هشتمینِ امامانِ معصوم علیهم السلام، تنها امامی است که مهمان ایرانیان شده و هنوز تمام ایران متأثر از این سفر تاریخی است. دوره 20 ساله امامت آن حضرت، دوران عجیبی است.
بعد از مرگ هارون الرشید، خلیفه عباسی، اختلاف امین و مأمون، فرزندان او، برای کسب کرسی خلافت بالا گرفت و در این فرصت، امام رضا علیه السلام، کلاس درس و بحث را پر رونق تر از هر زمان در مدینه برپا میکرد.
مأمون که بعد از برادر کشی، مورد نفرت آل عباس قرار گرفته بود، برای آنکه پایگاهی در بین ایرانیان دوستدار خاندان علی علیهم السلام پیدا کند، امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام را به مرو فراخواند تا ولیعهد او شود.
آغاز سفر مهمان ایرانیان در 15 محرم 201 قمری مصادف با 27 مرداد 195 شمسی بود. روزی که رجاء بن ابی ضحاک و یاسر خادم به همراه نامه مأمون به منزل امام رفتند و نامه را به حضرت تسلیم کردند، امام با کراهت نامه را خواند و به ناچار پیشنهاد مأمون را پذیرفت و آماده سفر شد.
نوع رفتار امام رضا علیه السلام در وداع با مرقد مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله نشان داد که پیشنهاد ولایتعهدی، ظاهری نمادین برای تبعید آن حضرت است. پس ازحرکت از مدینه، امام و ماموران مأمون به سه راهی معدن نقره رسیدند. در سه راهی بصره، کوفه و مدینه، مسیر معمول، حرکت به طرف کوفه بود اما رجاء بن ابی ضحاک، برای جلوگیری از مواجهه امام با مردم کوفه، راه را به مسیری کشاند که به طرف بصره میرفت. شهری که مردم آن از قدیم طرفدار عثمان بودند.
اولین شهر ایران که علی ابن موسی الرضا علیه السلام وارد آن شدند، جایی است که امروز به نام آبادان میشناسیم. امام بعد از عبور از شط العرب، به منطقهای رسید که الان قدمگاهی منسوب به امام رضا علیه السلام در آنجا وجود دارد.
کاروان وقتی به اهواز رسیدند، امام رضا علیه السلام مریض شد. منابع، دلیل بیماری امام علیه السلام را هوای بسیار گرم و مرطوب این شهر بیان میکنند. طبیب برای امام علیه السلام، نیشکر و گیاهی را تجویز کرد که فصلش نبود ولی امام گفت: بگردید هر دو یافت میشود، پس از قدری گشتن و با راهنمایی خود امام علیه السلام هر دو را یافتند.
برای خروج امام علیه السلام از اهواز در اخبار آمده است که حضرت از پل اربق یا اربک عبور کردهاند که امروز در ادامه مسیر این پل، در شهر ارجان قدیم یا بهبهان امروزی، مکانی است موسوم به قدمگاه امام رضا علیه السلام است.
قدمگاه بعدی که در منابع تاریخی از آن یاد شده شهر ابرقو یا ابرکوه است که در منتهی الیه جاده شمالی شیراز به شهر یزد است. مردم این شهر، 17 آبان هر سال، سالگرد ورود امام رضا به شهرشان را جشن میگیرند و کاروانی شبیه کاروان آن حضرت از حسینیه بازار به سمت قدمگاه حرکت میدهند. مسجد جامع ابرکوه، همان جایی است که امام در آنجا نماز خوانده است و بعد از آن اقامتی چها روزه در جایی داشته است که امروز به نام یزد میشناسیم.
با توجه به نقشهای که شیخ صدوق در مسیر کویر تا رسیدن به نیشابور به آن اشاره میکند، در خرانق و رباط پشت بادام نشانههایی برای عبور امام رضا علیه السلام از این مناطق وجود دارد.
نیشابور، بزرگترین شهر بر سر راه کاروان امام علیه السلام است. امام در هفتم جمادی الاول 201 قمری برابر با 15 آذر 195 شمسی وارد این شهر شد و حدیث معروف سلسله الذهب را در این شهر ایراد فرمود.
24هزار نفر نوشتهاند که آن حضرت، پس از دعوت حاضران به سکوت، حدیثی را خواند که پدرشان موسی بن جعفر، از پدرش جعفر بن محمد صادق، از پدرش محمد بن علی الباقر از پدرش، علی بن الحسین سید العابدین از پدرش سرور جوانان بهشت، حسین، از پدرش علی بن ابیطالب که شنیده پیامبر از قول جبرییل که گفته، خداوند متعال فرموده است: خدایی جز من نیست، من را بپرستید. کسی که با اخلاص گواهی دهد، خدایی جز الله نیست، در قلعه من وارد شده است و کسی که به قلعه من درآید، از عذاب من در امان خواهد بود.
و پس از آنکه مرکب امام به حرکت در آمد. حضرت سر خویش را از کجاوه بیرون آورده و خطاب به مردم فرموده است: "بِشُروطِها و أنا مِن شُروطِها." امام سه هفته در نیشابور اقامت کرد.
امام رضا علیه السلام پس از نیشابور به طوس، ده سرخ و کوه سنگی سفر کردهاند. در ده سرخ امام علیه السلام به منظور دستیابی به آب جهت وضو زمین را به دست خویش اندکی حفر کرده، چشمهای جوشید که تاکنون وجود دارد.
مقصد بعدی طوس بود. هنگامی که وارد طوس شد و در قریه سناباد از ناحیه نوقان اقامت کرد که از املاک حمید بن قحطبة طایی به شمار میرفت. در آن مکان نماز خواند و در این شهر مورد استقبال گرم مردم و بزرگان و عالمان شهر قرار گرفت.
مسیر سفر که به سرخس رسید، بنا به دستور مأمون امام را 15 روز زندانی کردند. دلیل اول آن، خواندن حدیث سلسله الذهب بود و دلیل دوم هم دوری از مردم که به گرمی او را در نیشابور استقبال کردند.
امام رضا علیه السلام در شهر مرو که پایتخت مأمون بود مورد استقبال اهالی قرار گرفت و به ناچار ولایت عهدی مأمون را پذیرفت اما این ولایت فقط دو سال به طول انجامید و با شهادت آن حضرت در سن 55 سالگی به پایان رسید.
14 قرن است که ایران به امام رضا علیه السلام میبالد. همان امام مهربان که 1288 سال قبل در مدینه به دنیا آمد اما اراده خدا بر آن شد که او از آن سوی شبهجزیره عربستان به خراسان بیاید تا ایرانیها هم از نزدیک همراهی با یک امام را تجربه کنند. برچسبها: سید جلال جلیلی, نوش آباد, امام رضا
نوشته شده در یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ساعت 17:51  توسط جلیلی نوش آبادی.
|
درباره وبلاگ
قلعه تاریخی سی زان, نماد خلاقیت ایرانیان دوره سلجوقی .
میرمن خوش میروی کاندر سر وپا میرمت خوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیست خوش تقاضا میکنی پیش تقاضا میرمت عاشق ومخمورومهجورم بت ساقی کجاست گو که بخرامد که پیش سرو بالا میرمت آنکه عمری شدکه تابیمارم ازسودای او گو نگاهی کن که پیش چشم شهلامیرمت گفته لعل لبم هم درد بخشد هم دوا گاه پیش درد وگه پیش مداوا میرمت خوش خرامان میروی چشم بداز روی تودور دارم اندر سر خیال آنکه در پا میرمت گرچه جای حافظ اندرخلوت وصل تونیست ای همه جای تو خوش پیش همه جا میرمت