سی زان

 
قل اعوذ برب الناس
 

به احترام پیرمرد روستای سربندان که با آنکه قلبی رنجور و بیمار داشت،  اما لحظه ای از تکاپو نایستاد و به معنای واقعی کلمه، پروانه شمع وجود کودکان معصوم کلاس اولی شده بود .

در سال 1906 یک پزشک ایتالیایی متوجه شد که ریشه بسیاری از مشکلات کودکانی که ویزیت می کند، هیچ ربطی به مسایل پزشکی ندارد و بیشتر آنها ناشی از مشکلات آموزشی است. او به این نتیجه رسید کودکانی که آموزش علمی درستی نمی بینند، به همین دلیل نمی توانند به توانیی های خود دست پیدا کنند.

این اعتقاد او باعث شد که به یکباره دست از طبابت و تدریس در دانشگاه  برداشته و با روشی متفاوت به تدریس 60کودک از خانواده های کارگری بپردازد.

"ماریا مونتسوری" ، اساس کار خود را مشاهده، تحقیق و تجربه قرار داد و کسانی مثل گراهام بل، ادیسون و هلن کلر از جمله طرفدران او بوند و به همین دلیل در سال های 1949، 1950 و 1951 نامزد جایزه صلح نوبل شد.

تا به امروز، روش خانم مونتسوری به عنوان اصلی برای تحول در نظام های آموزشی جهان قرار گرفته است و به مناسبت ای مختلف برای او مراسم یادبود و گرامیداشت برگزار می کنند.

اما معاصر با  او،  در زیر آسمان همین تهران، در مدرسه برزویه در کوچه صدراعظم، معلمی بود که شیوه ای نوین برای تدریس عملی حروف الفبا برای کودکان جنوب شهر به کار رگفت که هم آموزش درس کلاس بود و مهمتر از آن، تربیت اخلاق در آنها بود.

جذبه و جاذبه تدریس این معلم، به اندازه ای بود که نه تنها بچه های مدرسه را مشغول خود کرده بود بلکه در آغاز دهه شصت وقتی چهارشنبه شب فیلم آن از تلویزیون پخش می شد، بسیاری از مردم را مسحور خود می کرد به طوری که نوستالوژی دانش آموزان و میانسالان آن سالها شده است.

پیرمرد روستایی با دوتکه چوب در دست و کلاه نمدی و عبا و ردایی که بر تن داشت، حکایت اهای روستای سربندان را روایت می کرد. حکایت شعبان که یک پایش لنگ بود اما وجودش سرشار عقل و دانایی بود تا دانش آموزان بفهمند نقص عضو عیب نیست. حکایت کدخدایی که دستادر دست اکبر می شد تا او را متوجه رفتار ناشایستش کند .

پیرمرد روستای سربندان، آن چنان عاشقانه، درس را آموزش می داد تا خصایص خوب و پسندیده را فقط ببینند و در این مسیر دانش آموزان را تا آنجا همراهی می کرد که وقتی در پایان وقت کلاس می خواند، "مجلس تمام گشت و به پایان رسید..." طفلان گریز پای، یک جمله فریاد می زدند نه .. نه .. .

آن پیرمرد روستایی کسی نبود جز استاد"سید حسن نیرزاده نوری" که با عشق و علاقه، در قالب شخصیت ها فرو می رفت و هنرمندانه با صدای گرم خود، الفبای زندگی را تدریس می کرد.

او به آموزش های غیر مستقیم معتقد بود و با صدای گرم و نگاه پرمهر خود، دنیای کودکان را شیرین و رنگین می کرد. مرحوم نیرزاده، ابتدا نیازهای روحی کودکان را می شناخت و بعد از آن آموزش را آغاز  می کرد و چونان طبیبی حاذق، درس را که چون شربتی تلخ بود، هنرمندانه شیرین می کرد و در جان آنها می ریخت.

مرحوم نیرزاده، فقط آموزش الفبا نبود بلکه تمامی مفاهیم تربیتی را به دانش آموزان منتقل می کرد . کلاس استاد، برای معلمان نیز شیوه تدریس را آموزش می داد و برای خانواده ها شیوه تربیت فرزند بود. تا بدون هیچ تهدیدی به پرورش کودکان بپردازند.

امروز که برای پرورش فرزندان این آب و خاک، الگوهای وارداتی را برمی گزینیم، ایکاش نگاهی به گذشته ای داشته باشیم که در همین نزدیکی است و صفحه عمر پربرکت بزرگان همین مملکت را ورق بزنیم، مرحوم سید حسن نیرزاده نوری، محمد بهمن بیگی و ... دیگرانی که اگر اراده کنیم شناختن آنها دور از دسترس نیست.

 اما دریغ که حافظه ما عجیب فراموش کار است. برخلاف اروپاییان که آیین های تجلیل و تکریم از مونتسوری برپا می کنند و یادش را زنده می دارند، اما در ایران، حتی شاگردان مرحوم نیرزاده، آیین استاد را فراموش کرده اند و حتی یک برگ کتاب در یادبودش ننوشته اند.

به احترام معلم روستای سربندان، به احترام رنجی که در مسیر تعالی فرهنگ این دیار به جان خرید، یک روز به باغ طوطی شهر ری برویم و بر مزارش از سر قدرشناسی، دسته گلی از فاتحه و صلوات نثار کنیم.


لینک خبر ایرنا تهران

  نوشته شده در  یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۲ساعت 20:32  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 
استفاده از زبان یکی از راه های موفقیت در کار است. زبان اعضای مختلف بدن همچون چشم یا دست ها می تواند تاثیر مثبتی در روابط داشته باشد و موجب شود دیگران احترام بیشتری برای شما قایل باشند و حرف های شما را بهتر قبول کنند..ما 10 زبان بدن را معرفی کرده ایم که بسیار کاربردی هستند.

1. صاف و با اقتدار بایستید حالت ایستادن شما به موازات نوع بیان و جملاتی که مطرح می کنید در مخاطب تاثیر می گذارد. صاف و بدون قوز بایستید، سر خود را بالا بگیرید، شانه هایتان را صاف و طوری رفتار کنید که نشان از اعتماد به نفس بالای شما باشد. اگر سخنرانی می کنید، قدم زدن و نگاه کردن به حضار هم تاییدی بر قدرت شما است. وقتی نشسته اید، جفت پاهای خود را روی زمین بگذارید، بازوهایتان را به پهلو باز کنید یا یک آرنج خود را روی دسته صندلی بگذارید و به نوعی مدیریتی برخورد کنید.
2. هنگام ایستادن کمی پاهایتان را باز کنید هنگام ایستادن وقتی پاهایتان را جفت می کنید، ناخواسته نشان می دهید که به حرف های خود اطمینان کامل ندارید. اما وقتی پاهایتان را کمی باز می کنید و ریلکس اما صاف می ایستید بسیار با اعتماد به نفس تر به نظر خواهید رسید.
3. زیروبم صدای خود را تنظیم کنید در محل کار، تُن صدا نیز یکی از فاکتورهای موفقیت بیشتر است. افرادی که با صدای بلند و تیز صحبت می کنند اینطور نشان می دهند که عصبی هستند و مخاطب تاثیر منفی از آنها می گیرد. اما اگر شمرده و آرام سخن بگویید، شیوایی کلام شما باعث جذب مخاطب می شود. روی فن بیان خود کار کنید و بگذارید صدای شما نیز رمز موفقیت بیشترتان باشد.
4. پرقدرت ظاهر شوید برای نشان دادن اعتماد به نفس و اعتماد به مهارت های خود، موفقیت های پیشین خود را به یاد بیاورید و ببینید در آن مواقع چگونه رفتار می کردید. در آن لحظه، حس غروری که به شما دست می دهد باعث می شود تا با قدرت بیشتر در انظار ظاهر شوید و بر مخاطب نیز تاثیر زیادی دارد.
5. ژست مدیریتی داشته باشید مثلا پاهایتان را روی میز بگذارید، هنگام ایستادن پاهایتان کمی از هم باز باشد و بازوهایتان در دو طرف بدن قرار داشته باشند. چهارشانه بایستید و سر خود را بالا بگیرید.
6. تماس نگاهی داشته باشید برای نشان دادن قدرت و اعتماد به نفس خود، وقتی با کسی صحبت می کنید مستقیم به چشم های او نگاه کنید. این نگاه باید مثبت باشد تا تاثیر مثبتی هم در مخاطب داشته باشد. بد نیست هنگام ملاقات با فردی در زمینه کاری خود، تا حدی به چشمان او نگاه کنید که رنگ چشمانش را تشخیص دهید. دزدیدن نگاه از چشمان مخاطب نشان از عدم اعتماد به نفس دارد.
7. لبخند بزنید لبخند تاثیر بسیاری زیادی روی افراد دارد. افرادی که صورت های شاد و خندان دارند همیشه انرژی مثبت به طرف مقابل خود می دهند. این کار باعث می شود تا دیگران بیشتر به شما اعتماد کنند و شما را صادق بدانند.
8. ژست باز داشته باشید بسیار راحت و ریلکس قدم بردارید، بازوهای خود را باز و رها نگهدارید و در خلال صحبت هایتان طوری با دست بازی کنید که کف دست هایتان دیده شوند.
9. با دستان خود حرف بزنید بسیاری از انسان ها عادت دارند هنگام صحبت از دست های خود نیز استفاده کنند. هنگام سخنرانی ها این استفاده باید بسیار هوشمندانه و آگاهانه باشد. به گونه ای از دستان خود استفاده کنید که مفهوم صحبت هایتان را شفاف تر کند.
10. حالت های عصبی را کاهش دهید وقتی استرس داریم یا عصبی هستیم حرکاتی از خود نشان می دهیم که به خوبی نشانگر هیجانات منفی ما هستند. به طور مثال، دست ها خود را به هم می مالیم، پاهایمان را تکان می دهیم، انگشتانمان را می شکنیم، با انگشتر خود بازی می کنیم، موهایمان را تاب می دهیم و ... . هنگامی که در شرایط پراضطراب قرار دارید، نفس عمیق بکشید، پاهایتان را محکم روی زمین بگذارید، دست هایتان را روی میز بگذارید و سعی کنید ریلکس باشید.این زبان های بدن نشان می دهند که آرام هستید.

  نوشته شده در  سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ساعت 8:51  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 

چکیده از کتاب این کارو نکن این کارو بکن

 

نوشته:احمد فارسی

 

تهیه کننده: دوست خوبم استاد فولادوند 

اگه میخوای راحت باشی کمتر بدون واگه میخوای خوشبخت باشئ بیشتر بخون

         تا پایان کار از موفقیت درباره آن با کسی صحبت نکن.

         برای حضور در جلسات حتی یک دقیقه هم تاخیر نکن

         قبل ازعاشق شدن ابتدا فکر کن که آیا طاقت دوری .جدایی و سختی را داری یا نه ؟؟؟

         سکوت تنها پاسخی است که اصلا ضرر ندارد.

         نصیحت کردن فقط زمانی اثر دارد که 2 نفر باشید.

        نوشیدنی های داخل لیوان ویا فنجان را تا آخر ننوش.

         د راختلاف خانوادگی حتی اگرحق با تو است شجاع باش وعذر خواهی کن.

         برای کودکان اسباب بازی های جنگی هدیه نبر.

         نه آنقدرکم بخور که ضعیف شوی ونه آنقدر زیاد بخور که مریض شوی.

        بدترین شکل دل تنگی آن است که در میان جمع باشی وتنها باشی.

       شخص محترمی باش وبدون اطلاع به خانه ومحل کار کسی نرو.

         وجدانت را گول نزن چون درستی ونادرستی کارت رابه تو اعلام می کند.

         موقع عطسه کردن حتما از دیگران فاصله بگیر واز دستمان استفاده کن ولی با تمام وجود عطسه کن.

         کثیف نکن اگر حوصله تمیز کردن نداری.

         بخشیدن خطای دیگران بسیار قشنگ است تجربه کردنش را به تو پیشنهادمیکنم.

         با کارمندانت مهربان ولی قاطع باش.

         غرورکسی رو نشکن چون مثل شیشه شکسته برای توخطر آفرین است.

        عمل خلاف را نه تجربه کن نه تکرار.

         لبخند بزن که مطب دکترها را خلوت می کند.

         باشجاعت اقرار کن که اشتباه کردی.

         هنر نواختن را یاد بگیر. نواختن موسیقی در هیچ کشوری گدایی نیست.

        هنگام صحبت کردن با دیگران به چشم آنها نگاه کن تاپیام وکلام تو را درک کنند.

         بادندان میخ نکش.

         کسی را که به توامیدوار است نا امید نکن.

         برا کسی که دوستش داری در روزتولدش پیام تبریک برایش ارسا ل کن.

         اولین نیکوکار باش

         در دفتر ومنزل گل های زیبا داشته باش.

         حسابداری و روشهای آنرا یاد بگیر.

        تزریق سرم وآمپول را یاد بگیر.

         وارد سیاست نشو.

         عمر مُد کوتاه است.

        به سفر وهمسفرفکر کن.

        تاندانی نمی توانی پس بدان تابتوانی

 

 

  نوشته شده در  چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۲ساعت 21:20  توسط جلیلی نوش آبادی.  | 
 متن زیبایی از یک دوست که در نظرات نوشته است:

اول مهر و اول پاییز مبارک

روز هیاهوی دانش آموزان شاد ... روز معلم های صبور و مهربان ... روز ناظم های دلسوز و مدیرهای دوست داشتنی ... روزی که باز فراش پرتلاش، می رود به جنگ هر چه غبار.
روزی که همه دیوارها، میزها و صندلی های مدرسه که از خواب تابستانی بیدار شده اند، به روی اهالی درس و دانش لبخند می زنند.
آغاز رژه منظم کیف ها سر صف های صبحگاهی که می روند به سمت باغ دانایی.
از امروز، قرار است همه ما جایی را بسازیم. می پرسید کجا را؟ همان خانه ای را که با آجر واژه ها ساخته می شود، همان جا که پنجره هایی از جنس برگ های سبز و زنده دارد، همان جا که وقتی آباد است که با کتاب خواندن و یاد گرفتن، تر و تازه شده باشد، خانه دل هایمان را می گویم.
پس همه شما امروز به مدرسه می روید که دل های نازنینتان را آبی بزنید، از روی شیشه هایش گرد و خاک نادانی را پاک کنید و این خانه ارزشمند را صفایی بدهید. به گل ها و سبزه ها دستی به نوازش بکشید و روز تولد مدرسه را جشن بگیرید.
کاش همیشه دانش آموز بمانیم! کاش هر سال، اول مهر که می شود، همین طور هیجان زده، منتظر صدای زنگ آغاز سال تحصیلی جدید، در پوست خودمان نگنجیم.

کاش قدر معلم های صمیمی را بیشتر بدانیم!


  نوشته شده در  سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲ساعت 16:27  توسط جلیلی نوش آبادی.  |