سی زان

 
قل اعوذ برب الناس
 

************************

بي ترديد عاشورا، حماسي ترين و سوزناکترين واقعه تاريخي است که با گذشت بيش از 1400 سال از وقوع آن، مردمان هر شهر و دياري از سراسر ايران با مراسمي خاص و متفاوت به پاسداشت اين حماسه مي نشينند، که نشانگر فرهنگ و آداب و رسوم مردمان آن مناطق است و هر کدام در نوع خود قابل توجه و بي نظير است. تاريخچه آيينهاي سنتي و مذهبي در نوش آباد، با توجه به بناي تکايا و حسينيه ها و نيز آثار به جا مانده از دوره صفوي، گوياي اين مطلب است

.****************

  آيين سنتي مذهبي سقاخواني:

شهروندان نوش آباد، به منظور استقبال از کاروان حسيني آيين سنتی – مذهبی سقا خوانی را برپا می کنند. آيين سنتي مذهبي سقاخواني مردم نيک نهاد و دين مدار اين خطه ،  قدمتي بيش از  يک قرن دارد.

 مردم اين شهر هر سال عيد غدير را در پاسداشت ولايت علوي به ديدار سادات به شب مي رسانند و شامگاه عيد غدير بعد از نماز مغرب وعشاء با حضور در حسينيه، بانگ سوگ و مويه را در شهر طنين انداز مي کنند. سقاخوانان در گروههاي سه گانه، استادان و پيش کسوتان سقاخواني، شاگردان وجوانان به صورت حلقه هاي عزا مقابل يکديگر نشسته و اشعاري پر محتوا و سوزناک در توصيف واقعه کربلا و مدح شهداي کربلا را با نواهايي برگرفته از رديف دستگاه موسيقي سنتي، همنوايي مي کنند.  در اين همخواني که بدون سينه ‌زني و سنج و دهل است گوشه‌ هاي مختلف موسيقي ايراني از جمله دشتي و همايون اجرا مي‌ شود. آيين سقاخواني، از هجدهم ذي حجه تا شب اول محرم در مرکز هيئت حسيني اجرا مي شود، در آخرين شب ذي الحجه با حرکت در کوچه ها و خيابانهاي شهر ، آغاز محرم را به همگان اعلام مي کنند.

سقاخواني در صبح روز تاسوعا، نيز انجام می شود. در اين روز، سقاخوانان در کوچه ها می گردند و برای گراميداشت ياد و خاطره اموات به فاصله دو محرم فاتحه خوانی می کنند و صاحبان عزا نيز به نشانه تکريم عزاداران حسيني و حق شناسي، پرچمي را همراه با توزيع خيرات و نذورات به هيئت اهدا مي کنند.

 سقا خواني در روز عاشورا ، تابع تشريفات خاصی است و  فقط با حضور سادات محل برگزار می شود. در اينِ آيين بنا به سنت ديرين، سادات که شالهاي سبز بر گردن دارند ، پيشاپيش هيئت حسيني و بعد از تابوت گونه شبيه کشته کربلا و کاروان تعزيه خوان حرکت مي کنند.

******************

هشتم محرم ، آغاز سفر تاريخ

سابقه مراسم سنتي خيمه کوبي به يک قرن قبل بر مي گردد که درعصر هشتم محرم، ورود قافله اباعبدالله الحسين(ع) را به كربلا بازآفريني مي كنند.
در ابتداي مراسم، جماعتي كه لباس سبز پوشيده اند، سوار بر اسب و شتر در نقش اوليا به حركت درمي آيند، در ميانه راه است كه جماعتي در نقش ' اشقيا ' كه يادآور لشكريان يزيد است با تجهيزات و نفرات دو چندان، راه را بر كاروان حسيني مي بندند و آنها را به ناحيه اي بياباني رهنمون مي كنند.
با حضور دو كاروان تعزيه خوان ' اوليا و اشقيا ' كه با تشريفات خاص درحركت هستند، تعدادي از كودكان كه لباس فرشتگان را پوشيده اند، قبيله عشق را بدرقه مي كنند.

هر کاروان بوسيله پرچمهايي برافراشته از هم مشخص شده و هرکدام نيز با نوعي از دسته هاي موزيک همراهي مي شوند.

خيمه ها در طول مسير کاروان در طبق هايي که با پارچه سبز پوشيده شده توسط کودکاني که لباس فرشتگان پوشيده اند حمل مي شود.

تهيه خيمه ها نيز نذر اهالي است که چون به حاجت خود رسيدند پارچه اي را به هيئت آورده و توسط خياطان هيئت که اغلب آنها بانوان هستند دوخته مي شود.

كاروان شبيه خوانان، مسير خيابان اصلي شهر را به طرف ضلع غربي امامزاده محمد(ع) طي مي كنند تا به جايگاه مخصوص خيمه هاي حسيني مي رسند و آنگاه هريك از شبيه خوانان با رجز خواني، خيمه اي را برپا مي كنند.

******************

عصر يازدهم ، هنگامه عطش و آتش

خيمه كوبي روز هشتم، مقدمه اي است براي مراسم خيل عرب عصر يازدهم محرم. در اين روز انبوهي از جمعيت را مي توان ديد كه از صبح در ميدان 20 هكتاري تعزيه بر روي پشته هاي خاك نشسته اند تا بعداز ظهر شود و شبيه خوانان به تعزيه خواني بپردازند.

از آن نيمروز داغ كه آسمان كربلا به خون شش ماهه ابي عبدالله رنگين شد و زمين تفتيده نينوا از خون فرزند رسول الله سيراب شد، آتشي بر جان افتاد كه هنوز كه هنوز است، قافله عاشقان در جوش و خروش است.
قريب يك قرن است كه مردم مومن نوش آباد، چون به عصريازدهم محرم مي رسند، حماسه رويارويي حق در برابر باطل را با شيوا ترين تصوير به قضاوت نسل ها و عصرها مي گذارند تا مباد آنكه اين شعله خاموش شود.
مردم اين شهر، بنا به سنت ديرين خود، درعصر يازدهم محرم، با اجراي آيين خيمه برداري، رسالت سيد مظلومان عالم را بلندتر از هر زمان فرياد مي كنند، كه حيات، جزعقيده و جهاد نيست و براي اصلاح امور امت بايد از جان گذشت.
يك قرن است كه در يازدهمين روز محرم، هزاران ايراني، به شمالي ترين نقطه استان اصفهان سفر مي كنند تا درمراسم خيمه برداري نوش آباد شركت كنند و نه سرماي استخوان سوز زمستان و نه گرماي طاقت فرساي تابستان كوير نتوانسته مانع از اين حضور عاشقانه آنان شود.
آغاز اين مراسم، تعزيه شهادت حضرت حسين بن علي (ع) است، و در اين معركه، اصحاب شقاوت را مي بيني كه پيراهن شريفش را ' اسحاق بن حيوه حضرمي' مي برد و عمامه آن حضرت را ' اخنس بن مرثد ' و نعلينش را ' اسود بن خالد '.
مي بيني كه 'بجدل بن سليم' انگشت حضرت را قطع مي كند، تا انگشترش را به عنوان غنيمت بردارد.
زره آن حضرت را ' عمرسعد ' مي ربايد و شمشيرش را ' جميع بن الخلق اودي ' ميبرد.
پس آنگاه لشگريان يزيد، آنان كه سواره اند، پيكر شهدا را با ' سُُم اسبان ' جهل و ناداني خود گرفته و آنان كه پياده اند، با نيزه و سنگ بر پيكر شهدا مي تازند و انبوهي از جمعيت است كه زنان و كودكان را با تازيانه مي نوازند و خيمه ها را در جهل و كين خود به آتش مي كشند.
آن هنگام كه آتش خيمه ها نشست و ' آل الله ' را سوار بر شتر بي جهاز به اسارت بردند، جماعتي را مي بيني كه سر و روي خود را با پارچه سياه پوشانده اند و تكه هايي از چوب ني را از بالاي سر برهم مي زنند و به ميدان مي آيند، مي گريند و مي گردند و نوحه سر مي كنند:
اي خيل عرب، خيل عرب، حرمت از اين كشته بداريد.
هرچند شهيد است، غريب است، به خاكش بسپاريد.
اينان، حماسه زنان بني اسد را باز آفريني مي كنند كه چون بي وفايي مردان را ديدند، به ياري ميهمان كربلا آمدند اما زودا كه خنجر شمر، حنجر حسين بن علي (ع) را بريد و گلوي عطشناك طفل صغير را تير حرمله در هم دريد.
' زودا ' كه زينب درغروب عصر يازدهم، از ميان آتش و دود، نداي غربت ' يا اَبَتاه ' برآورد. زودا كه طفلان حرم نبوي، با پاي برهنه در ميان خار ها استغاثه ' يا اُماه ' برآورند.
چه مصيبتي است كه بازآفريني آن هم بعد از 1400سال، تكرار مظلوميت و معصوميت خاندان پيغمبر خداست.
و چه مظلوميتي در طنين ' هل من ناصر حسين (ع) ' نهفته است ...

************************

كُتَل

خانواده هاي نوش آبادي، بنا به سنتي ديرين، به قصد ادب به آستان اهل بيت (ع)، نذر مي كنند كه فرزند خردسال خود را كتل كنند و اين آيين نيز آداب خاصي دارد.

كتلداران، كودك خود (ع) را لباس سفيد عربي پوشانده، برسرش، سربندي با يكي از اسما مقدس ائمه مي بندند، گونه هاي او را قرمز كرده و براسبي آذين كرده، سوار مي كنند.

اسب كتل، معمولا به رنگ سفيد انتخاب مي شود كه قاليچه اي بر روي آن مي اندازند. بر قسمت جلوي زين اسب، دو كارد يا چاقو بصورت ضربدري مي بندند و براي حفاظت كودك، تيغه آنرا با پارچه مي پوشانند و بر سر كاردها نيز ميوه هاي سيب و پرتقال قرار مي دهند. بر پيشاني اسب دو آيينه مي بندند و بر قسمتهايي از بدن اسب، كه پوشيده نيست، رنگ قرمز مي زنند.

در دو طرف اسب، سه نوجوان كه لباس مخملين پوشيده اند و چوب در دست دارند، حركت كرده و يك نفر نيز سوار بر اسب، با يك دست كودك را در بغل گرفته و با دست ديگر چتري بر سر او نگه مي دارد.

پدر كودك نيز به همراه كتل، تنگي از شربت در دست گرفته و از مردم پذيرايي مي كند.

كاروان كتل ها، در روز عاشورا، از حسينيه هر محل تا امامزاده محمد(ع) كه محل تجمع و عزاداري است پيشاپيش هيات سينه زني حركت مي كنند. و درپايان مراسم عزاداري كه در صحن امامزاده انجام مي شود، خانواده صاحب كتل از همسايگان و ميهمانان پذيرايي مي كند.

************************

هيات سادات

از ويژگيهاي عزاداري منطقه كاشان، اين است كه سادات، شالهاي سبز به گردن انداخته و در مجالس سوگواري شركت كنند، علاوه براين، سادات نوش آباد، در صبح روز يازدهم محرم، هيات سادات را برگزار مي كنند.

رسم بر اين است كه، مردان با شال سبز و زنان با روسري سبز شركت مي كنند.

***********

پنجه بندي

از ديگر آيين هاي سنتي عزاداري نوش آباد، پنجه بندي است كه توسط زنان انجام مي شود. پنجه، دو قطعه چوب به شكل صليب است كه يك ماكت مسي شبيه دست بر روي چوب عمودي نصب مي شود.
چوب عمودي پنجه، 5/1 متر و چوب افقي، نيز 5/0 متر اندازه دارد كه بوسيله پارچه هاي رنگي تزيين شده و آيينه اي بر روي آنها نصب مي شود. در ايام محرم و صفر، پنجه، در گوشه هاي حسينيه نصب مي شود و پس از آن باز شده تا محرم سال بعد در صندوقخانه صاحب آن نگهداري مي شود.

***************

توغ برداري

 توغ، يك تيغه فولادي شامل دو قسمت است. قسمت بالايي آن، شبيه تيغه مياني علم است كه با تصاوير زيبا قلمزني شده است و قسمت پاييني آن يك ميله آهني به اندازه تقريبي 5/ا متراست كه چند روز مانده به محرم، توسط افرادي خاص و به طرز ماهرانه اي با پارچه هاي گران قيمت آذين شده و به حسينيه محل آورده مي شود.
توغ برداري از مراسم مخصوص روز عاشورا است كه توسط چند نفر از افراد در جلو هيات حمل مي شود.
امروزه توغ برداري روبه فراموشي نهاده و تعداد توغ بندان، كمتر از انگشتان يك دست است. هرچند كه توغ به شكل ايستاده و عمودي حمل مي شود اما در منطقه كاشان، توغ را خميده برمي دارند و دليل آن، ناظر بر روايتي است كه در روز عاشورا، امام حسين(ع) به هنگام شهادت حضرت اباالفضل العباس(ع) فرمود: ' الآن انكسر ظهري' و اعتبار اين سخن، توغ را خميده حركت مي دهند.

 

 

  نوشته شده در  جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ساعت 7:24  توسط جلیلی نوش آبادی.  |