سی زان

 
قل اعوذ برب الناس
 

اینجا، آغاز سفر تاریخ است

اینجا، در میانه کویر مرکزی ایران،نوش آباد، شهری است که مردمانش، چون به هشتم محرم می رسند، با برپایی آیین سنتی مذهبی خیمه برداری  قافله عشق را در آغاز سفر تاریخی به کربلای نینوا همراه می شوند تا ترجمانی باشد بر تعبیر هر روز عاشورا و هر مکان کربلا است.

 مردم مومن و دین مدار نوش آباد، بیش از یک قرن است که ورود قافله حسینی را به كربلا بازآفريني مي كنند تا میراثی شود برای همه عصرها و نسلها که حسین علیه السلام، همانا که چراغی است که خاموش نخواهد شد.

آیین سنتی و مذهبی خیمه برداری نوش آباد، نه تنها یک تعزیه که ادامه حرکت اگاهی بخش کاروان عاشورای 61 هجری است که هنوز همتی همرکاب با کاروان توحید پوی حسینی می طلبد.

 در ابتداي مراسم، جماعتي كه لباس سبز پوشيده اند، سوار بر اسب و شتر در نقش اوليا به دعوت مردم كوفه به حركت درمي آيند،

انگار آنکه هنوز قافله امام است که آمده تا صف اصحاب عاشورایی را از مردمانی که دین را در جستجوی نام و نان بر زبان دارند، جدا کند.  

اما در ميانه راه است كه سپاه فاجعه نزدیک می شود، جماعتي در نقش ' اشقيا ' كه يادآور لشكريان يزيد است با تجهيزات و نفرات دو چندان، راه را بر كاروان حسيني مي بندند و آنها را به ناحيه اي بياباني رهنمون مي كنند .

اما در باور این مردم, قافله حسین علیه السلام تنها نیست، که فرشتگان همراه امام شده اند و از اینرو ست که با حضور دو كاروان تعزيه خوان ' اوليا و اشقيا ' كه با تشريفات خاص درحركت هستند، تعدادي از كودكان كه لباس فرشتگان را پوشيده اند، قبيله عشق را بدرقه مي كنند.

هر کاروان بوسيله پرچمهايي برافراشته از هم مشخص شده و هرکدام نيز با نوعي از دسته هاي موزيک همراهي مي شوند، تا هر بیننده را به خویش خواندکه کدامی؟ همرکاب حسین گشته ای یا در گروه شقاوت، اسر دنیا شده ای.

خيمه ها در طول مسير کاروان در طبق هايي که با پارچه سبز پوشيده شده توسط کودکاني که لباس فرشتگان پوشيده اند حمل مي شود.

تهيه خيمه ها نيز نذر اهالي است که چون به حاجت خود رسيدند پارچه اي را به هيئت آورده و توسط خياطان هيئت که اغلب آنها بانوان هستند دوخته مي شود.

كاروان شبيه خوانان، مسير خيابان اصلي شهر را به طرف ضلع غربي امامزاده محمد(ع) طي مي كنند تا به جايگاه مخصوص خيمه هاي حسيني مي رسند و آنگاه هريك از شبيه خوانان با رجز خواني، خيمه اي را برپا مي كنند.
ترتيب خيمه ها نيز به اين شكل است كه بر بالاي يك بلندي، خيمه هاي حسيني به شكل نيم دايره قرار دارد و در ديگر سو در كنار نهر علقمه، خيمه هاي شبيه خوانان اشقيا.

اما خيمه كوبي روز هشتم، مقدمه اي بر خیمه برداری عصر يازدهم محرم است. دیری است که جماعتی انبوه  در اين روز، در ميدان 20 هكتاري تعزيه بر روي پشته هاي خاك می نشینند تا مناظره عقل و جهل یا نور و ظلمت را به چشم ببینند.

از آن نيمروز داغ كه آسمان كربلا به خون شش ماهه ابي عبدالله رنگين شد و زمين تفتيده نينوا از خون فرزند رسول الله سيراب شد، آتشي بر جان افتاد كه هنوز كه هنوز است، قافله عاشقان در جوش و خروش است.
قريب يك قرن است كه مردم مومن نوش آباد، چون به عصريازدهم محرم مي رسند، حماسه رويارويي حق در برابر باطل را با شيوا ترين تصوير به قضاوت نسل ها و عصرها مي گذارند تا مباد آنكه اين شعله خاموش شود.
مردم اين شهر، بنا به سنت ديرين خود، درعصر يازدهم محرم، با اجراي آيين خيمه برداري، رسالت سيد مظلومان عالم را بلندتر از هر زمان فرياد مي كنند، كه حيات، جزعقيده و جهاد نيست و براي اصلاح امور امت بايد از جان گذشت.
يك قرن است كه در يازدهمين روز محرم، هزاران ايراني، به شمالي ترين نقطه استان اصفهان سفر مي كنند تا درمراسم خيمه برداري نوش آباد شركت كنند و نه سرماي استخوان سوز زمستان و نه گرماي طاقت فرساي تابستان كوير نتوانسته مانع از اين حضور عاشقانه آنان شود.
آغاز اين مراسم، تعزيه شهادت حضرت حسين بن علي (ع) است و پس آنگاه لشگريان يزيد، آنان كه سواره اند، پيكر شهدا را با ' سُُم اسبان ' خود گرفته و آنان كه پياده اند، با نيزه و سنگ بر پيكر شهدا مي تازند و انبوهي از جمعيت است كه زنان و كودكان را با تازيانه مي نوازند و خيمه ها را در جهل و كين خود به آتش مي كشند.
آن هنگام كه آتش خيمه ها نشست و ' آل الله ' را سوار بر شتر بي جهاز به اسارت بردند، جماعتي را مي بيني كه سر و روي خود را با پارچه سياه پوشانده اند و تكه هايي از چوب ني را از بالاي سر برهم مي زنند و به ميدان مي آيند، مي گريند و مي گردند و نوحه سر مي كنند:
اي خيل عرب، خيل عرب، حرمت از اين كشته بداريد.
هرچند شهيد است، غريب است، به خاكش بسپاريد.
اينان، حماسه زنان بني اسد را باز آفريني مي كنند كه چون بي وفايي مردان را ديدند، به ياري ميهمان كربلا آمدند اما زودا كه خنجر شمر، حنجر حسين بن علي (ع) را بريد و گلوي عطشناك طفل صغير را تير حرمله در هم دريد.
' زودا ' كه زينب درغروب عصر يازدهم، از ميان آتش و دود، نداي غربت ' يا اَبَتاه ' برآورد. زودا كه طفلان حرم نبوي، با پاي برهنه در ميان خار ها استغاثه ' يا اُماه ' برآورند.
چه مصيبتي است كه بازآفريني آن هم بعد از 1400سال، تكرار مظلوميت و معصوميت خاندان پيغمبر خداست.
و چه مظلوميتي در طنين ' هل من ناصر حسين (ع) ' نهفته است ...

  نوشته شده در  یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۱ساعت 19:9  توسط جلیلی نوش آبادی.  |