تبليغاتX
سی زان

سی زان

 
 

ارائه درس حاصلضرب اعداد صحيح بلافاصله بعداز جمع اعداد صحيح در سال دوم راهنمايي، دانش آموزان را با مشكل تعيين علامت حاصل ضرب مواجه مي كند و مثال هاي كتاب نيز اين سردرگمي را تشديد مي كند.

براي حل اين مشكل مي توان به روايتي از اميرالمومنين ، علي (ع) توسل جست كه مي فرمايد: اصدقائك الثلاثه و اعدائك الثلاثه.در يك طرف تخته مي نويسيم دوست و با فاصله كمي مي نويسيم دشمن. سپس در زير عنوان دوستان مي نويسيم دوست دوست و در سطر دوم مي نويسيم، دشمن دشمن. و در زير عنوان دشمن در سطر اول مي نويسيم دوست دشمن و در سطر دوم مي نويسيم، دشمن دوست. پس از جلب توجه دانش آموزان، در مورد نوشته هاي روي تخته ، توضيح مي دهيم و از آنها مي خواهيم كه دوست و دشمن را با علامت عددهاي صحيح معادل سازي كنند. و آنها نيز در جوابشان، دوست را علامت مثبت و دشمن را با علامت منفي تعريف مي كنند.سپس در مقابل ساير گزينه ها همين علامتها را مي نويسيم كه در روي تخته خواهيم داشت.

دوست    

(+)

دشمن

(-)

دوست دوست 

(+)(+)

دوست دشمن

(+)(-)

دشمن دشمن

(-)(-)

دشمن دوست

(-)(+)

و در آخر پس از توجيه لازم و حل چند مثال با اعداد صحيح، از اين قاعده براي ضرب اعداد صحيح استفاده مي كنيم.

  نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 21:50  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

در مهرماه 87 در مقاله اي، با عنوان اصلاح نظام آموزشي، پيشنهاد كردم كه براي كيفي كردن نظام آموزشي و ايجاد بهره وري بي نياز از نمره هاي ناپلئوني و آماري، حجم محتوا و تعداد موضوعهاي هر كتاب درسي كاهش پيدا كند، در آذرماه نامه اي از پژوهشگاه آموزش و پرور ش به دستم رسيد با اين مضمون كه «ضمن تشكر از ارسال اين مقاله، پيشنهاد شما اولويت ندارد» بعد از گذشت 4ماه،خبر ساعت 7 صبح روز يكشنبه،23 فروردين 88 گفت: "عباس رهي" معاون وزير آموزش و پرورش، از كاهش تعداد كتابهاي درسي دوره ابتدايي به 3 كتاب و كتابهاي دوره راهنمايي به 7 كتاب خبر داد.

 آرزو كنيم كه اين كاهش ، يك وعده واقعي باشد نه فقط تجميع چند كتاب در يك جلد .شايد كه معلم و محصل نفسي تازه كنند. 

  نوشته شده در  شنبه 29 فروردین1388ساعت 21:22  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

بحث در روش تدريس رياضي به زمان ما منحصر نمي شود. از هنگامي كه تدريس رياضي مطرح بوده است، روش تدريس آن نيز مورد بحث و مطالعه بوده است. با مطالعه تاريخ آموزش و پرورش، ملاحظه مي كنيم كه همواره دو نوع آموزش درمقابل هم قرار داشته اند. دسته اول، روشهاي تدريس سنتي، كه در گذشته هاي دور به كار مي رفته اند و دسته دوم، روشهاي مبتني بر يافته هاي روانشناسي است كه به طور عمده از قرن بيستم به بعد تكوين يافته اند و به روشهاي جديد شهرت دارند. از ميان روشهاي سنتي مي توان از روش سقراطي و روش مكتبخانه اي در ايران و ديگر كشورهاي اسلامي نام برد. از روش هاي جديد در تدريس رياضي مي توان به روش توضيحي، روش سخنراني، روش اكتشافي، روش حل مساله، روش بحث در كلاس، روش پرسش و پاسخ، روش فعال، روش قياسي و استقرايي آموزش مهارتهاي فراشناختي نام برد. در اين فصل انواع روشهاي تدريس رياضي كه به پنج دسته، روش كلامي، روش مكاشفه اي، روش مفهومي، روش فعال و روش الگوريتمي مورد بررسي و نقد قرار مي گيرند.

1 ) روش كلامي (زباني)

در اين روش معلم به اصطلاح متكلم وحده است. همه چيز را بيان مي كند، قواعد را بررسي مي كند، نتيجه گيري مي كند و طراح مساله است. خلاصه معلم همه كاره و دانش آموز هيچ كاره است. معلم مساله گو و شاگرد مساله حل كن، معلم متكلم و شاگرد مستمع است. اين نكته جالب است كه طرفداران اين روش دو گروه مخالفند، عده اي موافق روش زبان ماشيني و عده اي موافق روش زباني استدلالي هستند.

الف) روش تدريس زبان ماشيني (قاعده گويي):

اين گروه اعتقاد دارند كه دانستن قواعد و فنون محاسبه براي دانش آموزان كافي است. اگر دانش آموز ادامه تحصيل دهد آنگاه برايش استدلال خواهد شد و مطالب را خواهد فهميد و در صورتي كه ادامه ندهد اين محاسبات هست كه به دردش مي خورد و چه كار دارد كه چرا فلان مطلب چنين است و چنان نيست. حسن اين روش در آن است كه تدريس به سرعت انجام مي شود ولي معايب آن عبارتند از:

1-    دانش آموز قواعدي را بدون آنكه آنها را درك كرده و منطقي بودن آنها را پذيرفته باشد، آنها را حفظ مي كند و به همين سرعت هم فراموش مي كند.

2-    نسبت به مطالبي كه مي خواند احساس بيگانگي مي كند و نسبت به آنچه ياد گرفته است علاقه اي نشان نمي دهد.

3-          اين آموزش پاسخگوي نيازهاي طبيعي دانش آموز به كنجكاوي و حقيقت جويي نمي باشد.

4-          طرفداران اين روش جالب پرورش را به طور كلي ناديده مي گيرند.

ب) روش تدريس زبان استدلالي:

طرفداران اين شيوه برخلاف گروه قبل تدريس رياضي را توام با استدلال قبول دارند. آنها معتقدند كه رياضي با منطق آميخته است. پس بايد با استدلال و برهان به امر تدريس رياضي همت گماشت. ابتدا بايد تعريف و اصول گفته شود و به دنبال آن مي توان نتيجه گيري ها را با استفاده از قوانين منطق آغاز نمود. حسن اين روش آن است كه با طبيعت رياضي سازگاري دارد ولي معايب آن عبارتند از:

1-          از روش استدلالي در هر سني نمي توان استفاده نمود.

2-          قدرت ابتكار رشد نمي كند و دانش آموز جستجوگر نخواهد شد.

3-          معلم و شاگرد به تدريج از جهان واقعي دور مي شوند.

نقد و خلاصه روش هاي كلامي (زباني):

روشهاي زباني همان طور كه از نامشان پيداست، بر زبان و كلام معلم تكيه دارد. در اين روشها، معلم و مدرس متكلم وحده است و كمتر مجال سئوال كردن، توضيح دادن، درك و فهم واقعي به دانش آموزان داده مي شود.

تنها مزيت ظاهري روشهاي زباني اين است كه تصور مي شود كه دانش آموزان به ظاهر در درس پيش مي روند. اين باور درست نيست، زيرا در دراز مدت، اثرات نادرستي در پرورش فكر و استعداد دانش آموزان مي گذارد و در سنين بالاتر مطالب رياضي را دير مي فهمند.

2) روش اكتشافي

يادگيري اكتشافي فرايندي است كه دانش آموز به طور مستقل و با راهنمايي معلم ، اصل يا قانوني را كشف نموده و مساله اي را حل مي كند. ويژگي عمده روش اكتشافي، درجه و ميزان راهنمايي شدن شاگرد (به وسيله معلم) براي اكتشاف است كه اين ويژگي به عواملي مانند استعداد دانش، مهارت شاگرد و درجه دشواري خود مساله بستگي دارد و در چهار محدوده قرار مي گيرد.

1-    معلم مي تواند اصول و راه حل مساله را براي شاگرد توضيح دهد، اما پاسخ مساله را نگويد (در اينجا معلم از روش توضيحي بهره مي گيرد)؛ اين نوع راهنمايي براي دانش آموزان ضعيف ضرورت مي يابد.

2-    معلم مي تواند فقط اصولي را كه براي كشف آن به كار مي رود به شاگرد توضيح دهد، اما راه حل و جواب مساله را در اختيار او قرار ندهد.

3-          معلم مي تواند اصول را ارائه ندهد؛ اما راه حل را بگويد.

4-          معلم مي تواند اصول و راه حل را به شاگرد نگويد؛ كه آن را يادگيري راهنمايي نشده مي ناميم.

از آن جايي كه اين روش بر پاسخ مداوم دانش آموزان به سئوالات مختلف در كلاس درس تا حدودي متكي است، لذا تدريس به وسيله آن مشكل است و لذا معلم نياز به صبر بيشتر و وقت زيادتري دارد و نقش معلم در اين روش هدايت نمودن دانش آموزان در ارتباط دادن مطالب جديد با تجارب و محفوظات گذشته نشان مي باشد. حدسيات، تخمين ها و آزمايش و خطا، آزمايشهايي هستند كه در روش اكتشافي براي يافتن ايده هاي جديد و ارتباط آنها با مفاهيم گذشته به كار مي روند.

معلم با طرح سئوالات مناسب مي تواند جواب هاي نادرست دانش آموزان را به سمت جواب هاي درست هدايت نمايد. معلم بايد كلاس را در جهت صحيح و مسير معيني حفظ نمايد به طوري كه از حالت كاوش و پويايي شاگردان كاسته نشود. در اين روش، معلم دانش آموزان را وادار به فكر كردن مي كند و آنها را براي رسيدن به پاسخ درست تشويق مي نمايد لذا دانش آموز در فرايند يادگيري سهيم است.

تكنيك هاي تدريس به روش مكاشفه اي:

1-    معلم، سئوالي را براي بررسي كردن به دانش آموزان ارائه مي نمايد. معلم بايد اطمينان حاصل كند كه دانش آموزان مساله را فهيمده اند و بدانند چگونه بايد اين راه را ادامه دهند و چگونه مسير درست را انتخاب نمايند.

2-    معلم فكر كردن را در دانش آموزان با گفتگو و پرسش برانگيزد و از آنها بخواهد با ارائه مثال ها ، مساله را دنبال كنند.

3-          معلم فعاليت هايي طرح ريزي نمايد كه الگوهاي جديد را ايجاد نمايد.

4-          معلم از مدل هاي مختلف آموزشي و ابزار كمك آموزشي باري تدريس بهره برد.

5-          در ارزشيابي نيز از مسايل استفاده نمايد كه توانايي آنها را در كشف مقاصد جديد بسنجد.

6-          از نتيجه گيري سريع براساس يك يا دو نمونه به عنوان شاهد خوددداري كنيد.

7-          دانش آموزان را به طور مرتب در جريان پيشرفت هايشان قرار دهيد.

كشف يك مطلب در كلاس بايد روال منطقي داشته باشد و تا حدودي نمايانگر يك مكاشفه واقعي با محيطي منطقي باشد.

محاسن روش اكتشافي از ديدگاه برونر:

1-          توانايي ذهني دانش آموزان را تقويت مي كند.

2-    انگيزه دروني دانش آموز را افزايش مي دهد، زيرا در اين يادگيري شاگرد به طور خودجوش فعاليت هاي آموختن را دنبال مي كند و پاداشي هم كه مي گيرد، از فعاليت هاي خود اوست.

3-          فنون اكتشاف را به شاگرد مي آموزد و او را خلاق و كاوشگر بار مي آورد.

4-    موجب دوام بهتر آموخته ها ميشود. زيرا دانش آموز آموخته هايش را سازمان ميدهد و مي داند كه چه موقع و چگونه آنها را به دست آورد.

5-    از آنجا كه در اين روش از مشاهده اشكال، اشيا، و تصاوير براي تدريس استفاده مي شود. درك حقايق و روابط را تا حدي براي دانش آموزان آسان مي كند.

معايب روش اكتشافي:

1-          قدرت استدلال و ارتباط بين مفاهيم كم مي شود.

2-          اين روش بسيار وقت گير است.

3-    طرفداران اين روش اهميت فوق العاده اي به احساس و ادراك مي دهند اما بايد توجه داشت كه بعضي از مفاهيم رياضي (مانند اعداد منفي) را نمي توان از راه حواس درك نمود.

4-    مكاشفه در بدو امر خوب است ولي نتيجه اساسي نه از راه مكاشفه بلكه از كوششي كه در نباله اين رغبت براي توضيح و تنظيم روابط صورت مي گيرد، حاصل مي شود. به عنوان مثال نيوتن با مشاهده سقوط سيب از درخت، وجود رابطه اي بين زمين و اجسام پيرامون آن را احساس كرد (مكاشفه) ولي مشاهدات مذكور به تنهايي ارزش چنداني نداشت و اگر به همين جا خاتمه يافته بود، هيچ نتيجه عملي از آن به دست نمي آمد.

5-    اگر هر تصوري را به كمك شكل و به طور يكنواخت به دانش آموزان عرضه كنيم، بيم آن مي رود كه ذهن آنها، به جاي رابطه مورد نظر، توجه شان به شكل يا تصوير جلب شود و به كلي از حقيقي كه در نظر داريم بي اطلاع بماند.

3) روش مفهومي

دراين روش بيشتر تاكيد بر مفاهيم رياضي است و تكيه كمتري بر مهارتها ميشود.. تا هنگامي كه مفاهيم در ذهن دانش آموزان شكل نگرفته است، نبايد به سراغ تكنيكها و مهارتها رفت. تفاوت روش مفهومي با روش الگوريتمي اينست  كه در روش مفهومي تكيه بر مفاهيم است و در روش الگوريتمي تكيه بر مهارت ها و تكنيك هاست.

4) روش فعال

روش فعال،« دانش آموز محور» است و دانش آموز درامر يادگيري شركت فعال دارد، راجع به حل آنها فكر مي كند و با راهنمايي معلم به حل آنها مي پردازد. به مفاهيم پي مي برد و در اين صورت است كه دانش آموز به حل مساله ها علاقه مند مي گردد.

در اين روش، هر دانش آموز مطالب را به سرعت خود ياد مي گيرد و فرصت دارد كه به مطالب فكر كند.  دانش آموز از طريق حل مساله، طي فرايندي به تدريج به مفاهيم پي ميبرد. با پي بردن به توانايي هاي خود، در او حس اعتماد به نفس تقويت مي شود چون در بدست آوردن نتيجه ها و كشف قواعد سهيم است و نسبت به مطالب احساس علاقه و مالكيت مي كند و ميل به دانش افزايي در او بارور مي شود. در اين روش وظايف معلم عبارتست از توجه به كار يكايك دانش آموزان و دادن راهنمايي در موارد لازم، علاقمند كردن آنها به فعاليت،شناخت دانش آموزان و پي بردن به توانايي آنها و از همه مهمتر قدم به قدم پيش بردن دانش آموز.

سه اصل آموزش به روش فعال:

سه اصل براي تدريس ثمربخش وجود دارد كه عبارتند از:

1-    اصل يادگيري فعال (كشف موضوع توسط خود دانش آموز ضمن انجام فعاليت هاي مناسب): البته آنچه اهميت دارد، چيزي است كه مورد توجه دانش آموز است و از ذهن او بيرون بيايد. اين، نصيحت رسمي سقراط است. كه مي گويد: «با همين امكان هايي كه داريد، حداكثر تلاش خود را به كار بريد، تا خود دانش آموزان، در جريان كشف، شركت داشته باشند».

دانش آموزي كه در تنظيم صورت مساله هاشركت داشته باشد، خيلي فعالتر خواهد كوشيد.

2-    اصل بهترين انگيزه: معلم بايد خودش را واسطه اي بداند كه مي خواهد مقداري از رياضياتي را كه مي داند، در اختيار دانش آموزان قرار دهد. به خاطر داشته باشيد كه، معمولاً حق با خريدار است. دانش آموزي كه از يادگرفتن رياضيات سرباز مي زند، ممكن است حق داشته باشد. هيچ دليلي وجود ندارد كه شاگرد شما، تنبل يا كم هوش باشد. بلكه  ممكن است به چيز ديگري علاقه مند باشد.. وظيفه شما، به عنوان يك معلم كه مي خواهد آگاهي ديگران را بالا ببرد، اين است كه دانش آموز را به رياضيات علاقه مند كنيد. بنابراين، معلم بايد تمامي توجه خود را در انتخاب مساله و تنظيم آن به كار برد. مساله نه تنها از موضع معلم، بلكه بايداز موضع شاگرد هم، جالب باشد. چه بهتر كه بشود درس را، در رابطه با تجربه روزانه شاگردان طرح كرد و آنرا به صورت معما درآورد. مساله را مي توان با موضوعي آغاز كرد كه براي دانش آموزان روشن است

علاقه دانش آموز، بهترين انگيزه او در كار است. از دانش آموز بخواهيم كه نتيجه را حدس بزند، ولو بخشي از آن را. دانش آموزي كه فرضيه اي را ارائه كند، در واقع خود را به آن وابسته كرده و احساس او در گرو فرضيه اوست و با بي صبري در انتظار آن است كه ببيند حدس او درست است يا نه، او با اشتياق به سرنوشت مساله و كار كلاس علاقه مند مي شود و در آن لحظه ها هيچ چيز ديگري توجه او را به خود جلب نخواهد كرد.

3-    اصل تسلسل مرحله ها: عيب اصلي كتاب هاي رياضي دراين است كه تقريباً همه مثال هاي موجود در آن، از صورتهاي متعارف و عادي انتخاب شده است. منظور  از مساله هاي عادي، مساله هايي هستند كه ميدان كاربرد كمتري دارند و تنها به روشن كردن يك قانون خدمت مي كنند و تمرين هاي مناسب براي يك قانون هستند. البته اين مثال ها هم مفيد و هم لازم هستند ولي دو مرحله مهم آموزش در آنها وجود ندارد: مرحله بررسي و پژوهش و مرحله فراگيري. هدف اين دو مرحله اينست كه مساله مورد بررسي را با شرايط موجود و با آگاهي هايي كه قبلا به دست آورده ايم، مربوط مي كند. مساله هاي عادي، اين دو منظور را برنمي آورندزيرا از قبل معلوم است كه براي روشن شدن قانون معيني طرح شده اند و اهميت آنها، تنها در خدمت كردن به همين قانون است. البته، گاهي در اين مساله ها، به قانون يا قانون هاي ديگري هم توجه مي شود كه در اين صورت، مساله هاي مفيدتري به حساب مي آيند. حقيقت اين است كه بايد در كنار مساله هاي عادي، دست كم گاه به گاه، مساله هاي عميق تري هم به دانش آموزان داده شود، مساله هايي كه زمينه غني تري داشته باشد امكان ورود دانش آموزان به كارهاي جدي تر علمي را فراهم آورد. اين كار اشتهاي آنها را در حل مساله و رسيدن به جواب تحريك ميكند. فراموش نكنيد كه مقداري از وقت كلاس را، براي بحث درباره  نتيجه اي كه بدست آمده باقي بگذاريد. يادگيري در سه فاز صورت مي پذيرد: فاز اول: دانش آموز حدس و گمان مي زند. فاز دوم: آن را به صورت كلمات در مي آورد. فاز سوم: براي تثبيت يادگيري تمرين و ممارست انجام دهد.

محاسن روش فعال:

1-          دانش آموز مفاهيم را درك مي كند.

2-    خود را در به دست آوردن نتيجه ها سهيم مي داند و اين در او علاقه ايجاد مي كند و به تدريج احساس توانايي مي كند كه اين خود موجب به وجود آمدن حس اعتماد به نفس در دانش آموز مي شود.

3-    اين آموزش نياز به كنجكاوي، پويايي و خلاقيت را برآورده مي سازد و موجب رشد شخصيت در دانش آموز مي شود.

معايب روش فعال:

1-    مدتي صرف خواهد شد تا دانش آموز از طريق حل تمرين هاي كار در كلاس و پاسخ به سئوال هاي مناسب مفاهيم را يكي كي بفهمد و به قاعده ها پي ببرد.

2-          هر مفهومي را نمي توان با روش فعال آموزش داد.

5) روش الگوريتمي:

روش الگوريتمي، مجموعه دستورالعملهايي است كه انجام دادن آنها منجر به حصول نتايجي براي دانش آموز گردد. تعدادي از الگوريتم هايي كه در دوره هاي تحصيلي مورد بحث قرار مي گيرند عبارتند از: چهار عمل اصلي روي اعداد صحيح و اعشاري، تناسب، جذريابي، يافتن بزرگ ترين مقسوم عليه مشترك، نوشتن اعداد به پايه هاي گوناگون، عمليات روي كسرهاي متعارفي، حل معادلات جبري و عمليات جبري روي بردارها در صفحه، در زمينه هندسه نيز به الگوريتم هاي زير بر مي خوريم مانند: ترسيمات با خط كش، پرگار، گونيا و  نقاله مثلا در رسم عمود، نضف كردن پاره خط، ساختن مثلث

معايب روش الگوريتمي:

1-    تاكيد بيش از حد بر الگوريتم ها شم عددي دانش آموز را كاهش مي دهد. چون كه شم عددي ما را از مرتكب شدن اشتباهات فاحش مصون مي دارد.

2-    دانش آموز تقريباً در هيچ مساله واقعي نياز به اين الگوريتم ها را ندارد. مثلاً الگوريتم جذر بهتر است از روش آزمون و خطا در دوره راهنمايي تحصيلي تدريس گردد.

3-          معمولاً دليل درستي اين الگوريتم ها مطرح نمي شود.

4-    چون اين الگوريتم ها دشوارند و حفظ كردن آنها نيروي فراواني از دانش آموز مي طلبد، محصل به تدريج نسبت به مفهوم اصلي بيگانه مي شود.

5-    در حال حاضر كه ماشين حسابهاي دستي ارزان قيمت عمليات رياضي را حتي از  انسان سريع تر و دقيق تر انجام مي دهند لذا ضرورتي بر حفظ همه الگوريتم ها نيست.

چند توصيه براي بهبود روش الگوريتمي:

1-    به جاي تاكيد بر كسب مهارت در اجراي دقيق دستورالعمل هاي رياضي، تاكيد بيشتري صرف درك مفاهيم گردد و با قرار دادن وقت كافي در اختيار دانش آموز، به او اجازه آزمايش كردن داده شود. دانش آموزي كه وادار شود هر بار با رجوع به مفاهيم اوليه، مسايل قابل فهم خود را حل كند، به تدريج نياز به دستورالعمل را احساس مي كند و ممكن است خود به سوي الگوريتم سازي سوق داده شود.

2-    مسايل حرفي متنوع تر، جذاب تر، واقعي تر و بعضاً دشواري تري از آنچه امروزه معمول است در اختيار دانش آموزان قرار گيرد. درك و فهم مفاهيم رياضي در سطح مدرسه، در ميدان به كارگيري آنها در مسايل ملموس و قابل فهم تحقق مي يابد.

3-    تقويت شم عددي دانش آموز كه در حال حاضر بهايي به آن داده نمي شود، به طور جدي مطرح گردد. دانش آموز بايد ياد بگيرد كه حدود نتيجه يك محاسبه را قبل از انجام دقيق آن حدس بزند و با بتواند از عهده تخمين هايي برآيد.

مطالب بالا خلاصه اي است از كتاب آموزش رياضي و حل مساله نوشته مهدي رحماني

 

  نوشته شده در  پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 9:30  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

امروز صبح حدود ساعت 5/5كه از خواب بيدار شدم، هنوز صداي موذن به گوش مي رسيد.براي وضو كه به حياط رفتم، در آن تاريك روشن هوا، عطرگلهاي ياس مرا متوجه خود كرد.امروز براي اولين بار3تا از غنچه هاي درخت گل ياس باغچه شكفته شده بودند.ناخودآگاه نوعي شادي و شعف را در خودم احساس كردم.نمازم را خواندم و قرآن را.

درحاليكه منتظر اتفاق خوشايندي بودم.چراي آن را نمي دانم، اما مطمئن بودم كه به گلهاي ياس مربوط ميشد.طبق معمول پنجشنبه ها، به تماشاي برنامه صبحگاهي شبكه دو نشستم. اينروزها در ميان برنامه هاي سيما و سينما كمتر برنامه فرهنگي و فاخر را مي توان پيدا كرد و هرسال دريغ از پارسال.مشغول برنامه بودم كه خانم نيلوفر عاكفيان، كتاب نامه هاي خط خطي نوشته خانم نظرآهاري را معرفي كرد.اين كتاب را سال 83 ديده بودم اما چندان توجهي بدان نكرده بودم، وقتي خانم عاكفيان، صفحه اول كتاب را خواند، خيلي برايم جذاب بود و به دلم نشست.مخصوصا كه در اين دوسال، درگير جفاي مديران محل كارم شده ام و حسابي از همه چيز خسته ام حتي مطالعه مختصر يك كتاب.

هنوز برنامه تمام نشده بود كه به كتابفروشي رفتم و آنرا خريدم و در پارك جلو راهم نشستم و چند صفحه از آنرا خواندم.متن كتاب در قالب نامه اي به خدا است و آياتي از قرآن را روايت مي كند.بدون اغراق مثل آن بود كه آن شادي صبحگاهي تعبير شده بود.خواستم نويسنده و ناشران را در اين شادي شريك كنم اما متاسفانه هيچ نشاني به جز يك تلفن روي جلد نبود كه به آن زنگ زدم اما روي پيامگير بود و اينطور شد كه به وبلاگم متوسل شدم تا ازاين طريق هم سپاس خود را از خانم عاكفيان و نظرآهاري بيان كنم و هم اينك دوستان خودم را به خواندن اين كتاب ميهمان كنم.و براي تبرك متن پشت جلد كتاب را مي نويسم.   

«اين روزها ، آدمها سرشان شلوغ است و كسي حوصله خدا را ندارد.كسي حال او را نمي پرسد، كسي برايش نامه نمي نويسد، اما تو اين كار را بكن.تو حالش را بپرس .تو چيزي برايش بنويس.ساعتهايت را با او تقسيم كن، ثانيه هايت را هم»

  نوشته شده در  پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 17:10  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

سرآغاز

مقايسه دانش آموزان ايران و فرانسه برپايه قضيه تالس

1-  دانش آموزان راهنمايي فرانسه قويتر و دانش آموزان دبيرستاني ايران قويتر هستند.

2-  دانش آموزان ايراني، با تغيير مساله ، كمتر قادر به درك مساله هستند

3-  دانش آموزان ايراني برخلاف دانش آموزان فرانسه عادت به توضيح دادن پاسخ ندارند.

4- دانش آموزان ايراني، درك سريع و ناخودآگاه از مشكل داشتند و اين مانع تفكر دقيق آنها مي شد.

5- هردو كشور فقط قضيه را حفظ ميكردند و نمي دانستند چگونه معلومات خود را براي حل مساله بكار ببندند.

6-  بعضي دانش آموزان به چيزهايي فكر ميكردند كه براي حل مساله ، نيازي به آنها نداشتند.

7-  دانش آموزان ايراني در وضعيت قبل ازآموزش قرار نمي گيرند و هميشه در حالت آموزش هستندو برخلاف فرانسه ، تنها معلم است كه در كلاس نقش اصلي را ايفا ميكند. (ترابي 86)

با اين مقدمه ، ميتوان به عنصر اصلي تحقيق پرداخت تا به جاي نقش ايوان، به پاي بست آن توجه كرد.تكنولوژي آموزشي، يكي از مهمترين اركان آموزش در هر سطح و هر آموزشي است.تكنولوژي آموزشي با ايجاد جذابيت، آموزش را براي فراگيران، جذاب و ماندگار مي كند، اما استفاده از آن نيز با شرايط خاص خود همراه است و استفاده بي مورد از آن، باعث دور شدن از اصل مطلب مي شود.   

در تحقيق بالا، قبل از هر چيز ميتوان، شرايط تحصيل را عامل اين تفاوتها خواند.چراكه دانش آموزان در پناه مثل معروف «كارنيكو كردن از پر كردن است» مي توانند مطلب را هرچند سخت باشد، فراگرفته و در زمان خود ارايه كنند اما تضميني براي ارائه مطلب براي ديگران يا در زماني ديگر وجود ندارد.

دانش آموزان ايراني اگر هميشه درحالت آماده باش آموزش هستند، چونكه فرصتي براي تعامل با مساله و روشهاي حل مساله و يا ايجاد مساله براي خود يا ديگري قرار نمي گيرند و هميشه به چيزي فكر مي كنند كه چندان براي آنها مفيد نيست.

تكنولوژي آموزشي در دوره هاي قبل ازحضور It و Ict در شرايط امروز، نيز حكايتي است كه نيازي به توصيف آن نيست.زيرا شرايط اوليه ورود آنها به كلاسهاي شلوغ و محتواي آموزشي متعدد و حجم انبوه محتواي درسي وجود ندارد.

«كاربرد وسايل سمعي- بصري در آموزش به سال 1900 بر مي گردد كه در مدارس آمريكا مورد استفاده قرار گرفت(احديان)» و با فيلم و كتاب هاي آموزشي و پروژكتور آغاز شد و امروز به اينترنت و فنآوري ارتباطات و اطلاعات رسيده است.

اينترنت، خود منجر به تلاش هايي در جهت يادگيري عيني از راه دور شده و گام اساسي آن تجديد نظر در روشهاي قديمي آموزش است.

فنآوري اطلاعات و ارتباطات آموزش را دچار تغييراتي كرده تا آموزش هاي خشك و بي روح كلاس و گچ در جهت برآوردن نيازها و تامين كننده خواست ها و مطالبات عديده زندگي نسل جوان قرار گيرد. فنآوري اطلاعات و ارتباطات تمام زمينه هاي زندگي بشري را دچار دستخوش كرده و از اين فراتر، از مرزهاي جغرافياي سياسي كشورها گذشته و اصطلاح جهاني شدن را وارد زندگي و حاكميت جامعه كرده است. جهاني شدن از ديدگاه هاي مختلف به فرصت و تهديد تعبير شده و نيز واكنشهايي را برانگيخته است. اما در اين ميان اثر جهاني شدن بر آموزش و پرورش قابل تامل است. هر چند كه جهاني شدن با اقتصاد پيشتر و بيشتر جا افتاده است.

جهاني شدن در قرن 21 آموزش و پرورش را در مضمون و مكان و محتوا دستخوش اصلاحات و تغييرات كرده است. و اگر به خوبي مديريت شود، آموزش و يادگيري را مادام العمر خواهند كرد. چنانچه در كشورهاي غربي با آن رو برو شدند. در اكثر كشورهاي غربي از نخستين روز ظهور و بهره گيري از رايانه، شاهد برنامه ملي طرح ريزي و شوراي ملي تكنولوژي آموزش با هدف ارتقاي فنآوري جديد در آموزش و پرورش بوده است .(محمدي86) »

یکی از ابزارها و متدهای نوین در آموزش، استفاده از IT و ICT است که گاهی در حد یک ابزار لوكس آموزشي بدان نگریسته می شود.

اما شک و تردیدهايی در مورد قابلیت های فراوان آن نسبت به ابزارها و متدهای قبلی و البته مضرات جدید آن وجود دارد. اما چنانچه با آگاهی و بینش روشن و هدفمند بکار گرفته شود، می تواند با بیشترین فایده ها دارای کمترین مضرات هم باشد.

در جامعه اکنون ما دست اندرکاران تهیه نرم افزارهای آموزشی، اکثراً مهندسین نرم افزارهستند که تجربه تدریس در کلاس درس را نداشته و صرفاً بهره های مادی در بازارهاي آشفته نرم افزارهای آموزشی، سبب روي آوردن آنها به این امر شده است. «طراحان و توليدكنندگان نرم افزارهاي خصوصي،چون از دغدغه هاي مولفان بي خبرند و نمي دانند مولف در كجا با كتاب راحت تر مي تواند مساله اي را بيان كند و كجاي كتاب ضعف دارد، حاصل كارشان جوابگوي نيارز آموزشي ما نيست./عالميان88»

آموزش"یادگیری مستقل ،وتوجه به مهارت های فردی

تنها هنر تولید کنندگان محتوای آموزشی، تبدیل آموزش سنتی با همان مشخصات به آموزش الکترونیکی است.یعنی روش سخنرانی تبدیل شده به پاور پوینت و انيميشن و این یعنی هیچ تفاوتی بین روش سنتی وروش جدید نیست به جز استفاده از رسانه ديداري و شنيداري جذاب وصد البته پرهزینه.

در روش های آموزشی جدید هدف ، مچ گیری نیست بلكه ايجاد انگيزه و علاقه مندی براي آموزش است تا مهارت های فردی افزایش پیدا کند.اغلب تولید کنندگان نرم افزارهاي آموزشي در ايران ، تجربه ای از آموزش و اهداف آموزش به كمك فناوري مفهوم ایجاد تعامل در يادگيري ندارند و متاسفانه بيشترمعلم ها نیز از سواد ایجاد نرم افزار، چندان آگاهي ندارند.

همچنين استفاده کنونی ما از فناوری اطلاعات در آموزش، تنها موجب شده محتوای مطالب ار حقیقی به مجازی تغییر شکل داده شود بدون ایجاد تعامل .

برای برون رفت از این حالت

برای استفاده صحیح از فناوری براي ایجاد زمینه مناسب در امر یادگیری مستقل و تعاملی نیاز به نرم افزارهايي داریم که مطابق با محتوای محتواي آموزشي باشد و برای تولید این محتوا باید مهندسین وطراحان محتوای آموزشی و معلم ها در امر تهیه و تولید نرم افزار باهم مشاركت داشته باشند.

تولید محتوای الکترونیکی توسط معلمان وافراد آشنا به نیاز هایی که یک نرم افزار آموزشی باید داشته باشد، که تعداد این افراد نيزاندک است .

فرض کنيم ما با وجود همه مشکلات در توليد محتوای الکترونیکی، آیا آموزش و پرورش در حال حاضر توانایی بکارگیری از این محتوا و استفاده در سطحی وسیع را دارد ؟

نکته مهم اینست که استفاده از IT در آموزش دارای سطوح مختلفي است و ما براي استفاده باید دائما مراقب این باشیم که در کدام سطح از فعالیت قرار داریم؟

وقتی ما از ابزار IT استفاده می کنیم باید به دو مساله توجه کنیم:

۱- بحث بصورت تعاملی جلو برود كه ملاک ارزش گذاری یونسکو برای استفاده بیشتر  از آی.تی. در آمورش نیز همین است. هرچه فعالیت و مشارکت دانش آموز بیشتر، سطح فعالیت بالاتر و ارزش کار افزونتراست.

۲- اگر قرارست بحث بصورت غیر تعاملی جلو برود باید آن ابزار یا انیمیشن و ... به نحوی باشد که صرفه جویی قابل توجهی در وقت بوجود آورد

بطور کلی اگر از خواص IT و ICT استقلال زمانی و مکانی و فراتربردن گستره مرزهای کلاس تا منزل دانش آموزان است باید همواره این ویژگی در ابزارهای ما لحاظ شده باشد...

مسلما استفاده به جا از كامپيوتر و اينترنت مي تواند كمك بزرگي در جريان آموزش باشد.نرم افزاري كه شامل خصوصيات تعاملي بودن، پويا بودن و محتواي مناسب باشد،علاوه بر سرعت بخشيدن به جريان آموزش، عمده فعاليت را برعهده دانش آموز قرار مي دهد.همچنين با فراهم كردن امكان جستجو در اينترنت، مي توان دانش آموز را به سمت كسب اطلاعات به طور مستقل هدايت كرد. نظارت معلم در اين زمينه مخصوصا در مراحل ابتدائي ضروري است.

با فرض اينكه نرم افزارهاي مناسبي در دسترس ما وجود داشته باشند و با فرض اينكه با نحوه آموزش استفاده از اينترنت به دانش آموزان آشنا باشيم، آيا مي توانيم به نحوي مطلوب از آنها بهره گيريم؟

در شرايطي كه برخي مدارس ما حتي كامپيوتر در اختيار ندارند و در شرايطي كه از بين دانش آموزان يك كلاس در شهرهاي كوچك و مناطق محروم،تعداد محدودي به كامپيوتر دسترسي دارند، آيا استفاده از IT و ICT  در آموزش  به صورتي فراگير امكان پذير است؟

همچنين بايد مسولان امر به اين نكات توجه كنند كه:  چگونه بايد از IT  در آموزش و پرورش استفاده كرد ؟وباتوجه به شرايط كنوني آموزش و پرورش و جامعه چه راهكارهايي را براي استفاده معلمان از كامپيوتر واينترنت پيشنهاد مي كنيد؟

با نبود امکانات می شود کنار آمد ولی آن چیزی که سد اصلی  راه ماست، نبود شناخت از ابزارهای آی تی  وقابلیت های آنست.و از آن مهمتر، نگرش مديران به اين فناوري است.این بحث که از آی تی چگونه می توان در آموزش استفاده کرد خیلی بحث مهم وبی پایانی است چون با خلاقیت ما وبا توجه به شرایط مختلف مدارس  هزاران هزار راه برای استفاده از از این ابزار در مدارسمان وجود دارد.حتی يك وبلاگ خودش می تواند به انواع مختلف مورد استفاده قرار بگيرد.

آموزش و پرورش مهمترين ثروتي است كه در جامعه توزيع شده و به مدد آن، مردم توانسته اند مشكلات خود را تحليل كنند و استعدادهاي خود را پرورش دهند ولي فراموش نكنيم كه برخورداري از آموزش و پرورش يكسان در نهايت به نتايج تحصيلي برابر، ختم نمي شود چراكه برخي از گروههاي مردم از امتيازات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي برخوردار هستند وبه آنها امكان ميدهد تا بيشتر و جلوتر از بقيه رشد كنند كه به نوعي تبعيض دامن ميزند.

 آنچه در كتابها تدريس ميشود، براي طبقه خاصي نوشته شده كه هيچ ارتباطي با زندگي واقعي بقيه  برقرار نمي كند و حتي اين شكاف عامل  بي علاقگي دانش آموزان به درس شده و در نتيجه فراگيران، دچار اختلال در آموزش نظير ترك تحصيل يا تكرار پايه  و مردودي ميشوند.

در دنياي مدرن امروز، بايد به مفيد بودن دانش و اطلاعات مدرسه توجه كرد.بايد به الگوهاي ارائه شده و انطباق آن با ارزشهاي جامعه توجه كرد.باتوجه تحولات سريع جامعه، نوسازي نظام آموزشي را بايدجدي گرفت.

پيشرفت علم و تكنولوژي،اصلاح و تجديدنظردرمنابع آموزشي و محتواي كتابهاي درسي و شيوه هاي تدريس و تعريف از آموزش و پرورش را ايجاب ميكند و غفلت از آن باتوجه به سرعت تغيير اطلاعات با شدت بيشتري باعث عقب ماندن از دنياي مدرن و عدالت آموزشي را خواهد شد.

گام اول ، تغيير نگاه به بودجه نظام آموزشي مدرسه است. اگر آموزش و پرورش به مانند ساير دستگاهها ديده شود مي توان با افزايش تراكم كلاسها و تعطيلي مدارس كم جمعيت و حذف مواد تربيتي، هزينه ها را كاهش داد اما اگر هدف افزايش كيفيت خدمات باشد، بايد هزينه سرانه را بالا برد و كلاسهاي كم جمعيت با تجهيزات آموزشي تشكيل داد، مخصوصا در اين سالها كه درصدي از جمعيت دانش آموزي كاهش يافته است تا هم بازدهي نظام آموزشي افزايش يابد وهم دربلند مدت از اتلاف هزينه جلوگيري ميكند.

چيزي حدود يك چهارم جمعيت كشور بطورمستقيم با آموزش و پرورش در ارتباط است كه بايد معادل اين حجم خود از سرانه كشور بهره مند شود.

گام دوم رفع تبعيض ميان آموزش عمومي و آموزش عالي است. طي سالهاي اخير، آموزش عالي فوريت سياسي پيدا كرده و مدرسه كه در مقام سنگ بناي دانشگاه تلقي ميشود،از امكانات كمتري برخوردار شده است.به عنوان مثال، مقايسه سهم سرانه دو دستگاه كه كيفيت را فدا كرده و معلمان با ارتقا تحصيلات به موسسات آموزش عالي رفته اند و يا آنكه خود اقدام به تاسيس مدارس خصوصي كرده اند تا مشكلات اقتصادي اوليه زندگي خود را تامين كنند در حاليكه دستمزد اساتيد دانشگاه به يكباره چندبرابر شد و هيچ اعتراضي برنيانگيخت و اين جداي از معلماني است كه به مشاغل نظير مسافركشي و بنايي وكارگري ... پرداخته اند و اساتيدي كه در كار تجارت و ...پرداخته اند.

براي تحول در نظام آموزشي ابتدا بايد تجديدنظرهاي زير را عملي ساخت.

1- ميان اعتبارات آموزش و پرورش و آموزش عالي تعادل بهتري برقرار كرد.

2-  جايگاه معلمان در جامعه مورد تعمق و تامل مجدد قرار گيرد.

انتظار وسيع و فشارهايي كه در غياب خانه و جامعه بر دوش معلمان نهاده شده، در بسياري از موارد به خستگي مفرط معلم و تنش و بيماريهاي عصبي مي انجامد و اين امر علاوه بر تهديد سلامت وي، بر عملكرد آنها تاثير منفي ميگذارد، بنابراين علاوه بر حمايت حرفه اي ، لازم است شرايط كار در مدرسه به نحوي سازمان يابد كه رضايت معلمان را تامين كند كه در اين صورت، آموزش و پرورش كه تحرك و انعطاف را به جامعه بخشيده است، خود نيز طراوت و تازگي خواهد يافت.

از ديگر سوي، در فضايي كه دانش آموز هر آن مي تواند با هر نقطه اي از جهان ارتباط برقرار كند ديگر نمي توان از آموزش هاي 50 سال قبل انتظار معجزه داشت و بايد روش ها و رويكردهاي نظام آموزشي متناسب با تحولات و پيشرفتهاي جهاني نوسازي شود.

دنياي امروز را عصر ارتباطات ناميده اند كه به مدد فناوري اطلاعات و ارتباطات، زندگي مردم حتي در كشورهاي جهان سوم را دچار تغييرات تاريخي كرده است. اقتصاد و حتي فرهنگها در حال جهاني شدن است به اين معنا كه رقابت از مرزهاي كوچك گذشته و هر تحول و نوگرايي در مقياس جهاني و به طور همزمان مطرح مي شود. اگر دستمايه جهاني شدن را اطلاعات و نوآوري بدانيم  بايد بپذيريم كه هر دوي اينها، توليد آموزش و پرورش است. بنابراين چگونگي توليد و انتقال دانش در مدرسه جنبه مهمي از جهاني شدن است. كه نمي تواند جداي از اين تغييرات باشد و نتايج حاصل از آن عبارتند از:

1.  بهبود منابع آموزشي : نظام آموزشي در عصر جهاني شدن كه مبتني بر رقابت است امكان دسترسي عمومي به منابع آموزشي را ميسر مي كند و افزايش تلاش و ابتكار معلم را در پي دارد.

2.  بهبود كيفيت آموزش: «بر طبق نظر سازمان همكاري و توسعه (OECD) بهبود كيفيت آموزش يك اولويت جهاني شده است و در اين زمينه نقش معلمان محوري است.(ستاري 85) » كه البته شرايطي نيز دارد از جمله آنها توسعه آموزشهاي ضمن خدمت به منظور ارتقاء مهارتها و دانش و معلومات معلمان و افزايش حقوق معلمان براي ارتقاء جايگاه و منزلت اين قشر.

«نتايج يك مطالعه در اوتاد پرادش هند، نشان مي دهد كه تفاوت زيادي بين مدارس خصوصي و دولتي در بعد اثربخشي، هزينه به نفع مدارس خصوصي وجود دارد كه ناشي از حقوق و مزاياي معلمان اين مدارس بوده است.(كينگدن) »

3.  تمركز زدايي: بنابر اصل رقابت پذيري در عصر جهاني شدن ، آموزش و پرورش متمركز با اندامي نحيف ظاهر خواهد شد. در صورت تمركز زدايي هر منطقه با توجه به شرايط موجود به تهيه منابع و محتوا پرداخته تا به موفقيت بيشتري برسد و راه هاي تامين منابع مالي را نيز تدارك مي بيند و به اين شيوه هزينه هاي آموزش و پرورش مركزي كاهش پيدا مي كند. «اقتصاد دانان بانك جهاني صريحا دلايلي را در اثبات كارايي عادلانه بودن اين جريان ارائه كرده اند.(بانك جهاني) »

همچنين در نتيجه تمركز زدايي ، مقامات محلي با انعطاف پذيري و كنترل متناسب، نظارت بيشتري بر مراكز آموزشي داشته و براي پاسخگويي به مقامات بالادست، كيفيت آموزش بهبود خواهد يافت. و عدم تمركز باعث آرامش گروه هايي است كه در جستجوي هويت شخصي از طريق نفوذ دانش افزايي مدارس هستند.

حرف آخر

آموزش به ويژه در بخش آموزش و پرورش عمومي، اولويت نخست توسعه منابع انساني است و نبايد در اين سرمايه گذاري نگران بازدهي باشيم چرا كه محاسبه بازدهي در امور اقتصادي است اما آموزش و پرورش ، سرمايه گذاري در منابع انساني كه بازده آن قطعي است و هرچه در اين بخش سرمايه گذاري بيشتر باشد، بازده آن به ويژه در بلند مدت مفيدتر خواهد بود. اما قبل از هر چيز يك آمايش نياز است.

يك برنامه ريزي بايد كاري كند كه نه بيسواد در جامعه باقي بماند و نه جامعه اي محروم از تحصيلات.آموزش و پرورش چيزي جداي از جامعه نبوده و امروزه نيز نمي توان جداي از ساير كشورها پنداشت و آنچه متفاوت است ، ديدگاه ها و سياستهاي برنامه ريزان و نگرش آن در مواجهه با عنصر جهاني شدن است.

در عصر جهاني شدن بايد عدالت اجتماعي و عدالت آموزشي را در داخل كشور در نظر داشت و نيز اصلاح ساختاري در منظر دوم بايد مورد توجه قرار گيرد. اما اين اصلاحات را نبايد با فرمول زدگي و مدل زدگي اشتباه گرفت كه در يك مدل و برنامه رايانه اي خلاصه اي مي شود مهمترين ويژگي در عصر جهاني شدن عبارتند از:

1.     ايجاد تنوع در امر آموزش

2.     مشاركت فعال معلم و محصل به عنوان اركان آموزش

3.  توزيع عدالت آموزشي به ويژه در مناطق محروم و يا در كلاسهاي شلوغ كه مي توان منابع آموزشي را در محيطي خارج از مكان و زمان گسترش داد.

و آخر آنكه هر گونه پيشرفت در جامعه به تحول در آموزش و پرورش بستگي دارد. نمي توان موسسات آموزشي را به فن آوري مجهز ساخت اما فراگيران و مدرسه را به مثابه جزيره اي پراكنده با ارتباطات اندك و ابتدايي پنداشت.

در دهكده جهاني با تغييرات مداوم و مستمر با شتابي فزاينده در حال دگرگوني است و افراد اين جامعه هر يك به سهم خود در حال ياددهي و يادگيري هستند و محيط آموزشي به جاي تقابل با محيط خارج به تعامل با آن مي پردازد.

در جامعه امروز با حضور فناوري، هر چند كتابهاي درسي مهمترين منبع دسترسي فراگيران هستند اما محتواي ثابت و انعطاف ناپذير جذابيتي ندارند. چرا كه فراگيران مي توانند با فشردن يك دكمه به انبوهي از اطلاعات دلخواه خود دست پيدا كنند، بنابراين بايد شيوه هاي ياددهي با شرايط روز متناسب و منعطف شود تا بتوان در ميان ساير جوامع حرفي براي گفتن داشت و از قافله جهاني شدن در دهكده جهاني عقب نماند و در اين مسير تاريخ و تمدن با شكوه ايراني مهمترين معرف و پشتوانه ما خواهد بود.

منبع:

 رشد رياضي/ مهشيد ترابي /زمستان 86

آموزش مجازي /محمد محمدي، ، نشريه تكنولوژي آموزش، بهمن ماه 86

جهاني شدن و اصلاحات آموزشي/ مارتين كارلوي(نقل ازكينگدن 1996)/ علي ستاري، مدرسه 1385

مقدمات تكنولوژي آموزشي /محمد احديان، 1379، ، تهران، نشر آئيژ

جهاني شدن و اصلاحات آموزشي/ مارتين كارلوي/ علي ستاري، مدرسه 1385

وحيد عالميان/ رشد مدرسه فردا/ فروردين 88

  نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 18:2  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

طبق نتايج تعداد زيادي از مطالعات،دختران بسيار بيشتر از پسران از فناوري بيمناك هستند.

دختران مهارتهايي را در استفاده از واژه پرداز و پست الكترونيك نشان ميدهند، درحاليكه پسران به سمت برنامه ريزي و بازيهاي رايانه اي گرايش دارند.

دختران ماهر در كار با رايانه:اين دختران از رايانه ددر خانه و مدرسه استفاده مي كنند و از آن براي تكميل كارهاي نو بهره مي گيرند.گرچه بسيار كم ICT به عنوان يك وسيله سرگرمي در اوقات فراغت استفاده ميكنند.ولي به ارتباطات اينترنتي علاقه مند هستند.

پسران مسلط بر فناوري: آنها سواد رايانه اي بالايي دارند و ار برنامه ريزي به اندازه هك كردن و بازيهاي رايانه اي لذت مي برند. باوجود اين، مهرتهاي آنها بسويله همسالانشان باارزش شمرده مي شود.

منبع: لوديتهاي معاصر/ ترجمه مريم معاذي/رشدمدرسه فردا/ فروردين 88

  نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 16:51  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

«مفهوم جهاني شدن، چندسالي است كه به عنوان گفتمان غالب ادبيات روابط بين الملل پديدار شده و از ديدگاههاي مختلف به آن پرداخته شده است.

براي جهاني شدن، ميتوان سه رهيافت را شناسايي كرد، "رهيافت جامعه شناختي جهاني شدن" "رهيافت ليراليستي جهاني شدن"و "رهيافت ماركسيستي جهاني شدن".

در قرن بيست و يكم ، بايد بيشتر به تغيير رفتار و يساستهاي اقتصادي توجه كرد. به ترتيبي كه الگوهاي مصرف و توليد مطمئني از لحاظ محيط زيستي ايجاد شوند.

آنچه كه نياز به بحث دارد، تنها مدل توسعه جنوب نيست بلكه بيشتر مدل اقتصادي شمال وئ البته نظم اقتصادي بين المللي ميباشد.»

جملات بالا، گزيده اي بود از كتاب "جهاني شدن و جنوب" كه به بررسي پاره اي از موضوعات انتقادي در كشورهاي درحال توسعه به موضوع جهاني شدن مي پردازد.

اين كتاب توسط"مارتين خور" نوشته و آقاي " صلاح الدين چشمه خاور " آنرا ترجمه كرده است .

پرفسور مارتين خور، تحصيل كرده دانشگاه كمبريج بوده و هم اكنون در دانشگاه مالزي تدريس مي كند.او سابقا معاون رييس كميسيون ملل متحد راجع به حقوق بشر بوده و اكنون به عنوان مشاور مطالعاتي سازمان ملل و عضو هئات گردهمايي بين المللي جهاني شدن، فعاليت ميكند.اين كتاب توسط موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني منتشر شده است.

  نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 16:51  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

روزي روزگاري در دهه 70، شاگرد كفاش بي تربيتي بود كه با تماشاي تلويزيون از پشت ويترين يك مغازه، تلويزيون را هدف گرفت و روانه تهران شد.اين عروسك كه به شكل خاصي هم حرف ميزد، بخاطر رنگ كلاهش به كلاه قرمزي معروف شد سرانجام توانست در كنار ايرج طهماسب و با صداي حميد جبلي، شهرتي به هم زند. ايرج طهماسب و كلاه قرمزي به مرور آنقدر محبوبيت كسب كردند كه  در فيلم سينمايي خودشان، با رقم 170ميليون تومان،بيشترين رقم فروش تاريخ سينما را رقم زدند.جاذبه فيلم تا بدانجا بود كه در آن سال من و تعدادي از دوستانم كه اولين روز دانشجويي مان در اصفهان بود، بجاي كلاس و درس و خوابگاه دنبال بليط فيلم بوديم كه به علت شلوغي جمعيت نتوانستيم به اين هدف برسيم و سرانجام هم از فيلم مانديم و هم از خوابگاه رانده.

بعداز آن سالها، در نوروز امسال دوباره كلاه قرمزي ميهمان خانه ها شد، با همان جذابيت و شايد هم بيشتر. علت آن نيز معلوم است. زوج جبلي و طهماسب به كارشان به خوبي آگاهند مخصوصا آنكه در اين سالها در سيما و سينما كمتر فيلمي با پيام مشخص و رسالت «دانشگاه فرهنگ» ديده و ساخته شده است.

ايكاش اين نوع كار و اين استقبال عمومي، مورد توجه ديگران سازندگان بويژه مديران رسانه ملي قرار گيرد و سيما و سينماي ما كمي رنگ تعهد و مفيد بودن از جنس فرهنگ متعالي به خود بگيرد.

  نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 18:57  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

پيش نوشتار

در دنياي معاصر، فناوري اطلاعات و ارتباطات، آنچنان سايه سنگيني از تغيير و تحول شتابان بر جامعه بشري انداخته كه پيش بيني آينده را حسابي سخت كرده است و ماهيت اين تحول نيز به كسب دانش مستمر و مهارتهاي جديد نيازمند است. براي رسيدن به چنين شرايطي پرورش استعدادها و خلاقيتها، آموزش براي زندگي و پي بردن به رابطه بين علم و فناوري  جايگاه و پايگاه موثري پيدا مي كند كه حاصل آن ايجاد جامعه يادگيرنده مي شود.

در جامعه يادگيرنده، بالاترين اولويت ها به آموزش اختصاص مي يابد و بر توسعه ظرفيت هاي آموزشي بويژه در سطح  مدارس تاكيد مي كند. در جامعه يادگيرنده, خلاقيت و نو آوري دو ارزش اجتماعي بسيار پرقيمت محسوب مي شوند و توسعه همكاريها براي توليد  و توزيع دانش مستمر، تسهيل و تشويق مي شود و تعامل دانش و مهارت به مانند موتور محركه  فرايند افزايش خلاقيت، مورد توجه برنامه ريزان قرار مي گيرد. كليد طلايي جوامع ياد گيرنده, سيستم آموزشي و در راس آن مدارس به ويژه مدارس با مدلهاي خاص يادگيري است.مدارسي با توجه به تفاوتهاي فردي و انگيزه هاي نوآوري .

ايجاد يك فرايند يادگيــري و آموزش به روز، به موقع و فعال مي تواند كسب نتايج مطلوب به صورت كارا و اثربخش را تضمين نمايد.

با جهاني شدن و انتشار سريع دانش و اطلاعات نيز، نوعي رقابت جهاني آغاز شده است، به همين دليل، دولتها براي كسب موفقيت در عرصه ملي و بين المللي، حركتهايي را براي پرورش نسل خلاق و توسعه خلاقيت در مدارس خودآغاز كرده اند و كشور ما نيز با تاسيس مدارس تيزهوشان و مدارس استعداد درخشان و پژوهشسراي دانش آموزي و پاركهاي فناوري در دانشگاهها، به اين قافله پيوسته است.

در فرهنگ عامه مردم نيز، خلاقيت از جايگاه والايي برخوردار است چراكه هر اتفاق موفقيت آميزي در زندگي، اعم از تحصيل و كسب و كار و زندگي افراد، مديون و محصول فرآيند خلاقيت آدمي است و حتي شيرين زباني كودك خانواده به خلاقيت تعبير شده و هزاران مايه فخر و مباهات را براي همه منسوبين به همراه دارد.

 انديشمنداني نظير اسكوييلر(1372) معتقدند:« كه حتي درهنگام تولد كودك، درصدي از خلاقيت را ميتوان مشاهده كرد كه حدود 2 سالگي اين خلاقيت خودنمايي مي‌كند و نشانه آن نيز نقاشيهايي است كه برديوار مي كشد.» باوجود اينكه مي توان اميدوار بود كه با افزايش سن و پرورش كودك در خانه و مدرسه، خلاقيت و ابتكار او نيز رشد يابد، اما به مرور زمان بويژه در مدرسه، به خلاف اين مي رسيم. يعني زماني كه كودكان در شرايط مدرسه قرار مي‌گيرند و از آنها خواسته مي شود كه پاسخ‌هاي مشخص و قالبي به سؤالات بدهند و تحت ارزشيابي قرار مي‌گيرند، خلاقيت آنها به تدريج كاهش مي‌يابد.

واقعيت اين است که بچه ها قابليت فوق العاده ای برای خلاقيت دارند. ولی متاسفانه سيستم آموزشی نه تنها اين قابليتها را پرورش نمی دهد بلکه باعث خاموش شدن و از بين رفتن آن نيز می شود. به نظر می رسد اهميت خلاقيت و آموزش آن در مدارس ما به آموزش خواندن و نوشتن به کودکان محدود شده است.

*                  خلاقيت يعني چه؟

خلاقيت در علم لغت، يعني«خلق كردن، بوجود آوردن، آفريدن/دهخدا» «خلاقيت يا «آفرينشگري برگرداني از واژة "Creativity" و به معناي خلق کردن است. از ديدگاه روان شناختي، خلاقيت به معناي پديد آوردن چيزي از چيز ديگر به گونه اي منحصر به فرد است. به عبارت ديگر، خلاقيت به معني کم يا زياد کردن يک پديده و تغيير شکل دادن و يا ترکيب کردن آن با ساير پديده ها، اشيا يا چيزها است./ پير خايفي،1370».و به باور مردم، خلاقيت معادل هوش  و ابداع  و نوآوري است،اما روانشناسان بين همه اين موارد مرز قائل شده اند و براي خلاقيت نيز هنوز به تعريف واحدي نرسيده اند.«تورنس، بعد از 50 سال تحقيق معتقد است ، نمي توان تعريف صريح و جامعي از خلاقيت ارائه داد و آزوبل مي گويد: خلاقيت ، يكي از مبهم ترين اصطلاحات روانشناسي است/احمدپور1387» با اين توصيف، تعريفهايي از خلاقيت  عبارت است از:

•                     خلاقيت يعني رهايي از عادتهاي ذهني

•                     خلاقيت يعني نگاهي متفاوت به پديده هايي كه مردم به آنها نمي نگرند.

•                     خلاقيت ، يعني فرآيند تغيير ، توسعه و تكامل در سازمان بندي حيات ذهني ( همان)

•                     خلاقيت، يعني توانايي خلق فكرهاي جديد

•                     خلاقيت، توانايي هستي بخشيدن به پديده هاي جديد است.

•                     خلاقيت ، فرآيند روانشناختي براي خلق محصولات جديد و ارزشمند است(سروري1379)

•                     به اعتقاد گيلفورد، خلاقيت يعني ، حل يك مشكل

به اعتقاد راجرز، خلاقيت يعني اظهار وجود و استقلال طلبي و حفظ شخصيت انسان(احمدي82)

و در نهايت ،« خلاقيت، يك پديده ذهني است و فرد خلاق كسي است كه فكر و ايده جديدي دارد و به دنبال روش جديدي براي هر موضوع است./احمدپور 87»

با اين تعاريف، نمي توان به باور مردم تكيه كرد و خلاقيت را به همين سادگي پنداشت چراكه خلاقيت، يك فرآيند است و نبايد نتيجه و محصول يك فعل و عمل خاص و مشخص دانست. بايد براي خلاقيت ، يك  جهت مشخص تعريف كرد براي نگاهي فارغ از آنچه مردم مي نگرند، نگاهي با هدف تغيير و تحول در آنچه كه حالا هست. «تحقيقات نشان داده است كه خلاقيت وهوش به يك معنانيستند و هوش بالا هم لازمه خلاقيت نيست/فردوسي پور86» و براي اثبات آن نيز مي توان با يك نگاه تصادفي آمار قبولي مدارس را با مسابقات آزمايشگاهي و كارگاهي و مراكز ثبت اختراعات مقايسه كرد و به صحت اين ادعا رسيد.

 گاهي در برگه هاي امتحان نيز ميتوان نشاني از خلاقيت و فراگيران خلاق را يافت . مثلا  دانش آموزان  زرنگ و ممتازي که از بالاترين موفقيت تحصيلي برخوردارند لکن براي جواب سوال، همان چيزي را ميدانند كه معلم گفته و يا در كتاب و جزوه خوانده اند وغالباً کليشه اي درس مي خوانند و به عبارت روشن تر، اطلاعات را عيناً حفظ مي کنند و نمره مي گيرندوهمين گروه با تغييري در سوال يا سطح آن، دچار مشكل ميشوند و درعوض، دانش آموزاني را مي بينيم كه از رتبه بالايي برخوردار نيستند اما در موقعيت هاي جديد به روشهاي ابتكاري و خلاقانه خود به سوال جوابي مي دهند كه براي معلم نيز چندان آشنا نيست. هرچند كه نمي توان ازنظر دور داشت كه پرورش هوش و خلاقيت، تحت تاثير عوامل متعددي از جمله خصوصيات شخصي و محيطي است مثلا فرد خلاق به مدد اطلاعات قبلي و شرايط فعلي است كه ميتواند به نوعي ابتكار و نوآوري دست بزند.مثلا «در گذشته معتقد بودند، خلاقيت يك موهبت الهي است و نمي توان آن را آموزش داد و به ديگران منتقل كرد. اما امروزه عقيده متخصصين بر اين است كه خلاقيت مختص افراد خاصي نيست بلكه همه انسانها به نحوي از آن برخوردارند كه امكان بروز آن در افراد با توجه به تفاوتهاي فردي فرق دارد./رضامندي پور72»

هر دو نهاد خانه و مدرسه، درانتظارند که دانش آموزان به كار فوق العاده اي دست بزنند تا آنها را خلاق بدانند، در حاليكه بايد از همان اوان كودكي ، خلاقيت را در آنها كشف كرد كه امروزه، آزمون هايي نيز براي سنجش خلاقيت ساخته شده است.  بي ترديد، خلاقيت در سالهاي اول زندگي و دربازيهاي کودک ظاهر مي شود، به تدريج به جنبه هاي ديگر زندگي يعني مدرسه، فعاليت هاي تفريحي و مشاغل ديگر گسترش مي يابد و نقطه شروع براي اوج آن، دوره راهنمايي است.

 روسو «كه صاحب نظران زيادي او را يكي از بنيان گذاران آموزش و پرورش آزاد يا مبتني بر آزاد سازي مي دانند/آهنچيان 82» معتقد است كه  سنين «12 تا 15 سالگي، سومين مرحله طفوليت است و مقدمه بلوغ محسوب مي شود. در12 تا 13سالگي، نيروي طفل خيلي زياد مي شود و بايد مازاد آن صرف آموختن شود. نبايد هرچه هست به او تعليم داد بلكه فقط آنچه را كه مفيد است به او بايد آموخت./ روسو 82 ».

خلاقيت، حتي وابستگي كامل با محيط و شرايط جغرافياي نيز ندارد هرچند كه عامل محيط را به كلي نمي توان رد كرد.«خلاقيت داراي الگوي توزيع طبيعي است. امروزه صاحب نظران معتقدند که خلاقيت مهارتي عام است و در بين تمام افراد وجود دارد. اين که گاهي اين ويژگي در برخي افراد مشاهده نمي شود دليل بر عدم وجود آن نيست؛ بلکه بدان علت است که خلاقيت آنان فرصت مناسب براي بروز پيدا نکرده و بنابراين به سکون گراييده است/پير خايفي، 1370»

*                  مختصات خلاقيت

1-                  هرچند كه نوآفريني تا حدودي يك خصيصه ذاتي و فردي است اما براي شكوفايي نياز به پرورش دارد و براي به فعل شدن بايد برنامه اي مشخص را پيگيري كرد. « خلاقيت، برنامه پذير است. مطالعات متعدد نشان مي دهد که افراد خلاق در کار بر روي يک انديشه يا اثر، نظم و تعهد (کار متمرکز و هدف دار) را دنبال مي کنند. افراد خلاق به واسطة ذهن ترکيبي خود، عناصر مفقود و بي ارتباط را به هم پيوند مي زنند. چنين عملي مستلزم يک برنامه و طراحي ذهني است. به عبارت ديگر، تفکر خلاق از لحظة شکل گيري تا به ثمر رسيدن، برنامه و نقشه اي خاص را دنبال مي کند /پير خايفي، 70».

2-                  به اعتقاد روانشناسان همه افراد از دوران كودكي، ميزاني از خلاقيت را دارند اما بايد آنرا كشف كرد .«خلاقيت، بنياني انگيزشي دارد و به همين دليل، حفظ خلاقيت در گرو حفظ انگيزة افراد است. فرد خلاق در انجام يک وظيفه، زماني مبادرت به خلق افکار ابتکاري خواهد کرد که براي اين کار محرک کافي داشته باشد. اين محرک، چيزي جز تحريک دروني فرد نيست؛ يعني جوششي از سر ميل، شوق و رغبت است. اين نکته اي است که در بحث خلاقيت و مديريت بايد مورد توجه قرار گيرد. به سخن ديگر، آدمي تا زماني که احساس مؤثر و مفيد بودن ننمايد، رغبتي به انجـام کار نخواهد داشت /پير خايفي، 70».

3-                  خلاقيت ، تعصب پذير نيست. افراد متعصب فكر نمي كنند بلكه توجيه مي كنند و تمام انديشه هاي خود را براي قبولاندن خود به ديگران به كار مي برند ولي تمايلي براي شنيدن نظر ديگران ندارند و اين برخلاف نص قرآن است كه مي فرمايد: فبشر عباد الذين يستمعون القول و يتبعون احسنه  .

*                  ويژگي افراد خلاق

دانش آموزان و بطور كلي، افراد خلاق با مشخصه هاي زير مي توان شناسايي كرد:

1)                  به وضع موجودي كه در آن قرار دارند رضايت نمي دهند و طالب تغيير هستند و از اين رو اغلب شلوغ كاري مي كنند و توسط معلم با دانش آموزان بي انضباط در يك رده قرار مي گيرند.

2)                  تاجايي كه ممكن است، از قالب و چارچوب مي گريزند و گاه سوالات عجيب و غير معمول و بالاتر از سطح علمي و سن خود مطرح مي كنند و حوصله والدين و مربيان خود را به سر آورده و همه مي خواهند از دست آنها فرار كنند.

3)                  استقلال نظر و تكاپوي بالايي دارند. اغلب با آب  و تاب حرف مي زنند. و يك ماجرا را با ذكر كامل جزئيات تعريف مي كنند. و به تفضيل سخن گفتن، نشانه قدرت  خيال و تصور زياد آنها ست.

4)                  انعطاف پذيرند و استبداد رأي در آن ها  كمتر ديده مي شود.

5)                  ميزان درگيري ها و تعارضات دروني شان در سطح متعادلي قرار دارد.

6)                    دنبال سوژه مي ‌گردند تا برنامه ريزي بکنند. پي  بردن  به روابط در چيزهايي كه به  ظاهر با هم بي  ارتباطند: مي داني چيه ،كلاه جديدت  شكل يك پروانه  است. كنجكاوي  زياد  براي  سر درآوردن از امور: خواستم بدانم كه حياط از بالاي  پشت بام  چگونه ديده مي شود.

7)                  استفاده  از اكتشاف يا يك  تجربه شخصي با كمترين حد اضطراب و دلواپسي .فكر كردم  اگر  آرد  و آب  را با هم  تركيب  كنيم  نان  ساخته مي شود؛ اما ديدم  كه يك تكه  خمير  سفيد  شد.

8)                  يادگيري از روي ابتکار شخصي ، بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت كودكان ، تماشاي آن ها به هنگام بازي  است. كودك را در حالي كه آزادانه و فارغ البال  با مواد و اسباب بازي هايش  سرگرم بازي  است تماشا كنيد.كودكان خلاق اغلب براي هر يك  از وسايل بازي خود  موارد استفاده متفاوتي پيدا مي كنند و قبل از اينكه  از وسيله اي  به سراغ وسيله ديگر بروند از آن  به انواع مختلف استفاده مي نمايند. كودك خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشكال  مختلف و گاه حيرت انگيز  استفاده مي كند.ممكن است  يك جعبه خالي براي كودك خلاق  ارزشي به مراتب بيش  از بهترين  و پيچيده ترين اسباب بازي ها داشته باشد.

9)                  عادت به گلچين و وارسي منابع مختلف مثل کتاب، تلويزيون، سوال از ديگران، رايانه و...دارند و همه چيز را آنطور كه خود مي پسندند تعريف مي كنند و حتي به دست کاری در وسايل و حتي روابط و كلمات برای ايجاد رابطه جديد دست مي زنند..

10)              از معاشرت و صحبت با بزرگان و دبيران احساس لذت مي كنند هرچند كه ديگران سعي مي كنند از آنها خلاص شوند.

*                  خلاقيت در مدرسه

«مدرسه اساس رشد فرهنگي است زيرا هم عامل رشد اقتصادي است كه به نوبه خود تعيين كننده رشد فرهنگي است و هم در پرورش و تشكيل شخصيت و تجسم نظام ارزشها موثر است.بنابراين مدرسه سرچشمه امكانات  ارتباطي و درك نهادهاي فرهنگي است و در تشكيل و تكوين نوع و شيوه زندگي افراد نقش بنيادي دارد./اميري 69»

ايجاد مدارس به سبك فعلي توسط ميرزا حسن رشديه، در مقابل مكتب‌خانه‌هاي قديم يك نوع خلاقيت و نوآوري محسوب مي‌شود هرچند كه به مرور زمان در طي يك قرن دستخوش تغيير و تحول شده است. امروزه از جمله وظايف وزارت آموزش و پرورش، «پرورش استعداد و كمك به تقويت خلاقيت» است اما قوانين حاكم بر نظام آموزشي، خواسته يا ناخواسته در جهت خلاف اين هدف است كه از جمله اين موارد به گزينه هاي زير مي توان اشاره كرد. «حجم بالاي محتواي آموزشي، تنوع زياد مطالب درسي در يك سال، تكاليف زياد،بي توجهي به تفاوت‌هاي فردي،كلاس‌هاي شلوغ و پر تعداد، برنامه درسي و بي توجهي به برنامه پنهان درسي،متمركز بودن نظام آموزشي، آشنا نبودن معلمان با شرايط دانش‌آموز خلاق، روش‌هاي تدريس سنتي، تاكيد زياد بر نمره بيست در ملاك ممتاز بودن.» كه به اين موارد مي توان شرايط حاكم بر خانه و جامعه را نيز اضافه كرد چراكه عواملي از قبيل فقر مالي، نبودن فرصت آزاد براي ارتباط اعضاي خانواده امنيت روحي خانواده، روابط آزادمنشانه و منطقي در خانه و جامعه و... در ظهور خلاقيت موثرند.

نمره مدرسه، يكي از  شايع ترين  موانع  رشد  خلاقيت به  شمار مي رود.  «هنگامي  كه دانش  آموز احساس   كند، تنها عنصر،مورد توجه اوليا خانه و مدرسه نمره  بالاست  و نه چيز  ديگر ، در نتيجه  كسب  نمره بيشتر  به خودي  خود براي وي  حكم   مهم ترين   هدف  را  پيدا مي كند،بنابراين  او تنها   در جهت به دست آوردن  آن مي كوشد  در چنين جوي  تلاش  براي   خلاقيت  و نوآوري  براي  دانش  آموز  معنايي  نخواهد  داشت/سليماني81» .

«اكنون انسان فرانوگرا،با چشم نقد به گذشته نگاه ميكند.فرانوگرايي شكل تكامل يافته انديشه هايي است كه با تاثير از ذهنيت انتقادي وآزادي طلبي، عقايد و اصول جهان ديروز را مورد نقد و سنجش قرار داده و انسان امروز را به چالشهاي جديدي در آموزش و پرورش دعوت مي كند بطوري كه نظام تربيتي و كارگزاران آن بايد تغيير نگرش داده و دانش آموزان فعال ، خلاق و متفكر تربيت نمايند و راهبردهاي آموزشي بايد پاسخگوي نيازهاي آينده فراگيران باشد./بختيار82»

*                  توزيع جغرافيايي مدارس و معلم

خلاقيت در تعارض كامل با تبعيت و فرمانبرداري است. در صورتي كه در حال حاضر مشكل اساسي مدارس قوانيني است كه انعطاف ناپذيرند، مثل يكسان بودن محتواي آموزشي برا ي همه مناطق و همه افراد، بي توجهي به تفاوتهاي فردي، شروع و پايان همزمان براي همه دانش آموزان و يكسان بودن مزاياي همه معلمان در هر شرايطي ... 

اگر قرار بر پرورش خلاقيت دانش‌آموزان داريم، ابتدا بايد شرايط  حاكم بر محيط آموزشي را مورد تجديدنظر قرار دهيم. در آغاز، معلم بايد احساس امنيت و آسودگي خيال داشته باشد تا طرح‌هاي جديد و موثر ارائه كند.نه اينكه هر صبح با روحي فرسوده ناشي از تردد در مسيرهاي طولاني و بر خلاف ميل باطني در كلاس حاضر شود و تازه به فكر نحوه برگشت به خانه باشد و مشكلاتي كه در غياب او بر خانواده اش مي رود.معلمان روستايي و شهرهاي كوچك در واقع منزوي هستند و امكاني براي تازه كردن اطلاعات خود ندارند، مثلا اولين شرط براي تشكيل كلاسهاي ضمن خدمت، حضور 14 معلم در يك رشته است درحاليكه در شهرستاهاي كوچك اين تعداد كمتر از انگشتان دست است. يا اينكه در بسياري از موارد فقط 5/4 ساعت از وقت معلم استفاده ميشود در حاليكه بيش از اين مدت را درمسير مدرسه صرف ميكند كه هم هزينه مادي معلم را تلف ميكند و هم فرسودگي روحي او را به دنبال دارد. در حالي كه با يك سازماندهي منطقي، مي توان نيروها را به گونه اي توزيع كرد كه حضور در مناطق محروم و شهرستانها به همه معلمان اختصاص يابد و حتي يك عامل تشويقي باشد مثل اضافه كردن درصدي از حقوق و مزايا و نظاير آن.

*                  نقش معلم

در اجراي همه برنامه هاي نظام آموزشي، نقش پررنگ و اساسي از معلمان است و در فرآيند آموزش تفكر خلاق نيز نمي توان اين عنصر را ناديده گرفت و نمي توان، نقش معلم را فقط در قالب بخشنامه محدود كرد. 

نقش و نگرش معلم نسبت به خلاقيت، شيوه مديريت كلاس و ميزان مشاركت او در پرورش تفكر خلاق و ايجاد تفكر انتقادي نسبت به مسائل دانش‌آموزان تاثير اساسي دارد. معلمان از شاگرد با ادب و خويشتن‌دار و مطيع و درسخوان خشنود و راضي هستند و با دانش‌‌آموزاني كه سؤالات متعدد مطرح مي‌كنند و با جمع هماهنگ نيستند و اغلب دردسرآفرين هستند و به طور كلي رفتارشان قابل پيش‌بيني نيست، چندان سازش ندارند. چرا كه در برخي موارد نوع سوال و زمان طرح سوال  سبب مي شود كه معلم بپندارد كه فراگير مي‌خواهد كلاس را به بازي بگيرد و معلمان خلاق هستند كه اين قبيل دانش آموزان را شناخته و به آنها ميدان مي دهند.

در واقع معلم خلاق، خودبه‌خود دانش‌آموز را نقاد و خلاق پرورش مي دهد و در كلاس خود، انگيزه و جنب و جوش را به دانش‌آموز منتقل مي كند. مانند افرادي كه انرژي مثبت خود را به اطرافيان خود تزريق كرده و آنها را به مثبت انديشي وادار مي كنند.

اولين شرط براي رشد خلاقيت، وجود صميميت و اطمينان براي معلم و محصل در كلاس درس است. دانش‌آموز بايد بتواند با خيال راحت در كلاس به اظهارنظر بپردازد و بدون لكنت هر سؤالي را كه در ذهن دارد مطرح كند. و معلم نيز با به اندازه كافي فرصت داشته باشد تا بتواند مجال، چنين سوالاتي را براي دانش آموزان فراهم كند. معلمي كه در كلاسهاي شلوغ ، جايي براي حركت در كلاس ندارد و در حجم زياد محتواي درسي فرصت كافي براي تدريس كتاب ندارد، نمي تواند بر موضوع خارج از كتاب درسي متمركز شود و دانش آموزان را هم به مشاركت بخواند چرا كه توسط مدير و ديگر همكاران به كم كاري و ضعف مديريت كلاس متهم مي شود.  

*                  ويژگي هاي  معلم  علاقه مند  به خلاقيت

پرورش خلاقيت دانش آموزان ، بازدهي  بيشتر  كلاس  و تدريس  را به همراه دارد اما معلم هم بايد شرايطي را دارا باشد كه از جمله آنها :

1-       فردي  انتقاد پذير باشد .

4-                  در برخورد با رفتار عجيب و گاه آزاردهنده دانش آموزان داراي صبر  و تحمل  بالايي  باشد  وخويشتن داري از خود نشان دهد. 

5-                  تك تك دانش آموزان را شناخته و به تفاوت هاي  فردي  و منحصر به فرد  آنها آگاهي داشته باشد و به موقع بتواند از اين برگ برنده براي پيشبرد اهداف آموزشي خود استفاده كند.

5- نظر و ايده هاي دانش  آموزان  را بشنود و در حد امكان در آن تامل كرده و دانش آموزان را راهنمايي كند.

6- تا حد امكان  به دانش  آموزان  خود در كلاس آزادي عمل  بدهد و فعاليتهاي گروهي را مورد نظر داشته باشد.

7 - براي  دانش آموزان احترام  ويژه اي قائل  باشد .

8- خيال  پردازي دانش  آموزان  را تشويق كند و به آنها اجازه  دهد كه گاهي  اشتباه كنند. 

هرچند كه اعمال اين رفتار با شرايط موجود نظام آموزشي بويژه در مدارس و كلاسهاي شلوغ چندان ممكن و ميسر نيست.

*                  محتوا و مواد آموزشي

در پرورش فراگير خلاق،مهمترين موضوع در امر ياددهي – يادگيري، آموزش، «چگونه فكر كردن» و «چگونه ياد گرفتن» است، نه «چه ياد گرفتن» و «چه ميزان يادگرفتن» آنچنان كه روسو تاكيد مي كند «مقصود از پرورش حواس، فقط بكار انداختن آنها نيست، بلكه بايد ياد بگيريم كه به مدد آن ، چيزي بفهميم وبه عبارت ديگر بايد درست حس كردن را بياموزيم/روسو82»

اما در مدارس ما، به علت حجم زياد صفحات كتاب و موضوع درسها، فرصتي نمي ماند تا معلم شيوه هاي طرح سوال كردن را به دانش آموزان ياد بدهد وكسي فيلم آموزشي را ببيند، چرا كه با كمبود وقت مواجه شده و نمي تواند وظايفي را كه به او محول شده در زمان مشخص شده و همپاي ديگران به پايان برساند.

كسي به گردش علمي نمي رود مگر براي فرار از كلاس درس و كسي به كتابخانه مدرسه سر نمي زند زيرا، در شلوغي كلاسها و حجم زياد كتابهاي درسي فرصتي نمي ماند تا ذهن جستجو گر تربيت كنيم و تا در جستجوي مطلب جديد در كتابخانه باشد.  

براي پرورش نسل خلاق، بايد با كاهش حجم، كتابهاي درسي به دانش آموزان فرصت دهيم، كه خودشان دنياي واقعي را درك كرده و مسائل را شناسايي كرده و با كاربرد رياضي براي حل آنها راهي كشف كنند. بايد «قدرت يافتن» را در آنها تقويت كرد، هرچند كه اين جنبه آموزش رياضي در مقابل مسووليت منطقي انديشيدن گم شده است. بايد كتابهاي رياضي به گونه اي تغيير كند كه مفاهيم انتزاعي ، جاي خود را به جنبه هاي عملي و كاربردي بدهند. 

 در شرايط موجود محتواي آموزشي و با توجه به تعداد كتابهاي درسي، همه اهداف نظام آموزشي در پاسخ به «چه ياد گرفتن»‌ كم رنگ شده است و همين سبب شده است كه از نظر كميت، مفاهيم زيادي را در ذهن دانش‌آموزان انباشته كنيم و توجهي به چگونگي ياد گرفتن آنها و مفيد بودن مواد آموخته شده براي زندگي حال و آينده دانش‌آموزان نداشته باشيم. ذهن انسان MP3 نيست كه بتوان هزاران فايل را در آن ذخيره كرد .

سيستم هاي آموزشي پيشرفته درحال حركت به سمتي هستند كه سهم بالاتري براي پرورش خلاقيت و مهارتهاي اجتماعي و حرفه اي مورد نياز براي ورود آزاد به جامعه قائل شوند و به همين دليلي معيارهاي سنتي ارزشيابي به تدريج رنگ باخته و جاي آن روشهايي مثل بازيهاي دسته جمعي مرتبط با درس، تحقيقات خارج از كتاب و فعاليتهاي گروهي دانش آموزان و حتي امتحان كتاب باز مي گيرد. 

«به جاي آنكه خواسته هاي آموزشي را حاضر و آماده در اختيار افراد قرار دهيم و بخش آموزش و آموزگار مسووليت ياددهي را بر عهده بگيرند، بهتر است فرصتي فراهم كنيم تا كساني كه مي خواهند از آن استفاده كنند، مسووليت يادگيري خود را، بر عهده بگيرند/آماندا83»

*                  يادگيري مطلوب

نسل بشر و بطور خاص، دانش‌آموزان، زماني از فراگيري يك محتواي آموزشي استقبال ميكنند كه، با علايق و توانايي‌هاي آنان مطابقت داشته باشد. موضوع آموزش، زماني مورد توجه براي يادگيري است كه بر دانسته هاي پيشين بنا شده باشد و در اين خصوص نيز، تفاوت‌هاي فردي نقش مهمي دارند كه  در اين صورت بين فراگير و مبحث آموزشي، ارتباط انگيزشي برقرار مي‌شود. و در اين بين نيز، خلاقيت هم كه يك امر ارادي است، خودنمايي مي كند. و مستند اين نگرش، ريشه در تعاليم اولياي دين دارد « آدمي اين حق را دارد که در زندگي به انتخاب دست بزند و الگوي زندگي خود را تعيين کند. آدمي مي تواند خود را از چارچوب رفتارهايي تكراري خلاص كرده و حتي از الگوهاي تحميلي نيز اجتناب كند.»

در دنياي صنعتي، همه دانش آموزان را به يك شيوه پرورش مي دادند اما تفاوتهاي فردي ثابت كرد كه دردنياي فراصنعتي معاصر بايد به خلاقيت انديشيد.بايد به پرورش ذهنها پرداخت كه مستلزم ترويج نظام غيرمتمركز آموزشي است.

فرد بايد احساس كند كه مطلب آموزشي براي اومفيد است و براي يادگيري آن احساس نياز كند. اگر دانش براي دانش‌آموز معنادار باشد و ريشه در نيازهاي زندگي او داشته باشد، و براي آينده او مفيد باشد، آنگاه فراگير با علاقه با موضوع آموزشي ارتباط برقرار كرده  و براي فراگيري آن از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد و در اين راستا به نوانديشي و ابتكار نيز دست خواهد زد.

«آموزش بايد بر نيازهای دانش آموزان و سطح درک و فهم آنان منطبق باشد، يعنی نوع تکاليف يادگيری، مقدار آن و سرعت يادگيری بايد بر تواناييهای کودکان مختلف مبتنی باشد. پس برنامه های درسی را بايد بر اساس مراحل رشد ذهنی کودکان پی ریزی کرد و در تنظيم آنها کليه ويژگی های مراحل مختلف رشد ذهنی کودکان را منظور نمود./سيف،87» و نخستين مرحله براي پرورش اين نيازسنجي دوره پيش دبستاني و مهدكودك است  كه«به رغم سودمندی چنين برنامـــه هايی، تنها هشت درصد نوبــاوه گان ايــــرانی به پيش دبستـــانی می روند درحاليکه در کشورهای پيشرفته اين رقم نزديک به هفتاد درصد است/سودايی 86» و اهميت توجه به اين دوره برهيچ كسي پوشيده نيست. با اين هدف كه «فرايند آموزش پيش دبستانی را اثر گذار بر بالندگی شناختی، سازگاری اجتماعی، استقلال عاطفی، خودباوری، توان مساله گشايی، نمود يافتن مهارت های حرکتی و پربار شدن خزانه شناختی بايد ارزيابی کرد./ عباسی82»

اين نكته نيز جاي تامل است كه نا بخشودنی ترين گناه در سيستم آموزشی "اشتباه کردن" است. دوست داريم کودکانمان هميشه نمره بيست بگيرند، يعنی هيچ خطائی نداشته باشند و اين همان جائی است که می توان گفت سيستم آموزشی نه تنها دانش آموزان را به سوی خلاقيت راهنمائی نمی کند، بلکه خلاقيتی که دارند را هم از آنها می گيرد.

اگر به كتابهاي درسي و زمان آنها توجه كنيم، به اين نتيجه مي رسيم كه هدف از درس خواندن فقط رسيدن به شغل مهندسي، دكتري و استادي دانشگاه است. سيستم آموزش کنونی كشور ما به اوائل قرن نوزدهم و دوره صنعتی شدن باز می گردد.در اين دوره محتواي آموزشي دنيا برای برطرف کردن نيازهای جامعه صنعتی طراحي شده است. يعني درس خواندن براي ورود به دانشگاه و كسب شغل در جامعه با مدرك دانشگاهي. كه در بيشتر مواقع بين رشته تحصيلي و شغل هيچ رابطه اي نيست. و اين طرز تفكر نيازي به خلاقيت و نوآوري ندارد چراكه صاحبان صنايع خود به اين كار مشغولند و تو بايد كار خودت را انجام بدهي. و اين درحاليست كه دوره صنعتي به پايان رسيده و دنياي فراصنعتي شده ولي ما در خم كوچه اول مانده ايم و اين گونه آموزش، انسانهائی را پرورش می دهد که اصلا به درد جامعه متغير آينده نمی خورند

*                  فرصتهاي مناسب يادگيري

فرصت‌هاي يادگيري، شرايطي از يادگيري است كه در اثر آن دانش‌آموزان به مجموعه اي از مفاهيم جديد دست پيدا مي كنند كه اين فرصتها بايد پيش زمينه خوداتكايي و خودآموزي دانش‌آموزان باشد. آنگونه كه روسو معتقد است: «اگر از شما سوال كرد، طوري پاسخ بدهيد كه كنجكاوي او تحريك شود اما تسكين نيابد. به عللي كه او را به حرف زدن وادار مي كند، اهميت بدهيد تا كلماتي كه مي گويد./روسو82»

اين نكته رانبايد فراموش كرد، كه محتواي آموزش خلاقانه فقط بر «دانش نظري» تمركز نمي كند، بلكه توجه به عنصر فعاليت‌ها و مهارت‌ها دانش‌آموز را از نظر رواني آماده يادگيري مداوم و خلاق مي‌كند.

ولي به واقع بين فراگيران خلاق و ديگر دانش آموزان چه تفاوتهايي وجود دارد؟ آيا توانايي آنها ارثي است يا اكتسابي؟ همانطور كه پيشتر شواهدي آورده شد،كه هم وراثت و هم محيط، در بالندگي و رشد خلاقيت افراد اثربخش است. خلاقيت را بايد صفتي پنداشت كه هر انساني به درجاتي بدان موصوف است. آن چه ضروري است، اين است كه بايد زمينه تجلي اين قوه را در افراد فراهم كرد. نمي توانيم بگوييم دانش آموزان يا خلاق هستند و يا برخي نيستند.بلكه اين افراد هستند كه بتوانند از فرصتهاي پيش آمده براي پيش برد اهداف خود به بهترين شكل استفده كنند.

*                  ارتباط محيط كلاس با محتوا و ضوابط برنامه

در نظام آموزشي خلاق پرور، براي تعيين محتوا بايد شرايط فيزيكي كلاس، مورد توجه دقيق برنامه‌ريزان قرار گيرد و زمان و بودجه كافي جهت اجراي مناسب برنامه ها اختصاص داده شود.

خلاقيت از محيط اجتماعي تاثير مي پذيرد و به همين دليل خانواده ، مدرسه جامعه و حتي آداب و فرهنگ هر جامعه، بستر شكوفايي  خلاقيت را تشکيل مي دهند. اين بسترها مي توانند به طور مثبت يا منفي بر خلاقيت افراد اثر داشته باشند. در بستر منفي، همان شلوغ بازيها و انواع ترفندهايي را شامل مي شوند كه راه فرار از پذيرش مسووليت را فراهم مي كنند. و «در بستر مثبت اجتماعي، يک نوع آزادي و استقلال براي دست يابي به پاسخ هاي صحيح وجود دارد. افراد در اين محيط، احساسي از مفيد و مؤثر بودن به دست مي آورند/پيرخايفي، 70»

درنظام آموزشي مدرن، محتواي آموزشي بصورت بسته‌هاي آموزشي در نظر گرفته مي شود كه شامل كتاب درسي، كتاب‌هاي كمك‌آموزشي، وسايل آموزشي، سؤالات ارزشيابي و راهنماي درسي همه با هم لحاظ شده است.

هر چند كه در كشور ما هم، در برخي از كتاب‌هاي درستي بويژه دوره ابتدايي و درسهاي عمومي، تحولات مثبتي انجام شده است و رسانه ملي در قالب شبكه آموزش براي برخي كتابها سعي دارند در راستاي برنامه‌هاي آموزش و پرورش گام بردارند اما بايد توجه داشت كه ارايه برنامه تلويزيوني همه مسير خلاق پروري نيست بلكه بايد، نظام آموزشي نيز دچار دگرديسي شده و  معلمان نيز بايد آمادگي و مهارت لازم جهت ارائه محتواي مطلوب را كسب كنند و قوانين نيز دچار تحول شود، كه يك طرح مطلوب و خلاق زماني موفق است كه همه اركان مرتبط در آن مشاركت واقعي داشته باشند.

توليدات آموزش وپرورش،انعطاف، تحرك و وسايل مناسب را به جامعه انساني بخشيده است اما خود، از آن كمترين بهره اي را نبرده است.

امروز كه به عصر انفجار اطلاعات از آن ياد مي شود، آموزش در جاي خود يك صنعت شده است و پيشرفت و رونق اين صنعت نيازمند يك تحول و نوسازي است.آموزشي كه بر حفظ كردن استوار است از ميان خواهد رفت و بجاي آن پرورش آمادگي و استعداد براي استفاده از حجم زياد اطلاعات بصورت منطقي مورد توجه قرار خواهد گرفت.

براي شكوفايي اين صنعت بايد منابع آموزشي مورد تجديد نظر قرار گيرد با كاهش محتوا ، كيفت آموزش را بالا برد با توجه به افزايش هر روزه اطلاعات نبايد آنها را به كتابها اضافه كرد بلكه بايد به شيوه هايي انديشه كرد كه روش استفاده از اين حجم انبوه را بياموزيم تا بهترين بهره برداري از آن عايد شود.هرچه مقدار منابع آموزش اضافه شود، كيفيت آموزش كاهش پيدا مي كند و دلزدگي و افسردگي فراگيران را درپي دارد.

توسعه فرصتهاي يادگيري و برداشتن چارديواري مدرسه براي استفاده از موقعيتهاي آموزش در خارج مدرسه به نوعي ايجاد جاذبه براي فراگيران بويژه نسل خلاق مي انجامد.

*                 پيشنهاد ها:

 انقلاب تكنولوژي، سيماي جهان را به سرعت تغيير مي دهد و فناوري اطلاعات هم اكنون نيز زندگي مردم رادگرگون كرده است.جامعه در حال خيزش ما به شدت نيازمنديك ديدگاه آموزشي جديد و در عين حال شاداب است كه هم نوعي " فلسفه توسعه آموزشي ـ پرورشي " باشد و هم بتواند چشم انداز روشني از آينده آموزش كشور ترسيم نمايد.

براي رسيدن به چنين شرايطي بايد توجه ويژه اي به «پرورش استعدادها و خلاقيت ها » «ايجاد ديدگاه جديدي از فناوري» «آموزش براي زندگي» «پي بردن رابطه بين علم و فناوري » داشت ،كه در نهايت حاصل آن دست يابي به جامعه يادگيرنده مي باشد .

*                  پيشنهاد اول /براي پرورش نسل خلاق در مدارس، بايد سيستم آموزشي مدارس از حالت آموزگار محوري و تاكيد بيش از حد به سطح بازگويي مطلب درسي، خارج شده و به كودكان در آموزش نحوه تفكر و رسيدن به سطوح بالاي شناختي يعني فراشناخت كمك كند.

*                  پيشنهاد دوم، بعد از حدود سه دهه از اجراي نظام آموزشي بايد، اين سيستم بايد به تحولي نو دست بزند و  در اولين گام، كتب درسي و كمك درسي را پژوهش محور و با رويكرد خلاقيت،‌ نوآوري و كارآفريني تاليف كنيم كه لازمه اين تغيير، كاهش حجم محتوا و تنوع موضوعات درسي است.

*                   پيشنهاد سوم، راه ايجاد خلاقيت و نوآوري در دانش آموزان، آموزش معلمان،‌گزينش و بكارگيري معلمان خلاق‌محور است. و اين اقدام نيز نيازمند تامين پيش فرضهاي امنيت مادي و معنوي معلمان است.

*                  پيشنهاد چهارم براي ايجاد خلاقيت و نوآوري درنظام آموزشي، ساز و كار فضاي آموزشي است؛ بايد ديد كه آيا كلاس درس پژوهش محور است و آيا در كلاس درس نوآوري وجود دارد يا خير.

بايد به اين نكته توجه داشت كه آيا هميشه در كلاس،‌ معلم ياددهنده است و يا ارتباط در كلاس به صورت دوطرفه است.
و شديد بودن قوانين و مقررات مانع خلاقيت و نوآوري است. فرد خلاق بايد مورد تكريم واقع شود و كار خلاقانه هميشه منحصر به فرد است. وي خاطرنشان كرد: خلاقيت وقتي مطلوب است كه منجر به كارآفريني شود و به توليد انبوه برسد

 

منابع اصلي:

1 – محمود احمد پور– كارآفريني- محراب قلم 87

2- اسكوئيلر، نادر و همكاران - ماهيت و ساختار هوش-  تهران: انتشارات كيوان.1372

3-محمدحسين سروري - خلاقيت چيست؟ - نشرعابد 1379

4- نسترن احمدي- شناخت و آموزش خلاقيت در مدارس- انتشارات عابد 1382

5- سيما فردوسي پور - نشريه سلامت 126- تيرماه 1386

6- ژان ژاك روسو - غلامحسين زيرك زاده- ناهيد 1382

7- مهرناز رضامندي پور- -سازمان خلاق و نوآور- مجله دانش مديريت – تابستان 72

8- عليرضا پيرخايفي- پرورش خلاقيت. کانون پـرورش فکـري کودکـان و نوجوانان، مـرکز آموزش از راه دور.1370

9ـ علي اكبر سودایی، آشنایی با رشته های دانشگاهی، تهران : انتشارات سازمان بخش 1386

10ـ علي اكبر سیف، روان شناسی پرورشی نوین، تهران : انتشارات دوران 1387

11ـ عبداله عباسی، طراحی الگوی برنامه درسی بهینه برای کودکستان ، پایان نامه دکتری، دانشگاه تربیت مدرس  1383

12- محمدعلي اميري- تفكر درباره تحولات آموزش و پرورش – انتشارات مدرسه 1369

13- حسنعلي بختيار نصرآبادي- راهبردهاي آموزشي در هزار ه سوم- انتشارات سماء قلم 1382

14 – اسكات آماندا –راهنماي گام به گام برنامه ريزي و مديريت- ترجمه محمدرضا افضل نيا- انتشارات تزكيه 1383

15- محمدرضا آهنچيان- آموزش و پرورش پست مدرن-انتشارات طهوري1382

16 - افشين سليماني- كلاس  خلاقيت - انتشارات  انجمن  اولياء و مربيان . 1381

  نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 17:12  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 
بحثي که در اقتصاد آموزش و پرورش مطرح مي باشد مسئله چگونگي تامين بودجه و منابع مالي آموزش و پرورش است از طريق دولت يا بخش خصوصي؟! با احتساب يک ميليارد و سي و سه ميليون کودک دبستاني که در سال 1992 ثبت نام نموده اند (بيش از يک چهارم جمعيت جهان) نظام هاي آموزش و پرورش بخش بسيار مهمي از جامعه را در تمامي کشورها به خود اختصاص مي دهند.
    براساس پژوهش ها و تحقيقات انجام شده تعادل بين منابع تامين بودجه بخش دولتي و بخش خصوصي بايد برقرار گردد. اين مسئله اي است که هم دلالت بر کارآيي دارد و هم عدالت. در بسياري از کشورها بخش مهمي از هزينه هاي آموزشي بويژه در سطوح آموزش و پرورش ابتدايي و متوسطه از ماليات هاي عمومي و ديگر درآمدهاي دولت تامين مي شود.
    چگونگي تامين منابع مالي آموزش و پرورش بستگي به نگرش مردم و دولت، فرهنگ سازي، تصويب قوانين و به اجرا گذاشتن آنها دارد. در سال 1992 در حدود 1197 بيليون دلار يا در حدود 1/5 درصد از توليد ناخالص ملي جهان به آموزش و پرورش اختصاص يافته است. ميزان هزينه هاي آموزشي در سراسر جهان به طور نابرابر تقسيم شده است. کشورهاي توسعه يافته 82 درصد از هزينه عمومي جهان را براي آموزش و پرورش صرف مي کنند.
    خلاصه اينکه در تمام نقاط جهان بويژه در سطح ابتدايي براساس آمار يونسکو در سال 1984 بين 87- 50 درصد منابع مالي از طريق دولتها و الباقي به صورت شهريه، ماليات، از طريق اوليا، جوامع محلي، بنگاه هاي اقتصادي و تجاري و يا درآمدزايي بودن مدارس از طريق مشارکت دانش آموزان در توليدات و ارائه خدمات و نيروي کار آنان تامين مي گردد. که در کشورهاي مختلف جهان، شيوه هاي مختلف ومتفاوت اعمال مي شود.
    1- ايران
    در کشور ما علاوه بر هزينه هاي دولتي بالغ بر 61000 ميليارد ريال در سال 85 مدارس غيرانتفاعي، شاهد وايثارگران، انجمن اوليا و مربيان، شهرداريها، خيرين مدرسه ساز، شوراهاي دانش آموزي، نمونه دولتي و مردمي، شبانه روزي ها و هيئت امنايي بودن بعضي از مدارس، بخش عمده اي از مشارکت هاي مردمي را شامل مي شود.
    1/1- مدارس شاهد
    ميزان درآمد طرح شاهد در سال تحصيلي 85-84 مبلغ 000/026/136/188 ريال به طوري که سهم سرانه آموزش و پرورش 91/3 درصد مشارکت بنياد شهيد 02/26 درصد و سهم مشارکت اولياي دانش آموزان 7/70 درصد بوده است.
    2/1- خيرين مدرسه ساز
    تا پايان سال 1384 تعهدات خيرين براي ساختن مدارس در کشور 191/679/2 ميليون ريال بوده که 017/546/1 ميليون ريال يعني حدود 7/57 درصد تعهدات تحقق يافته است به طوري که 2686 پروژه مشتمل بر 12270 کلاس درس ساخته و تحويل آموزش و پرورش شده است.
    3/1- شوراهاي آموزش و پرورش تا پايان سال 1384 مبلغ 000/000/036/975/2 ريال از طريق شوراهاي آموزش و پرورش جذب شده است.
    4/1- در سال 85-1384 تعداد 342/115/1 نفر دانش آموز در 011/15 باب مدرسه غيرانتفاعي مشغول تحصيل شدند که مبلغ جذب ريالي آن 000/000/023/346/3 ريال مي باشد.
    5/1- کمک هاي مردمي به انجمن اوليا و مربيان در سال 84-83 مبلغ بالغ بر 330 ميليارد ريال بوده است.
    2- ايالات متحده آمريکا
    در سال 1969 دفتر فرصت آموزشي در ايالات متحده (OEO) از کريستوفر جنکز جامعه شناس درخواست کرد که مطالعات تحقيقاتي درباره گسترش مدارس خصوصي انجام گيرد.. در اواخر دهه 1970 در کاليفرنيا جنبشي فعال جهت انجام همه پرسي براي ايجاد اصلاحات در قانون اساسي پا گرفت تا مشارکت خانواده ها در پرداخت شهريه مدارس دولتي را تائيد کند. اين جنبش نيز با شکست مواجه شد اما در سال 1990 آنان نظارت مردمي بر مدارس را براي ايجاد مدارس بهتر، بيشتر يک مانع مي دانستند تا يک راه حل. براساس نظر اين نويسندگان، مردم گرايي (دموکراسي) خواسته هاي پيچيده اي را به مدارس تحميل کرده و به دنبال خود ديوان سالاري گسترده اي را براي تامين اين خواسته ها به وجود آورده است. در نتيجه مدارس موجود به دايناسورهاي سازماني کم تحرک، غيرموثر و بي مسئوليت تبديل شده اند. (کتاب سياست ها، بازارها و مدارس آمريکايي به وسيله شاب و مو) در ايالات متحده آمريکا مدارس داراي تشکيلات اقتصادي سودآور هستند به طوري که دانش آموزان در رستوران، هتل، کارگاه چوب و کتابخانه ها به کار گمارده مي شوند و يا مدارس داراي هتل، سالن آرايش، خدمات توزيع مواد غذايي و تعاوني آموزشگاهي بوده که با سود حاصله مدارس اداره مي شوند. در سال 1962 فريدمن پيشنهاد کرد والدين در صورت پرداخت مبالغ زياد از مدارس برخوردار با کيفيت بهتر بهره مند شوند. اين رويکردها براساس کلاس، برنامه آموزشي، دوزبانه بودن، نيازهاي خاص و معلولان بود که توسط دولت کاليفرنيا از سال 1979 مطرح واجرا مي شود. در ايالات متحده اغلب تشکيلات اقتصادي به آموزش هاي حرفه اي مربوط مي شود. تشکيلات اقتصادي ساختمان سازي که توسط مدارس دولتي در مريلند اداره مي شود با اخذ وام از بانک ها نسبت به ساخت خانه ها، پروژه هاي آموزشي، مراکز ساخت پل مشارکت و از سود حاصله در تامين اعتبارات آموزش و پرورش اقدام مي نمايد. البته علاوه بر ساختمان سازي در صيد ماهي و فعاليت هاي ادبي و هنري دانش آموزان مشارکت دارند. در کل 93 درصد هزينه هاي مدارس توسط شهرداريها و درآمد حاصله از توليدات وارائه خدمات دانش آموزان از طريق ايالات و ساعات محلي برنامه ريزي و تامين مي گردد.
    3- انگلستان
    انگلستان در مقايسه با اکثر کشورهاي اروپايي گذشته از لحاظ دريافت شهريه هاي آموزشي قابل توجه مي باشد. هزينه هاي آموزشي آن دسته از دانش آموزاني که در مدارس تحت حمايت دواير محلي آموزش و پرورش آموزش مي بينند از محل بودجه دواير محلي و مرکزي آموزش تامين مي شود. هزينه هاي آموزشي هريک از دواير آموزش و پرورش و هيئت هاي مديره بخش مراکز آموزش انگلستان نيز از محل بودجه اعطايي قسمت هاي آموزش و ماليات هاي ماخوذه از تامين اعتبار مي گردد. بودجه اعطايي بخش مرکزي آموزش انگلستان برپايه ارزيابي استانداردهاي آموزش دولتي مبني بر برآورد نيازهاي آموزش و حق الزحمه کادر آموزشي به دواير محلي آموزش و پرورش تخصيص مي يابد. در انگلستان مدارس کليسا بر آموزش و پرورش تسلط دارند و مدارس دولتي مکمل مدارس کليسا هستند و به دو صورت دولتي و آزاد مي باشند. حدود 30 درصد مدارس به صورت مردمي توسط کليساها برنامه ريزي و نظارت مي شود.
    گفتني است که هر يک از دواير محلي آموزش و پرورش به تخصيص بودجه اي براي کل خدمات تحصيل مبادرت مي نمايند.دواير مذکور به احداث مدارس، مراکز آموزشي مطابق با سيستم مديريت محل خود مبادرت مي نمايند. هيئت مديره مدارس از مبلغ کل بودجه ساليانه حوزه آموزشي در طول سال تحصيلي مطلع بوده و مسئوليت صرف چنين بودجه اي را بر عهده دارند. با وجود اينکه مدارس ابتدايي و متوسطه انگلستان در خصوص تامين لوازم التحرير، کتب و ساير امکانات فوق برنامه دانش آموزان مسئوليتي بر عهده ندارند اما براساس مصوبه سال 1992 کالج ها و مراکز آموزشي جهت ارائه امکانات فوق برنامه، مبالغ ناچيزي شهريه از دانشجويان و دانش آموزان دريافت مي کنند. به طور کل مي توان گفت که اغلب مدارس و موسسات آموزش عالي توسط بخش مرکزي آموزش و از محل آژانس هاي تامين بودجه و اخذ شهريه تحصيل از اوليا و دانشجويان تامين اعتبار مي گردد. علاوه بر اين موسسات آموزشي بخصوص در سطوح عالي در جهت کسب درآمدهاي مالي بيشتر به جلب حمايت کميسيون هاي تحقيقاتي، شرکت هاي صنعتي و بازرگاني نيز مبادرت مي نمايند. يکي از چشمگيرترين انواع خصوصي سازي در نظام دولتي طرحي به نام مديريت محلي مدارس )LMS( است که از سال 1998 شروع شده، بر اساس اين طرح منابع مالي مدارس با توجه به ميزان ثبت نام آنان تعيين مي شود بنابراين مدارس بايد براي ثبت نام دانش آموزان با يکديگر رقابت کنند.
    4- ترکيه
    دولت مرکزي تمام سطوح آموزش عمومي را مورد حمايت خود قرار داده و حدود 10 درصد کل بودجه کشور به بخش آموزش اختصاص مي يابد.بيشتر کمک هاي اهدايي در ترکيه براي هزينه هاي آموزش ابتدايي مورد استفاده قرار مي گيرد.
    در کنار مدارس آموزش 8 ساله که با بودجه اختصاصي وزارت آموزش و پرورش ترکيه و سازمان هاي استاني در دست تامين هستند، 294 کلاس در سال 1998 از طريق کمک هاي مردمي ساخته شد. علاوه بر آن 2937 کلاس ديگر از طريق همکاري وزارت آموزش و پرورش، سازمان هاي استاني و کمک هاي مردمي در حال تاسيس است. همچنين بازار بورس استانبول و اتحاديه بورس ترکيه و بنگاه خيريه ehbi Koc در حال ساخت 75 مدرسه با ظرفيت کل 43080 دانش آموز هستند. براساس قراردادي بين بازار بورس استانبول و وزارت آموزش و پرورش در سال 1998 در رابطه با ساخت 48 مدرسه در 31 استان و 44 ناحيه با ظرفيت 29760 دانش آموز به امضا رسيد که براساس آن 24 مدرسه ابتدايي و 24 مدرسه شبانه روزي ساخته شد. گفتني است که زمين مورد نياز براي ساخت اين مدارس توسط بازار بورس استانبول تحويل داده شد. همچنين تعدادي از مدارس توسط گروه تجار و يا بنگاه هاي خيريه ساخته مي شوند. مدارس به دو صورت رسمي و غيررسمي فعاليت مي کنند.
    5- استراليا
    80 درصد بودجه اختصاصي دولت به مدارس دولتي و 20 درصد آن به مدارس آزاد اختصاص مي يابد. مدارس غيردولتي و آزاد با جذب 20 درصد از کل پرداختي هاي دولت به بخش آموزش 30 درصد از کل دانش آموزان کشور را در خود جاي داده اند.
    مدارس آزاد نظير مدارس دولتي از طريق ترکيبي از درآمدهاي خصوصي و کمک هاي مالي دولت فدرال و دولت هاي محلي تامين اعتبار مي گردند. مدارس به صورت غير دولتي و آزاد نظير مدارس مسيحي - ايالتي - بومي - اسلامي - انجيلي و عبري و ... مي باشند.
    طي سال 1999، 64 درصد از درآمد کل مدارس آزاد از طريق منابع خصوصي تامين اعتبار گرديد و دراين ميان شهريه هاي تحصيل و ديگر هزينه هاي مربوطه 89 درصد درآمد مدارس خصوصي را تامين مي نمود. باقيمانده درآمد مدارس نيز از محل جمع آوري اعانات، کمک هاي مردمي و سرمايه گذاري هاي مدرسه اي حاصل مي شود. لازم به ذکر مي باشد که دولت محلي و فدرال 36 درصد از منابع مالي مدارس آزاد را تامين مي نمايد.
    6- چين
    در چين در سال 1988 هزينه هاي مستقيم خصوصي معادل 75-70 درصد کل هزينه هاي سازمان مدارس ابتدايي و 70-50 درصد مدارس نظري بوده است. مدارس به دو صورت دولتي و غيردولتي فعاليت مي کنند. بر اساس آمار و ارقام سال 1999، 8/16 درصد درآمد سرانه آموزشي فرزندان بعد از مواد غذايي (دومين جايگاه) را در هزينه ها دارد. از هر سه خانوار پکني در چين يک خانوار داراي کامپيوتر شخصي مي باشد. در جمهوري خلق چين، والدين ملزم هستند سالي دو بار هزينه کتاب هاي درسي و دفترچه هاي مورد نياز دانش آموزان را به مدرسه بپردازند تا مدارس، آن وسايل را براي آنان خريداري کنند. مدارس در روستاها توسط دهدار روستا رهبري و ساخته مي شود که حدود 55 درصد مخارج نوسازي توسط خانواده ها تامين مي شود، 45 درصد معلمان غير دولتي بوده و از کمک هزينه هاي مردمي حقوق دريافت مي کنند.
    7- سوئد
    ابزار آموزشي و تغذيه دانش آموزان در مدارس سوئد رايگان بوده، سهم بودجه دولت در آموزش و پرورش حدودا 8 درصد مي باشد. الباقي توسط شهرداري ها، شوراهاي استاني و نهادهاي مستقل (خصوصي) تامين مي شود. يعني حدود 92 درصد توسط غيردولتي تامين اعتباري مي گردد. شهرداري ها موظف به تدارک اياب و ذهاب رايگان براي دانش آموزان مدارس هستند. مسئوليت تامين منابع مالي مدارس کشور به عهده شهرداري ها و دولت مي باشد. کمک هاي شهرداري ها 154 برابر کمک دولت به مدارس در سال 2000 بوده است. به کليه دانش آموزان رده هاي سني 16 تا 20 سال که در مدارس متوسطه تحصيل مي کنند، کمک هزينه دولتي اعطا مي گردد. آن دسته از موسسات آموزشي که به همکاري با مراجع دولتي مبادرت مي نمايند، به دريافت سوبسيد از دولت نايل مي آيند. شوراهاي شهر و شهرداري ها مبالغي نيز از دانش آموزان تحت عنوان شهريه تحصيل دريافت مي کنند. ماليات بر درآمدها عمده ترين منبع درآمد شهرداري ها مي باشد. علاوه بر تغذيه رايگان دانش آموزان از ساير امکانات رايگان آموزش اعم از کتب و ابزار آموزش و اياب و ذهاب رايگان تا فاصله 6 کيلومتر از منزل مي باشند.
    8- فرانسه
    آموزش و پرورش دولتي فرانسه 80 درصد دانش آموزان کشور را تحت پوشش برنامه هاي آموزشي قرار مي دهد. مدارس خصوصي عمدتا توسط نهادهاي فرقه اي و کاتوليک تشکيل و حمايت گرديده و با دولت قرارداد آموزشي منعقد مي نمايند. 20 درصد دانش آموزان در مدارس خصوصي تحصيل مي کنند و از محل اخذ شهريه تحصيلي تامين اعتبار مي گردند. مسئوليت تامين حقوق کادر آموزشي، نظارت آموزشي و هزينه هاي آموزشي کشور بر عهده دولت فرانسه است به موازات افزايش سنوات تحصيلي پايه (اجباري) در نظام آموزش فرانسه، تلاش هاي عمده اي در جهت رايگان سازي امکانات آموزشي صورت گرفته است. بودجه مدارس متوسطه کشور فرانسه از يک سو از سهم دولت و جوامع محلي با اخذ انواع ماليات و از سوي ديگر از محل هدايا، شهريه تحصيل مراکز آموزش شبانه و روزانه و فروش توليدات کارگاهي و ماليات هاي حاصل از قراردادهاي کارآموزي حرفه اي تامين مي گردد. مقامات محلي در فرانسه مسئوليت تامين هزينه هاي احداث مراکز آموزشي و نظارت بر عملکرد آموزشي دولتي را بر عهده دارند.
    نکته حائز اهميت در تامين بودجه آموزش هاي حرفه اي و تکنولوژيک، مشارکت کارفرمايان در جهت پرداخت ماليات کارآموزي مي باشد. ضمنا دانشجويان و دانش آموزان با ارائه کارت تحصيلي در مراجعه به موزه ها و خريد لوازم التحرير و ... از تخفيف ويژه برخوردار هستند.
    از جمله مهمترين منابع تامين کننده بودجه آموزش متوسطه مي توان به دولت مرکزي، مناطق و جوامع محلي اشاره کرد. البته بيشترين سهم تامين بودجه به دولت مرکزي 80-75 درصد و جوامع محلي 15-10 درصد و کمترين سهم به مناطق محلي 10-5 درصد تعلق دارد.
    گفتني است دانشجويان از مجوز فعاليت در بازار کار توام با تحصيل به ميزان 20 ساعت در هفته برخوردار هستند.
    9- تايلند
    در تايلند والديني که فرزندانشان رابراي آموزش ابتدايي به مدارس دولتي مي فرستند، به طور متوسط 5 دلار آمريکايي در سال براي کتاب هاي درسي و دفترچه هاي مشق مي پردازند در حالي که اين رقم در مدارس خصوصي 20 دلار در سال است. والدين حدود 80 درصد هزينه هاي آموزشي را تقبل مي کنند. البته دولت براي خانواده هاي محروم يعني براي 4/1 دانش آموز مدارس ابتدايي رايگان فراهم کرده است. مجموع منابع خصوصي در سال 1987 بالغ بر 28 درصد هزينه سازماني مدارس ابتدايي دولتي بوده است، 40 درصد دريافتي معلمان از طريق اوليا بوده که 39 درصد کمک هاي خانواده ها به مدارس ابتدايي به صورت جنسي است. ارتباط قوي بين معابد بودايي و مدرسه اين گونه کمک ها را تسهيل مي کند.
    10- پاکستان
    هزينه هاي منابع خصوصي در سال 80-1979 معادل 30 درصد هزينه سرانه جاري مدارس ابتدايي دولتي را تشکيل مي داده است.
    11- هندوستان
    طبق آمار سال 95-1994 مخارج دولتي آموزشي براي کليه سطوح آموزشي معادل 6 درصد توليد ناخالص ملي بوده و در همه ايالت ها آموزش رايگان بوده مگر براي سطوح بالاتر از کلاس 12 که شهريه اخذ مي شود و مبلغ آن در ايالت ها متفاوت است.
    12- کشورهاي آمريکاي لاتين
    نسبت به مخارج خصوصي آموزشي به کل مخارج وزارت آموزش و پرورش در مدارس دولتي به تربيت براي کشورهاي برزيل 11/1 درصد، کلمبيا 51 درصد، شيلي 32 درصد و ونزوئلا 13 درصد مي باشد.
    13- کره جنوبي
    در سال 1982 جمهوري کره ماليات آموزش 5 ساله را بر فروش تنباکو و بر درآمد حاصل از دارايي و سود سهام اعمال نمود. تا سال 1987 اين ماليات 15 درصد از هزينه آموزش و پرورش را تامين نمود. 85 درصد الباقي از طريق مساعدت هاي دولت و شرکت ها و کارخانجات و اولياي دانش آموزان تامين مي گردد.
    در جمهوري کره مردم و بخش خصوصي، علاقه زيادي به همکاري آموزش و پرورش دارند و به مناطق اختيارات بيشتري براي تخصيص منابع اعطا گرديده و اعتبار خاصي براي اين کار در نظر گرفته شده است و ازطرفي دولت به هر مدرسه اختياراتي در خصوص ميزان شهريه هاي دريافتي و شمار دانش آموزان قابل پذيرش در هر دبيرستان اعطا مي کند و همچنين هيئتي مرکب از اوليا و مربيان به منظور همياري و تبادل نظر تحصيلي، فوق برنامه به ويژه در رشته هاي هنري و مهارت هاي جسمي همراه درس هاي اصلي نظير رياضيات و زبان انگليسي همکاري مي کنند. در حال حاضر 70 درصد هزينه هاي مدارس از طريق همکاري و مشارکت هاي غير دولتي تامين مي گردد.
    ضمنا ساعات کار دبيرستان ها در کره جنوبي از ساعت 30/7 صبح تا 10 شب ادامه دارد. تفريح دانش آموزان رفتن به مدرسه و استفاده از کلاس هاست.
    14- سنگاپور
    در سنگاپور دولت دو طرح جديد را آغاز کرده است؛ يکي طرح مدارس مستقل که در سال 1987 شروع شد و ديگري طرح مدارس خودگردان که در سال 1993 آغاز گرديد. بر اساس طرح ارسالي، مدارس دولتي موجود و تحت حمايت (بخش عمومي) اجازه داشتند تا به موسسات خصوصي تبديل شوند و در عين حال از کمک هاي دولتي نيز برخوردار گردند. اين مدارس همانند موسسات خصوصي مجازند تا شهريه هاي خود را تا سقفي که دولت تعيين مي کند، بالا ببرند. مدارس فوق همچنين مي توانند در مورد برنامه هاي درسي و در استخدام کارمند و ثبت نام دانش آموزان اعمال کنترل نمايند. هر چند که دولت محدوديت هايي را درباره حداقل شرايط کيفي معلمين اعمال مي نمايد. طرح مدارس خودگردان تشابهاتي دارد و دولت سقف پايين تري از نظر شهريه تعيين کرده است. در سال 1995 سنگاپور تقريبا 150 مدرسه متوسط داشت که از اين تعداد 12 باب مدرسه خودگردان و 8 باب مدارس مستقل بودند، 2 مدرسه از اين 8 مدرسه مستقل دولتي و 6 مدرسه ديگر مدارس حمايت شده بودند. در ميان مدارس خودگردان 8 مدرسه دولتي 40 مدرسه حمايت شده بودند.
    خلاصه تحقيق
    1- در اکثر کشورهاي جهان محوريت اصلي سياستگذاري و برنامه ريزي به عهده دولت مي باشد.
    2- در کشورهاي صنعتي جهان به منظور کاهش هزينه هاي دولت بيشتر توجه خود را به توسعه موسسات آموزش از راه دور سايت ها، تلويزيون و توسعه آموزش هاي فني و حرفه اي به منظور درآمدزايي بودن مدارس متمرکز و مبادرت مي ورزد.
    3- مشارکت مردم و اشکال مختلف از قبيل پرداخت شهريه کمک هاي داوطلبانه، مدارس مستقل و آزاد در سازمان ها و بنگاه هاي اقتصادي با ميانگين 50-40 درصد مي باشد.
    نتيجه گيري
    خصوصي سازي مدارس بدون شک با توجه به رشد جمعيت در کشورهاي درحال توسعه و مشکلات اقتصادي در همه کشورها يک روند جهاني است. اين روند نه تنها در فضاي اقتصادي بلکه در فضاي اجتماعي و آموزشي نيز به عنوان راهي براي کاهش فشار بر دولت است.
    عوامل ديگري که انگيزه اي براي خصوصي سازي ايجاد مي کنند، عبارتند از تاکيد بيشتر بر تکثر و انتخاب عمومي و اين نظر که مدارس خصوصي مي توانند از نظر هزينه مقرون به صرفه تر باشند، خصوصي سازي در بخش آموزش پيچيده تر از ساير بخش ها مي باشد زيرا مدارس به عنوان موسساتي که هدف اصلي آنها فقط بدست آوردن سود نيست البته بر اساس تحقيقات صورت گرفته هيچ دولتي هدفش خصوصي سازي کامل تمامي مدارس در کشور نيست و در اکثر طرح هاي خصوصي سازي عامدانه، دولت در عين حال قدرت کنترل و تنظيم کنندگي را براي خود محفوظ نگاه مي دارد. در اکثر کشورها خصوصي سازي را راه چاره نمي دانند بلکه شيوه ترکيب کردن عناصر عملکرد خصوصي با عناصر عملکرد دولتي را مناسب ترين شيوه مي دانند. از آنجايي که هر جامعه اي با جامعه ديگر متفاوت است، امکان اجراي يک الگوي واحد در سطح جهاني وجود ندارد. يکي از ويژگي هاي خوب و مفيد، تحقيق مقايسه اي نظام هاي آموزشي است که معايب و مزاياي الگوهاي مختلف را برجسته مي سازد و همچنين عقايد و نظراتي را مطرح مي کند که مي تواند در ايجاد شيوه هاي خاص براي کشورهاي خاص مورد استفاده قرار گيرد.
    منابع و ماخذ
    

منابع و مأخذ: نفيسي، عبدالحسين (1382) دانشنامه اقتصاد آموزش و پرورش، تهران: نشر امين

– آرتوردو نالدچاگر ريچاردهاينز (1999). نظام‌هاي آموزش كشورهاي جهان، دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي – مرندي، مرجان (1383) مدارس برتر جهان، تهران: نشر امير كبير –

گزارش‌هاي اداره كل مدارس خارج از كشور وزارت آموزش و پرورش –

نظام‌هاي آموزشي كشورهاي جهان
نويسنده: صفي الله ملکي(کارشناس ارشد امور فرهنگي)

روزنامه رسالت 30بهمن85

 

  نوشته شده در  سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 11:0  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

نوروزامسال نيز هزاران گردشگر براي ديدن شهرزير زميني ميهمان نوش آباد شده اند، و دراين بين حضور ميهمانان خارجي و هموطناني است كه از دورترين نقاط كشور به اين شهر سفر كرده اند، بيشتر جلب توجه ميكند. درحالي كه هيچ تبليغاتي در اين زمينه نشده است. اين نيز يكي از اعجاز فناوري ارتباطات و اطلاعات است . آنها مي گويند، از اينترنت كسب اطلاع كرده اند.

شهرزيرزميني نوش آباد، يك اثرمعماري دست كن مربوط به دوره ساساني و با وسعت يك شهر است كه به تازگي در اين شهر كشف شده است. براي اين اثر، فقط يك نمونه در تركيه وجود دارد.

  نوشته شده در  دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 10:49  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

بهار كه ميرسد، توگويي انديشه ها دوباره گل مي كند، اين پست به اولين پيامهاي نوروزي بهترين دوستانم اختصاص دارد.

«بي اجازه شما، دفتر 365 برگ زندگي تو را دادم به خدا تا بهترين تقدير را برايت نقاشي كند»  ابوالفضل ابراهيمي

********************

«برايتان سالي سرشار از درك لحظات ناب زندگي آرزومندم.» سيدعباس ابوالفضلي

*********************

«از هفت سين زندگي،سربلندي و سرفرازي برايت آرزو مي كنم.» مهدي فتاحي

*************************

«عطر نرگس- رقص باد- نغمه شاد پرستوهاي شاد

 نرم نرمك ميرسد اينك بهار» ارژنگ  سپهري

**********************

«دنيا را برايت شادشاد و شادي را برايت دنيا دنيا مي خواهم.» حسن اكبرزاده

***********************

«شيشه عطر بهارلب ديوار شكست

و هوا پر شده از بوي خدا

همه جا آيت اوست

ديدنش آسان است

سخت آنست كه نبيني اورا»ف- مجيري

************************

«تنها

دل ساده اي است دارايي ما

آن هم شب عيد تقديم تو باد» حميد كرماني

***************************

«بهار آمده تا بگويد

اگر نمي شود هميشه سبز بود،

مي توان دوباره سبز شد» روح الله زارع زاده

****************

«آغاز سال 7031ميترايي،3747زرتشتي،2568هخامنشي و 1388خورشيدي مبارك »ن- حجازي

 

  نوشته شده در  دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 10:47  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

دانش آموزان از صحبت كردن با معلم خود لذت مي برند، مخصوصا آنكه در مورد درس و نصيحت نباشد، بنابراين ميتوان با يك زيركي در لابلاي صحبتهاي خودماني با دانش آموزان، شيوه هاي خواندن رياضي را به آنها گوشزد كرد.مثلا به آنها بگوييد كه  ما يادگرفتن دقيق هر مطلب،نيازمند به دانستن مفاهيم اوليه و كاربرد آنها داريم. مثلا در چه مواقعي از زندگي روزمره است كه رياضي به كمك ما مي آيد.

به آنها بگوييد كه براي خواندن و فهميدن درست رياضي، بهتر است:  به آنها بگوييد كه براي فهميدن درس، بايد هنگام تدريس معلم، سر کلاس سرا پا گوش باشيد و غيبت کردن از كلاس، برابر است با عقب ماندن از درس.
نكات مهم را به زبان خودتان يادداشت برداري کنيد و با تهيه نشريه ديواري، نمايش و...آنها را براي ديگران بازگو كنيد.
 هر وقت با مشكلي برخورديد، همان جا سر کلاس از معلم خود بپرسيد وسپس، اشکالات خود را همراه با پاسخ صحيح آنها يادداشت کنيد.
تا در فرصتهاي سوخته مثل داخل تاكسي و اتوبوس، آنها را مرور كنيد.

اگر درسي را خوب ياد نگرفته ايد، سراغ حل تمرين هاي آن نرويد. زيرا باعث ناکامي در حل تمرين ها مي شود.

 سعي کنيد تمرينات را خودتان حل کنيد و براي حل آنها، از متن کتاب، کمک بگيريد.
 سعي کنيد بين مطالب قبلي و جديد ارتباط پيدا کنيد و از آنها در حل مسائل کمک بگيريد. 

  نوشته شده در  چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 17:27  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM