تبليغاتX
سی زان

سی زان

 
 

در دنیای مدرن امروز، برگزاری نمایشگاههای مختلف، ابزاری است برای ارتباط تعاملی بین همه افرادی که حول آن موضوع ، نقطه اشتراکی دارند و می توانند در حاشیه نمایشگاه به تبادل اطلاعات بپردازند.

در کنار نمایشگاههای مختلفی که به هرمناسبت در کاشان برپا میشود، نمایشگاه کامپیوتر فرهنگسرای مهر، اتفاق خجسته ای بود برای همه کسانی که به نوعی با دنیای اطلاعات و ارتباطات، سرگرم و در ارتباط هستند.

آنچه در این نمایشگاه قابل تامل بود، حضور قشر جوان و تحصیلکرده در غرفه ها بود که تا حدبالایی به موضوع کار خود وارد بودند و اطلاعات خوبی را برای بازدیدکنندگان ارائه می کردند و همین موضوع باعث شده بود که عده بیشتری از دانش آموزان و دانشگاهیان، جذب این غرفه ها شده و از نوع فعالیت و شیوه کار آنها پرس و جو کنند.

برخلاف غرفه دارانی که نمایشگاه را تاحد یک فروشگاه می دیدند و فقط به فکر فروش بیشتر بودند، در سه غرفه نرم افزاری، جوانان صاحب غرفه، با صبر و حوصله، به صحبت با مراجعان نشسته، محصولات خود و امکانات آنرا معرفی می کردند و با آنها تبادل نظر می کردند.

در یکی از غرفه ها، کارشناس مربوط، وقتی احساس کرد من و همکارم نیازمند اطلاعات بیشتری هستیم، با خوشرویی، وقت بیشتری از ما خواست تا با دیگر همکارانش نیز صحبت کنیم. جالب آنکه در زمان مشخص شده، خودش به سراغمان آمد و در فرصت دوم، برای بهبود کیفیت محصول جدیدشان، نیاز مخاطب را با آنها مطرح کردیم و آنها نیز با گرفتن نشانی، خواستار ادامه ارتباط  دوطرفه شدند و این نیز به نوبه خود، اتفاق مبارکی است که فردای جامعه در دست صاحبان دانش و اندیشه است.

اما متاسفانه، عده ای بودند که خودخواهانه، صدای باند غرفه های خود را به اندازه ای بالا برده بودند که در غرفه های مجاور، به سختی صدابه صدا می رسید.

از دیگر نکات قابل توجه این نمایشگاه ، اقدام مدیران برخی مدارس بود که اهمیت حضور در نمایشگاه را درک کرده و به همراه دانش آموزان خود، آمده بودند.

و نکته آخر آنکه باتوجه به اهمیت برپایی نمایشگاه و استمرار آنها ، ایجاد شرکت نمایشگاهها، اقدام پسندیده ای است برای ساماندهی و مدیریت بهتر نمایشگاه در کاشان.

*آرمان 30 آذر 88

  نوشته شده در  جمعه 22 آبان1388ساعت 18:34  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

امروز آخرین جلسه دوره ضمن خدمت بررسی کتاب ریاضی 2 بود.آنچه بیش از همه قابل توجه است، تغییر در شیوه ارائه مطلب است که بصورت شهودی نوشته شده است . درطی همه سالهای تحصیل و تدریس ، ارایه منطقی محتوای ریاضی، باعث شده که ریاضی بعنوان یک درس خشک و بیروح در ذهن فراگیران تداعی کند و نتیجه آن آمار بالای مردودیها ی این درس است که درد مشترک همه مقاطع تجصیلی از ابتدایی تا دانشگاه است.

این تغییر باعث شده است که سطح اموزش از حیطه دانش به حیطه های بالاتر نیز برسد و دانش آموزان بیشتری از شیرینی ریاضی سهم ببرند.

اما نباید از نظر دور داشت، که هر تغیییر ، نیازمند مقدماتی است که اگر فراهم نباشد، رسیده به هدف چندان آسان نخواهد بود.از جمله این مقدمات:

1-   "تناسب تنوع و حجم محتوابا زمان تدریس"  دو جلسه در هفته به اعتراف اغلب همکاران، تدریس به شیوه دانش آموز محوری، میسر نیست.بنابراین یا باید زمان آموزش را اضافه کرد یا آنکه تنوع مطلب را کاهش داد که اعمال راه دوم، منطقی تر و آسانتر است.

2-   "تناسب محتوا با شرایط زمان و مکان" اگرکتاب جدید بصورت آزمایشی در چند منطقه کم برخوردار، تدریس شده بود، یکی از نتایج آن، نامناسب بودن فصل اول بویژه بخش اول شامل تئوری اعداد برای هنرجویان فنی حرفه ای و کاردانش است.که می توان بخشی از این فصل را برا یاین گروه بصورت اختیاری ارائه کرد.

3-   "اصلاح نامه نگارشی" در نگارش کتاب، حدود 60 مورد اشتباه دیده میشود که با توجه به اینکه در شهرهای کوچک کلاش ضمن خدمت برگزار نمی شود، هم معلم و هم محصل را با مشکل روبرو می کند که خوب بود اگر اصلاحیه ای به همه مناطق ارسال می شد.  

 

  نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 18:9  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

در بررسی عوامل موفقیت دانش آموزان،«خانواده» حیطه یگانه ای است که از نظر تحلیلی به سه جزء مختلف تفکیک میشود، که عبارتند از سرمایه مالی، سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی.

 سرمایه مالی بامیزان ثروت یا درآمد خانواده سنجیده می شود،که فراهم کننده منابع فیزیکی است و می تواند به توفیق دانش آموز در مدرسه کمک کنند مثل داشتن اتاق مستقل، و امکانات مالی که در فرم ثبت نام آنها قید شده است.

 سرمایه انسانی که با تحصیلات والدین به سنجش درمی آید و آنها را در یادگیری یاری می دهد.

 سرمایه اجتماعی خانواده، روابطی است که در محدوده خانوداه بین بچه ها و اولیای آنان  برقرار است، که نسبت به  سرمایه مالی و  انسانی از جایگاه و پایگاهی به مراتب بالاتری برخوردار است.

اگر  زندگینامه زنده یاد پرفسور محمود حسابی را مطالعه کنیم، پرفسور حسابی دربیان خاطرات خود، هرجا صحبت از موفقیتهایش میکند، بلافاصله، از مادر خود و تلاش او برای درس خواندن فرزندانش یاد می کند.دکتر حسابی، در سنی کمتر از سن رفتن به مدرسه، از مادرش، قرآن و اشعار حافظ را فرامی گرفت. او استعدادهای ژنتیک خارق العاده ای نداشت و آموخته های مادرش نیز بیشتر از معلومات خانواده های زمان او نبود. تفاوت مهم، وقت و کوششی بود که مادر مرحومشان برای تربیت پسران صرف می کرد و پیوندعاطفی بود که در دوران غربت و تنگدستی بین آنها مستحکم شد.

در یکی از مدارس دولتی آمریکا، یک نکته برای مقامات مدارس معما شده بود که برخی مهاجران آسیایی از موفقیت های تحصیلی برخوردار هستند، تحقیقی که انجام گرفت معلوم کرد که خانواده آنها از کتابهای درسی دوجلد می خرند و نسخه دوم برای مادر کودک خریداری میشد تا آنرا بخواند و به فرزندش کمک کند که در مدرسه موفق باشد.

مثال سوم: برخی از دانش آموزان، وقتی در مدرسه با مشکلی مواجه می شوند، و خانواده آنها در جریان قرار می گیرند، به طرز قابل توجهی به رفع مشکل و حتی به موفقیت آنها منجر میشود و به عکس خانواده هایی که نسبت به فرزندان خود در طول سال تحصیلی چندان توجهی ندارند، فرزندان آنها نیز به مرور دجار افت تحصیلی می شوند.

 دراینجا با مواردی سروکار داریم که سرمایه انسانی خانواده ها، از نظرمیزان تحصیلات،اندک است، ولی میزان تلاش خانواده برای کمک به تحصیل فرزندان، زیاد است. « همین نکته ای که در یکی از موسسات آموزشی بنام پشتیبان اجرا می شود و مورداستقبال خانواده ها نیز قرار گرفته است.»

شکی نیست که بچه ها از سرمایه انسانی پدرو مادرشان به شدت تأثیر می پذیرند، اما اگر پدر و مادرها در جریان زندگی فرزندان خود نقشی نداشته باشند و این سرمایه انسانی در محل کار یا درجای دیگر هزینه شود، نه تنها هیچ ربطی به نتایج کار بچه ها در مدرسه نخواهد داشت بلکه دو مورد سرمایه گذاری دیگر را نیز  بی اثر خواهد کرد.

اگر سرمایه انسانی پدر و مادر با سرمایه اجتماعی نهفته در روابط خانوادگی تکمیل نشود، کم یا زیاد بودن میزان سرمایه مالی و انسانی والدین برای فرزندان چندان تاثیری نخواهد داشت.

 روابط اجتماعی افراد خانواده، که باعث می شود سرمایه انسانی بزرگترها در دسترس کودک قرار گیرد، هم به حضور بزرگترها در خانواده و هم به توجه آنان به کودک بستگی دارد و غیبت یکی از آنها، کمبود ساختاری در سرمایه اجتماعی خانواده است. که برجسته ترین مصداق آن، خانواده های تک سرپرست است.

اگر روابط قوی بین کودکان و پدر و مادر وجود نداشته باشد، باز هم خانواده فاقد سرمایه اجتماعی است وهرچقدر سرمایه انسانی در پدر و مادر موجود باشد، کودک بهره ا ی از آن نمی برد، زیرا سرمایه اجتماعی در اینجا وجود ندارد.

پس اگر خانواده ها به سرنوشت فرزندان خود علاقه مند هستند،باید از همین روزهای نخستین سال، همراه فرزندانشان شده و علیرغم همه مشکلات و مشغله های زندگی، فرصتی را برای هم صحبتی با فرزندان خود و سرکشی به مدارس آنها در نظر بگیرند.

  نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 16:49  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM