرح است .....


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 4 آبان1387ساعت 16:36  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM